محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

504

مخزن الأدوية ( ط . ج )

عسل و روغن جهت درد رحم و وجع آن در حين نفاس و با روغن گل سرخ جهت انواع جرب و ضماد سوخته آن با موم گداخته و روغن سوسن و يا حنا و مانند آن هر دو بر سر صاحب قرع كه به فارسى كل نامند مفيد و مانع ريختن موى آن و روياننده آنست به شرط مداومت و ضماد اندك بريان كوبيده آن با گلاب جهت زخم‌هاى سوداوى ساق پا مجرب و با بول صبيان جهت قروح شهديه سر و ساير قروح بارده رطبه و قطور بو داده كوبيده جوش داده آن با روغن زيتون و صاف كرده به قدر سه چهار قطره در بينى جهت رفع زكام كه با عطسه بسيار باشد مجرب و با روغن حبة الخضرا در گوش جهت تفتيح سده و رفع رياح و درد آن نافع و دخان آن گريزاننده هوام و اكثار شربت شونيز مورث خناق محرورين و سدر ، مصلح آن در سركه خيسانيدن آن . مضر گرده ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : تا دو درم در مبرودين و در محرورين تا نيم درم و بدل آن انيسون و نصف وزن آن تخم شبت و روغن آن با روغن زيتون و كندر جهت اعاده باه مأيوسين شرباً و طلاءً مجرب دانسته‌اند و روغن آن كه به قرع معكوس گرفته باشند طلاءً بر اعضاى تناسل و كمر جهت آوردن نعوظ بيعديل و رافع دردهاى بارده و سستى اعصاب و سده آن و به دستور آشاميدن آن با اشياى مناسبه جهت امور مذكوره سريع الاثر و قرشى گفته نبات آن را چون در غدير اندازند ماهيان آن بالاى آب آيند و گويند نوعى از آن خناق و غثيان آورد ، تدبير آن قى كردن و آشاميدن شير و ساير تدابير كندش خورده است . فصل الشين مع الياء المثناة التحتانيه شيبه به فتح شين و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح باى موحده و ها اسم عربى است و غير شيبة العجوز است و آن را بعضى اشنه بستانى نامند . ماهيت آن : گياهى است ساق و شاخ آن سفيد و برگ آن مايل به سفيدى و غبارناك و گويا به مقراض ريزه كرده‌اند و خوشبو با تندى شبيه به بوى صعتر . منبت آن بساتين و جاهايى كه باران بسيار شود و در شيراز بسيار مىشود و آن را در بساتين و مقابر بسيار مىكارند و ريحان كرمانى و حبق كرمانى نيز نامند و رايحه آن شبيه به كافور است . طبيعت آن : در سيّم گرم و در دويّم خشك و در آخر اول نيز خشك گفته‌اند . افعال و خواص آن : مفتح سدد و محلل و مدر حيض و منقى فضلات و مواد نزلى شرباً و ضماد آن رافع ورم ريحى و بلغمى و مانع مواد ورمى در ابتدا و در انتها محلل آن و جهت تحليل رياح رحم و انفتاح فم آن و ادرار طمث و جذب جنين شرباً و حمولًا و جلوساً فى ماء طبيخه مؤثر . مقدار شربت آن : تا يك مثقال و نيم است و با شراب و ماء العسل به قدر احتياج . شيح به كسر اول و سكون ياى مثناة تحتانيه و حاى مهمله به يونانى ساريقون و اقدينا شجرا و سيتا بحريا نيز و به فارسى درمنه نامند . ماهيت آن : نباتى است قريب به بلندى شبت و گل آن خوشبو و تلخ و با اندك حدت شبيه به افسنتين رومى و ليكن قبض اين از آن كمتر و گرمى اين از افسنتين زياده و برگ‌هاى آن ريزه نازك شبيه به برگ سداب و بعضى مايل به زردى و بعضى مايل به غبرت و گل آن زرد و سرخ و آن اقسام مىباشد جبلى آن قوىتر از صحرايى و آنچه گل آن مايل به زردى است و برگ آن شبيه به سداب و نبات آن از شبت كوچك‌تر شيح ارمنى نامند و آنچه مايل به غبرت و تخم آن شبيه به تخم كشوث و اندك از آن بزرگ‌تر و تركى آن با رطوبت چسبنده و گل آن زرد و شيح جبلى را به يونانى اقليون نامند و طعم آن تلخ و آنچه عريض الورق و گل آن سرخ است شيح خراسانى و شيح تركى نامند و درمنه تركى تخم بستياج است كه وخشيزك نامند و آن تخمى است معروف و در بستياج مذكور شد و مستعمل از اقسام آن گل آنست غير ساير اجزا و گياه آن را مىسوزانند و گفته‌اند نوعى از افسنتين است و صاحب منهاج آن را دو صنف گفته يكى چوب آن مجوف و برگ آن شبيه به برگ سرو و ديگرى ارمنى زرد رنگ و شيخ الرييس ( ره ) نيز يكى را سروى الورق مجوف العود گفته و اين مستعمل در ادخنه و بخورات است و دويّم برگ آن شبيه به برگ طرفا و گفته گاه يافت مىشود صنف ثانى كه زرد رنگ مىباشد و آن را سريقون ارمنى و افسنتين البحر نيز نامند و مختار و بهترين آن ارمنى است . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم و در دويّم نيز خشك گفته‌اند . افعال و خواص آن : مفتح سدد و قاطع بلغم و محلل رياح و مسهل اخلاط فاسده و مدر فضلات و مخرج اقسام كرم شرباً و ضماداً و جهت گزيدن عقرب و رتيلا و سموم بارده و عسر نفس و فواق و مغص و درد ورك و تبهاى مركبه شرباً نافع . مقدار شربت آن : در سموم تا سه درم و در غير آن تا دو درم . مضر معده و عصب و مصدع ، مصلح آن مصطكى و ترمس . بدل آن : به وزن آن افسنتين و بعضى سداب را بدل آن دانسته‌اند تكميد به طبيخ آن و به دستور طلاى آن جهت رمد بلغمى و ساير