محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

501

مخزن الأدوية ( ط . ج )

خشونات بدن و نضج اورام و جهت حكه و جرب و توسيع دهن زخمها و به چرك آوردن آنها و رفع اذيت زخم حربه زهردار و جذب آن بالخاصيه و طلاى موم روغن معمول با روغن سوسن و يا روغن زنبق و يا ياسمين بر صورت صاف كننده و نيكو كننده رنگ رخسار و زايل كننده كلف و محلل صلابت اعصاب و گويند چون از موم زرد يا سرخ با روغن سوسن و يا گل سرخ مرتب نمايند و سه هفته در آفتاب گذارند پس بر اورام پس گوش و اربيه طلا نمايند به تحليل برد و منع انصباب مواد بدان نمايد و چون به تنهايى ورق ساخته بر پستان گذارند مانع انجماد و بسته شدن شير است در آن و بر تعقد عصب و اورام محلل آنها و تكميد ريزه ريزه كرده آن با زردچوبه خشك كوبيده در صره بسته و به روغن كنجد گرم كرده محلل اورام و رياح و مسكن اوجاع و چون مخلوط به عود هندى نموده بر آتش گذارند به ديرى و اندك اندك سوخته گردد و خوردن موم دافع اشتها و مسدد ، مصلح آن نان . مقدار شربت آن : تا نيم درم . بدل آن : آرد باقلا است و گويند چون آشيان مگس را بسوزانند و به ظرفى بمالند و در آب دريا و يا ساير آبها گذارند آب شيرين را به خود جذب مىكند . دستور سفيد كردن موم آنست كه بگيرند موم را و گداخته در آب سرد اندازند و چرك آن كه در زير آن جمع گردد جدا نمايند و همچنين مكرر نمايند پس در ديگ سر گشاده سفالى نو كرده آب درياى شور بر آن ريخته و اندك نطرون و اگر آب درياى شور نباشد آب نمك بر آن ريزند و بر آتش گذارند تا گداخته گردد و از آتش فرود آورند و ديگ سفالى ديگر كه در آن تواند داخل شد ته آن را تر كرده در آن فرو برند تا مومها بدان بچسبد برآورند و بعد سرد شدن موم را جدا كنند و همچنين باز ديگ را در آن فرو برند و مكرر همچنين عمل كنند كه هر مرتبه بگدازند باقى , A Fh V , A Fh آب شور و نطرون و از ته ديگ سفالى ديگر تر كرده بردارند پس آن قرصها را دور دور به ريسمانى كشيده روزها در آفتاب بياويزند و بر آن آب سرد دفعه به دفعه بپاشند و شبها به ماهتاب تا آنكه خوب سفيد گردد پس گداخته از آن شمع ريزند و يا در مراهم و غير آن كه مطلوب باشد به كار برند و يا آنكه در ظرفى كرده آب بسيار گرم جوشان بر آن ريزند و به دستور طبخ دهند و عمل نمايند تا سفيد گردد و يا آنكه بعد از تصفيه چرك آن را گداخته در آب سرد اندك بريزند و يا آنكه به دسته جاروبى به هم زنند كه به زودى دانه دانه گردد پس روزها بر پارچه كرپاس نم كرده ريزند و بر آفتاب گذارند و آب بر آن بپاشند و شبها زير آسمان و ماهتاب گذارند تا سفيد گردد . فصل الشين مع النون شند به فتح شين و سكون نون و دال مهمله ديسقوريدوس اسميلوس ناميده و به هندى ستّ به فتح سين مهمله و تاى مثناة فوقانيه مشدده گويند . ماهيت آن : از طيوب معموله است خصوص اهل مصر و بهتر از آنجا جاى ديگر نمىسازند و گويند دخان ضرو است و دستور صنعت آن آنست كه حصى لبان را نيم كوفته هر قدر كه خواهند در ديگ سفالى كنند و ديگ طولانى بر سر آن نصب نمايند و اطراف آن را به گل حكمت بگيرند و در زير آن آتش بسيار ملايم كنند تا در ظرف بالا صعود نمايند و بچسبد و اگر به جهت زيادتى عطريت ظرف بالاى را به عود و صندل بيالايند خوب است و اگر به جاى ديگ بالاى كاغذى را به شكل كله قند پيچيده بر سر آن نصب كنند به نحوى كه اصلًا بخار بيرون نرود نيز خوب است و بهترين آن سفيد خوشبوى آنست كه بوى دود از آن نيايد . طبيعت آن : در سيّم گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : مقوى دل و مدر فضلات و مفتت حصات و دافع اخلاط لزجه سينه و با زعفران مفرح و جهت سرفه و ضعف عصب و خفقان و با انيسون جهت قولنج مجرب دانسته‌اند و طلاى آن جهت التيام قروح و دافع آثار و حمول آن جهت بواسير و تقويت رحم مفيد و مجفف و مصدع محرور و مخشن سينه و مصلح آن روغن كنجد . مقدار شربت آن : چهار قيراط است . فصل الشين مع الواو شواء به فتح شين و واو و الف ممدوده لغت عربى است به فارسى كباب و بريانى گويند . ماهيت آن : گوشت بريان كرده است به هر نحو كه بريان نموده باشند بر آتش به واسطه يا بىواسطه در روغن يا بىروغن و از بالا روغن بر آن زده باشند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : استشمام رايحه آن در حين بريان نمودن مقوى قلب ناقهين و مرتاضين و به دستور خوردن آن سريع الهضم جيّد الكيموس و مقوى اعضاى رييسه و باه و اكثار آن ثقيل و دير هضم و نفاخ .