محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
517
مخزن الأدوية ( ط . ج )
صاحب منهاج بيان كرده در قلع بهق بسيار مؤثر دانستهاند . صمغ الداميثا به فتح دال مهمله و الف و كسر ميم و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح ثاى مثلثه و الف . ماهيت آن : صمغى است تلخ مايل به سرخى و صاف در غايت حدت و جيش تفليسى گفته كه از بلاد فارس خيزد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و مسخن و محلل رياح و در مزاج و ساير افعال قايم مقام حلتيت است مگر آنكه كريه الرايحه مانند آن نيست . مقدار شربت آن : تا نيم درم . صمله غذايى است كه از خمير آرد گندم مثل بغرا ترتيب دهند و در افعال مانند بغرا است و مذكور شد . فصل الصاد مع النون صندل به فتح صاد و سكون نون و فتح دال مهمله و لام معرب سندل به سين مهمله فارسى است و گويند لغت سريانى است و به يونانى حلوسطقاقيل و به رومى فلوريقا و به هندى چندن نامند . ماهيت آن : چوب درختى است عظيم به قدر درخت گردكان و انبه و نيب و شاخهاى آن افتاده بر روى زمين و ثمر آن در خوشه مانند حبة الخضرا . انطاكى گفته كه برگ آن شبيه به برگ گردكان و نرم و نازك است و سه نوع مىباشد يكى سفيد نباتى رنگ و آن را صندل ابيض و به هندى چندن و دويّم زرد رنگ و آن را صندل اصفر و به هندى ملاكير و سيّم سرخ تيره و آن را صندل احمر و به هندى ركتچندن نامند و منبت آن اكثر بلاد هند و سواحل دكهن و فرنگ است و بهترين از سفيد و زرد آن آنست كه خوشبو و كم ريشه و صلب و چرب و املس باشد و از سرخ آن آنچه تيره رنگ صاف كم ريشه و قوّت آن تا سى سال باقى مىماند . طبيعت آن : سفيد و زرد آن در سيّم سرد و در دويّم خشك و سرخ آن در دويّم سرد و در سيّم خشك . افعال و خواص : سفيد آن مفرح و مقوى دل و معده و رادع و قابض و با ترياقيت و محلل اورام حاره و جالب مواد مسدد و آشاميدن آن جهت خفقان حار و تبهاى تند صفراوى و التهاب و منع صعود بخارات به دل و دماغ و برسام و ضعف قوّت حافظه و ذهن و دل و معده و جگر به تخصيص در محرور المزاج و به دستور طلاءً و نيز طلاى آن با گلاب و قليلى كافور بر پيشانى جهت صداع حار و به تنهايى و يا با نيم وزن آن انزروت با سفيدى تخم مرغ بر پيشانى و صدغين جهت صداع حار و منع نزلات به چشم و ساير اعضا و به تنهايى و يا با ادويه بارده مناسبه جهت خفقان و وجع معده حار و رفع بدبويى نوره و عروق و با آب برگ عنب الثعلب و يا با آب حى العالم و يا با آب برگ خرفه و يا با آب طحلب و امثال اينها جهت نقرس حار و اورام حاره مانند حمره و نار فارسى و منع ريختن فضول به عضو در ابتداى علت و بالخاصيت طلاى آن مورث حرارت و خارش شديد در بدن به سبب تكثيف مسام و ميل ماده به باطن و رافع آن سركه و روغنهاى گرم و لطيف و بغايت مضر باه و قاطع آن و مضر صوت ، مصلح آن عسل و نبات . مقدار شربت آن : يك مثقال . بدل آن : نصف وزن آن كافور و بعضى اشنه گفتهاند و بدل سرخ آن نصف وزن آن فوفل است و صندل سرخ در افعال مذكوره از تفريح و غير آن شرباً ضعيفتر و طلاءً قوىتر از سفيد و طلاى آن جهت درد سر حار و اورام حاره و ضماد آن با روغن زنبق جهت رفع تب و اعيا و با گلاب جهت رفع قلاع دهان و بدستور جهت درد آن . قرشى در شرح قانون گفته كه مستعمل در زمان ما در اضمده و غير آن صندل سرخ است و در مشروبات صندل سفيد جهت آنكه اتفاق كردهاند بر آنكه در صندل سرخ جزو حارى نيز است كه نفوذ مىفرمايد اجزاى بارده را از خارج به داخل و لهذا اقوى است فعل آن از سفيد در خارج و چون با سفيد نيست اقوى است از سرخ در داخل و صاحب شفاء الاسقام گفته كه آنچه مشاهده كردهايم ما از اطبا آنست كه استعمال مىكنند صندل سفيد را در اسهال صفراوى و سرخ را در اسهال دموى و هر دو را با هم در اسهال مختلط با هم و سه عدد از تخم آن را چون بياشامند جهت بول الدم و حرقة البول و مرضى كه به جاى منى خون انزال شود مجرب دانستهاند و اطباى هند با آب زنجبيل تر كه به هندى ادرك نامند استعمال مىنمايند و جوارش و حب صندل و خميرها و سفوف و اشربه و معجون و مفرح آن در قرابادين مذكور شد . صن الوبر به كسر صاد و نون و الف و لام و فتح واو و باى موحده و راى مهمله . ماهيت آن : انطاكى گفته اقراصى است كه در مغارههاى بلاد يمن مىيابند و به حجاز مىآورند و در اصل و حقيقت آن اختلاف است چنانچه در بول الابل مذكور شد و بغدادى گفته كه چيزى