محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
516
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مقدار شربت آن : تا پنج مثقال است . فصل الصاد المهمله مع الفاء صفراغون به فتح صاد و سكون فا و فتح راى مهمله و الف و ضم غين معجمه و سكون واو و نون . ماهيت آن : اسم فرنگى مرغى است قريب به گنجشك خاكسترى رنگ مايل به زردى و سبزى و منقار آن باريك و دم آن اندك بلند و بر آن نقطههاى سفيد و در موسم سرما بيشتر ظاهر مىگردد و بر لب جوى و حوض نشسته صفير مىكند و دم خود را دايم حركت مىدهد بيشتر سنگريزه و ريزههاى خشت مىخورند به عربى ابو الليح و به فارسى دم جنبانك و دميچه و به شيرازى مرغك سقا و به هندى حموله و كهنحن نيز نامند . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و گوشت آن تلخ با قوّت ترياقيت . افعال و خواص آن : خوردن گوشت خام و به دستور محرق آن با ماء العسل جهت تفتيت سنگ گرده و مثانه و عسر البول بسيار نافع و مدر قوى است . فصل الصاد مع اللام صل اسم قسمى از مار است كه روى آن مدور باشد و گويند شنيدن آواز آن كشنده است . فصل الصاد مع الميم صمغ به فتح صاد و سكون ميم و غين معجمه و به فتح ميم نيز آمده لغت عربى است به يونانى فوقمينون و به سريانى قاموز و به رومى دينون و به فارسى اردو و به شيرازى از دو و به هندى كوند نامند . ماهيت آن : رطوبتى است كه از تنه بعضى اشجار تراوش مىكند و منجمد و خشك مىگردد و صمغ هر نباتى در طى ذكر آن مذكور شد و مىشود و مراد از مطلق آن صمغ عربى است كه از درخت ام غيلان كه مغيلان نيز نامند حاصل مىگردد و بهترين آن زرد مايل به سفيدى صاف شفاف براق آنست كه چون در آب اندازند و زمانى بماند منتفخ نگردد و تمام آن گداخته شود و چيزى از آن نماند و گداخته آن صاف و چسبنده باشد و چون قطعهاى از آن را در دهان بگذارند به دندان و كام بچسبد و منتفخ نشود بلكه گداخته گردد . طبيعت آن : در گرمى معتدل و در دوم خشك و جالينوس گرم دانسته . افعال و خواص آن : مغرى و ملين صدر و قابض و مقوى معده و امعا و حافظ استخوان و مانع ريختن مواد به سينه و رافع حدت و نكايت ادويه حاده و اسهال صفراوى و جهت درد سينه و سرفه و قرحه ريه و خشونت حلق و قصبه ريه و سينه و تصفيه صوت و منع انصباب مواد نزلى به سينه و معين بر اخراج نفث چون قدرى از آن را در دهان گذاشته آب گداخته آن را اندك اندك بمكند و فرو برند و يا در حبوب و يا در ادويه مناسبه داخل كنند و از دو مثقال تا سه مثقال آن جهت اسهال و سحج امعا مجرب و بريان آن با روغن گل سرخ قاطع سيلان خون جميع اعضا است سواى رحم و بواسير و حابس اسهال . مداومت آن روزى يك مثقال كه سوده با يك اوقيه روغن گاو تازه تا سه روز يا هفت روز بنوشند قاطع نفث الدم و نزف الدم صدر و ريه و ساير اعضاى داخلى سواى رحم و بواسير مجرب و به دستور با شير بز تازه دوشيده و طلاى آن با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى آتش و قطور آن با گلاب جهت رمد و سلاق و جرب بغايت مفيد . مضر سفل ، مصلح آن كثيرا و گويند گلاب و صندل . بدل آن : صمغ بادام و حب الاس است . صمغ البلاط به فتح باى موحده و لام و الف و طاى مهمله لغت عربى است و آن را لزاق العجر و لزاق الرخام و به يونانى لسوفلا به معنى غراء الحجر نامند . در ماهيت آن اختلاف است ديسقوريدوس گويد چيزيست كه از حجر رخام و حجرى كه از بلاد قوما مىآورند مىسازند با سريشم جلود و صاحب منهاج گفته بعضى از آن معدنى است و بعضى مركب از صبر و دمالاخوين و علك البطم و انزروت و صمغ عربى از هر يك يك جزو و از بيخ مرجان كه بسد است و زاج از هر يك نيم جزو بسيار نرم كوفته بيخته با آب صمغ محلول سرشته و بر ديوار گچكارى مىمالند و مىگذارند تا خشك گردد و هر چند خشك و كهنه گردد بهتر مىشود و بغدادى گفته كه آن نشاره بلاط مضاف به غرى الجلود است كه بسيار با هم مىمالند و مىسايند چند يوم پى در پى و صاحب تحفه نوشته كه نشاره بلاط الكبران و غرى الجلود است كه بسيار مبالغه در كوبيدن و طبخ آن كرده بر ديوار خانهها مىماليدهاند و سنگ فرش خانهها را كه بلاط عبارت از آنست بدان مستحكم مىكردهاند . افعال و خواص آن : ذرور آن جهت الصاق موى زايد چشم و التيام جراحات تازه و منع آنها از تفتيح قوى و سريع الاثر و آنچه