محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

505

مخزن الأدوية ( ط . ج )

اورام بلغمى غليظ بعد از تنقيه در هر دو و ضماد و رماد سوخته آن با روغن زيتون و يا زنبق و يا امثال آن جهت داء الثعلب و سرعت رويانيدن موى بر آن مؤثر و ذرور آن جهت آكله و روغن آن كه به دستور روغن گل سرخ سازند جهت عسر النفس و رفع لرز تبها و امراض بارده و ورم معده و استسقا و اخراج ديدان و لسع عقرب و رتيلا و انبات لحم نافع است . شيح البحرى و آن را شيح يهودى و سمك يهودى و اهل مغرب نيل نامند . ماهيت آن : حيوانى است بحرى و در درياى مغرب كثير الوجود شبيه به سنگ پشت بحرى و ليكن صدفيت اين بدان مرتبه نيست بلكه پوست صلبى است و سر و بينى آن شبيه به گوساله و گويند روز شنبه از مكان خود حركت نمىكند و از اين جهت آن را سمك اليهودى نامند و آن را نمىخورند . افعال و خواص آن : خوردن دل آن جهت داء الثعلب و بهق و پوشيدن پوست آن و تعليق آن مانع تولد نقرس و رافع آنست و بخور اجزاى آن با استخوان جهت رفع تبهاى بلغمى و كشتن پشه مجرب دانسته‌اند . شيرخشت به كسر شين و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله و كسر خا و سكون شين معجمتين و تاى مثناة فوقانيه به فارسى شيرخشك نامند . ماهيت آن : گفته‌اند طل يعنى شبنمى است كه در بلاد خراسان و هرات و بعضى بلاد فرنگ نيز بر درختى كه آن را به زبان دهات نواح خراسان كشيرو در درختى ديگر كه كبيرو نامند مىنشيند و آن درخت به قدر دو سه قامت بلند مىشود و چوب آن خالدار زرد و سفيد و اندك ثقيل الوزن است و از آن عصا مىسازند و كمياب و قيمتى است جهت آنكه چوب آن اكثر كج‌واج مىباشد و تحقيق آنست كه آن از قبيل صمغ است كه از گره‌هاى آن درخت برمىآيد و منعقد مىگردد و از قبيل طل يعنى شبنم نيست و اسم آن نيز دلالت بر آن مىكند جهت آنكه گفته‌اند كه خشت به لغت اهل آن نواح به معنى صمغ است و بعد اضافه و تركيب كشيرو يا كبيرو بدان و حذف كاف از اول كشيرو و كبيرو و اسقاط واو از اول و خشت و آخر كشيرو يا كبيرو براى تخفيف شيرخشت و بيرخشت گرديد و نيز آن را به فارسى شيرخشك مىنامند يعنى لبن منجمد و مجفف پس لبن كه به فارسى شير نامند غير طل است كه شبنم باشد و بهترين آن حبهاى بزرگ سفيد شيرين خالص آنست كه چون در دهان گذارند زود گداخته گردد و كام و زبان را بسيار شيرين و سرد گرداند و با جلا و تقطيعى باشد و شيرينى طعم آن شيرينى خاص است وراى شيرينى شكر و عسل و مغشوش و مصنوع از آرد جو و شكر را اين صفت نيست و نصارى در اين اوقات از بلاد ايتاليان بسيار مىآورند و مىگويند در آنجا بسيار به هم مىرسد و از قبيل شبنم است و از آنچه بر شاخ‌هاى اشجار و سنگهاى پاكيزه افتاده و يا در چادرى و يا غير آن با احتياط اخذ نموده‌اند سفيد خالص مىباشد و آنچه بر زمين ريخته مخلوط به خاك و مايل به تيرگى است و اين نوع مطلقاً دهان را خوب سرد نمىگرداند و زود در آب گداخته نمىگردد مانند شيرخشت خراسانى امّا در قوّت اسهال قريب بدان است و گويند در بلاد صوبه بهار كه مشهور به عظيم‌آباد و پتنه و بهاكلپور و نواح آن از علفى كه آن را به هندى كترا مىنامند چيزى شبيه به شيرخشت به عمل مىآيد بدين قسم كه چون علفها را بريدند ضابطه است كه بيخ آن را آتش مىزنند بعد از آن از بيخ آنها رطوبتى جوشيده برمىآيد و مانند دانه نقلى سفيد بسته مىگردد و آن دانه نقل در جميع اوصاف مانند شيرخشت است و آن را به زبان مردم آنجا هرلالو و به فرنگى مانه نامند و حكيم مير عبد الحميد نوشته كه من خود تجربه نمودم مانند شيرخشت است . طبيعت آن : در آخر اول گرم و در رطوبت و يبوست معتدل . افعال و خواص آن : جالى و ملين طبع و مسهل صفرا و اخلاط سوخته و مركبه و رقيقه و مقوى جگر و معده و احشا و مسكن حرارت و لهيب معده و قلب و جگر و ورم آن و جهت سرفه و خشونت سينه و حلق و تبهاى حادث از مواد رقيقه و نيكو مسهلى است و اسهال آن به رفق بدون كرب و اذيت و اضطراب و احداث حرارت حتى كه اطفال و پيران و ضعفا را موافق است و اگر نزله و سرفه نباشد با گلاب بهتر است و عمل آن بيشتر و الا با ادويه مناسبه ديگر و با ماء الشعير بهترين مسهل است از براى صاحبان تب حار حاد و محرور المزاجان و امراض حاره حاده كه در نيم آثار ماء الشعير كه قريب به يك رطل است و يا زياده مقدار پنج شش توله تا هشت توله شيرخشت را حل نموده صاف كرده روغن بادام مقدار دو درم بر آن چكانيده گرم كرده بنوشند و هرگاه تشنه شوند و يا قصور در اسهال نمايد عرق رازيانه و يا قدرى ماء الشعير نيم گرم كرده بنوشند . المضار : مولد رياح و قراقر در معده و ترقيق منى و باعث سرعت انزال است به سبب جلايى كه دارد ، مصلح آن روغن بادام و رازيانه . مقدار شربت آن : تا بيست و پنج مثقال . بدل آن : به وزن آن ترنجبين و در جميع افعال سواى تقويت باه و ضرر صاحبان قولنج مانند ترنجبين است و شيخ الرييس در بعضى مقالات قانون گفته كه شيرخشت با وجود آنكه مسهل اخلاط رقيقه است مضر صاحبان قولنج است و ضماد آن ملين و جالى