محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
515
مخزن الأدوية ( ط . ج )
گرم و يا جلاب عسل و يا شكر بياشامند در ساعت تسكين دهد و مجرب دانستهاند و قطور زيت مطبوخ آن در آن خصوصاً مطبوخ اطراف آن جهت تسكين درد گوش و گويند چون دو عدد يا سه عدد آن را در انبوبه نى كرده و سر آن بند كرده زير بالين گذارند مادام كه آن در زير بالين باشد صاحب آن را خواب نيايد . فصل الصاد مع العين المهمله صعتر به فتح صاد و سكون عين و فتح تاى مثناة فوقانيه و راى مهمله و سعتر به سين مهمله به جاى صاد نيز آمده و ليكن اطبا بيشتر به صاد مىنويسند تا ملتبس و مشتبه به شعير نشود و به شين معجمه و به زاى معجمه نيز آمده و به رومى لزموش و به يونانى صعتروس و اوريغاسن و به فارسى آبشن و اوشن و به تركى كلكليك و به اصفهانى اويشم و به هندى ساتر نامند . ماهيت آن : برگ گياهى است و انواع مىباشد بستانى و برّى و جبلى . بستانى را به فارسى مرزه نامند و برگ بستانى مدور و برگ برّى بعضى طولانى ريزه و بعضى برگ آن نازك و جبلى عريض و مدور و آنچه رنگ آن سياه باشد صعتر فارسى و آنچه سفيد نزد بعضى مردم مشهور به جوزى است و صعتر شوار نيز نامند و انواع ديگر نيز مىباشد و همه در طعم تند و خوشبو و گل همه كبود بهترين آن برگ كوچك تازه برّى آنست و دراز برگ آن بهتر از مدور برگ آنست . طبيعت آن : در آخر دوم گرم و خشك و بعضى در اول سوم گفتهاند و گرمى و خشكى جبلى آن زياده . افعال و خواص آن : مفتح سدد و مقطع و مجفف و محلل رياح و بلاغم و ملطف اغذيه غليظه و مبهى و مشهى غذا و منقى ريه و معده و جگر و امعا از رطوبات و بلاغم و مانع صعود ابخره به دماغ و دافع جشاى بلغمى و مسكن وجع دندان و ورك حادث از سردى و وجع مثانه و رحم و مدر بول و حيض و با قوّت ترياقيت و خوردن آن با آب انجير جهت ربو و سرفه و با انجير خشك و عرق آورد و رنگ رو را نيكو گرداند و خوردن ادويه مسهله با آب صعتر مطبوخ رافع تخمه و عفونت غذا و ترش شدن آن و غثيان و وجع فواد و قولنج ريحى و ثفلى بلغمى و مغص و مخرج اقسام كرم معده و حب القرع و به دستور با عسل و اگر پيش از ادويه مسهله بخورند باعث تهيه اخلاط است براى دفع به مسهل به آسانى و با آب كرفس جهت تفتيت حصات و عسر البول و با ميپختج جهت دفع مضرت شوكران و افيون و با سكنجبين جهت رفع مضرت جنين و با بادروج و ترب جهت وجع ورك و ثفل حاصل از رطوبات شرباً و ضماداً و با روغن زيتون جهت انواع مغص و آشاميدن سركه كه صعتر در آن خيسانيده و با سكنجبين مصنوع از آن هر گاه سرفه نباشد جهت سپرز مجرب و با پنير تازه جهت تسمين بدن و با خيارزه جهت كوفتگى عضل و معده و جگر و لعوق آن با عسل جهت ورم ملازه و ريه گرم و سرفه رطوبى و عقرب گزيده و ساير هوام و مضغ آن جهت تسكين درد دندان و تقويت بصر و سفوف آن با مثل آن شكر جهت قطع صعود ابخره و تقويت چشم و با اطعمه غليظه باعث خوشبويى و سرعت انحدار و زيادتى لذت و لطافت آنها است مانند هريسه گندم و باقلا و عدس و كله و پاچه و گوشت گوساله و مانند اينها و محلل رياح و نفخ آنها و با جميع بقول مضر عين خواه گرم باشد خواه بارد رافع ضرر آنها و با سركه بهترين نان خورشى است و آشاميدن سه درم آن با عسل جهت گزيدن عقرب و ساير هوام و مضمضه آن با سركه و زيره جهت درد دندان و گلو و اكتحال آب معصور آن جهت رفع بياض و شب كورى و سعوط آن با روغن ايرسا جهت اخراج فضول رطوبى بسيار از دماغ و قطور آن در گوش جهت رفع ثقل سامعه و با شير جهت تسكين وجع آن و ضماد آن با عسل جهت اورام صلبه و عرق النساء و وجع ورك و با روغن زيتون و زيره جهت برآمدگى ناف اطفال و رفع رياح جوف ايشان و با سويق جهت تحليل اورام بلغمى و با گندم جهت وجع ورك و ضماد مطبوخ آن در حمام جهت جرب و حكه و يرقان و رايحه بخور آن و افتراش بدان جهت گريزانيدن هوام و آشاميدن مطبوخ شاخهاى آن با مثل آن عناب كه در چهار مثل آن آب جوش دهند تا به ربع رسد جهت تصفيه خون غليظ بالخاصيه مؤثر و گل آن مسهل مره سودا و بلغم امّا ضعيفتر از افتيمون و قوىتر از حاشا چون دو مثقال آن را با سركه و نمك بياشامند اسهال سودا و بلغم نمايد و ادرار بول و حيض كند و عصاره گل تازه آن محلل ورم عضل دو طرف زبان و لهات و قلاع دهان در آخر علت و مرباى آن با شكر و يا عسل و به دستور گلقند دو مثقال آن در دفع سموم و امراض بارده قوى الاثر و چون شب وقت خواب مقدار يك مثقال آن را بخورند و بخوابند و مداومت بر آن نمايند منع صعود ابخره به دماغ و نزول آب به چشم نمايد و ذهن را تقويت بخشد و رنگ رو را نيكو گرداند و روغن گل آن به تنهايى با جميع اجزاى آن به دستور مقرر جهت جميع امراض بارده مانند فالج و لقوه و رعشه و استرخا و اوجاع ظهر و مفاصل و خصوصاً قولنج و امراض نواحى معده و امعا بهتر از روغنهاى ديگر و تخم آن در جميع افعال قوىتر از برگ آن و مفتح سدد و رافع يرقان و مهيج باه و خاييدن آن مسكن درد دندان و محرك اشتها و چون در نان داخل نمايند دافع ضرر مأكولات و معين بر باه مبرودين و صعتر مضر ريه ، مصلح آن سركه .