محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
500
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : معروف است و برّى و بستانى مىباشد و برّى دو قسم است : يكى شاخهاى نبات آن دراز و برگ آن به عرض انگشت مهين و بيخ آن باريك مانند بيخ اشجار ديگر و غير مأكول و تخم آن سياه و مغز آن سفيد و منابت آن مزارع و ديگرى را منابت صحراهاى نمناك و نزديك آبها و به يونانى نونيناس و نونياس نيز گويند بيخ آن به قدر خيار و بسيار سرخ و مأكول و برگ آن شبيه به برگ بستانى و از آن باريكتر و املس و كثير التشريف و تخم آن مانند بستانى و مايل به سياهى و تخم اين مستعمل در ترياق فاروق است و بستانى آن را برگ شبيه به برگ ترب و كثير التشريف و از آن املستر و بيخ آن مدور و مفرطح و بعضى اندك طولانى و بر سر آن اندك ريشه و مأكول و در اكثر بلاد به هم مىرسد و به قدر نارنج بزرگى و تا هندوانه در بعضى بلاد و اراضى قويه مىشود و نازك بىريشه و در بعضى اراضى ضعيفه كوچك ريشهدار و بهترين و مستعمل آن بستانى نازك بىريشه آنست و تخم آن سرخ و تيره و از برّى بزرگتر و اين مزروع مىباشد در خريف و در اواخر شتا و اوايل ربيع نيز قليلى در بعضى بلاد به هم مىرسد . طبيعت : برّى آن در اواسط دويّم گرم و در اول تر و بستانى آن در اول دويّم گرم و در اواخر اول تر . افعال و خواص آن : تناول مطبوخ بيخ آن كثير الغذا و رافع سعال و ملين سينه و بطن و مقوى باصره و مشهى طعام و مهيج باه و زياده كننده منى و مفتت حصات و مدر بول و برگهاى نازك آن را قوّت ادرار زياده و بطى الهضم و نفاخ و مصلح آن فلفل و زيره و شيرينيها و در احاديث وارد است كه امر فرمودند به خوردن شغلم و فرمودند عليكم باللّفت فانه ليس احد الا و له عرق من الجذام و اللّفت يذيبه و در حديث ديگر است كه ما من احد الا و فيه عرق من الجذام فاذيبوه بالشلجم و چون ريشههاى باريك آن را ساييده با عسل بياشامند جهت سپرز و عسر البول مجرب و ضماد مطبوخ آن محلل اورام و نطول مطبوخ جميع اجزاى آن جهت شقاق عارض از برد و نقرس و حكه مراريه و به دستور طلا و ضماد برگ و بيخ و يا تخم كوبيده آن و ترشى بيخ آن يعنى مخلل آن لذيذ و ملطف رطوبات و مقوى احشا و مشهى و بىنفخ خصوص با خردل آن و يا چاشنىدار آن كه قوّت جلا و تقطيع آن زياده است و مطبوخ آن در جوف خمير در زير آتش كه طبخ كامل يافته باشد قليل النفع و جشا آورنده و محرك باه زياده از مخلل آن جهت آنكه رطوبت فضليه و رياح آن در جوف خمير بالكل به تحليل نمىرود و جميع اجزاى آن با ترياقيت و تخم آن در اول سيّم گرم و در اول تر و مبهىتر از بيخ آن خصوصاً كه اندك بريان نموده باشند و مشهى و با ترياقيت و در جميع افعال قوىتر از آن و مولد رياح و مصدع محرورين ، مصلح آن سكنجبين و ترشيها و گلقند و خشخاش سياه و شكر نيز . مقدار شربت آن : دو درهم و روغن تخم آن محلل رياح و رافع اعيا و مقوى آلات تناسل شرباً و تدهيناً و مرهم بيخ آن كثير النفع و در قرابادين در مراهم مذكور شد و تخم قسم اول برّى آن جالى بشره است طلاءً . شليل به فتح شين و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و لام به خراسانى شقرنك و شيرهو نيز نامند . ماهيت آن : از جنس شفتالو است گويند درخت شفتالو و زردآلو را كه با هم پيوند نمايند شليل مىشود و آن به قدر زردآلو و گردكان و از شفتالو لذيذتر و لطيفتر و غايله آن كمتر . در طبيعت و ساير افعال اقرب بدان هر دو است . فصل الشين مع الميم شمع به فتح شين و سكون ميم و عين مهمله به فارسى موم نامند و به يونانى قبروس . ماهيت آن : معروف است كه جرم خانه زنبور عسل است كه عسل را در آن جمع مىكند و آن سه نوع مىباشد يكى آنست كه زنبور عسل عسل را در آن جمع مىكند و اين مايل به سرخى و زردى و نرم و چرب و خوشبو مىباشد و بوى عسل از تازه آن مىآيد و دويّم آنست كه پردههاى خانه خود را از آن مىسازند و در آن عسل نمىباشد و اين متوسط است در خوبى و بدى و سيّم معروف به تسليط است و آن چيزى سياه رنگ است كه بر كواير يعنى خانه خود مىمالد و اين زبون است . طبيعت آن : در اول دويّم گرم و در رطوبت معتدل و قوّت آن تا سى سال باقى مىماند . افعال و خواص آن : محلل و منضج و ملين اعصاب و موافق جراحتها و مصلح ادويه مراهم و حافظ آنها و خوردن وزن ده توله از آن كه به مقدار دانه گندم ريزه ريزه كرده فرو برند با احساى موافقه و يا در روغنها خصوص روغن كنجد حل نموده بنوشند جهت قروح باطنى و سحج و اسهال مزمن و جذب سموم مجرب و جهت درد سينه و سرفه و سل و رفع انجماد شير و درد گلو و لهات و تصفيه صوت بيعديل و بخور آن معرق صاحبان حميات و رافع عفونات وبايى و هوايى و رايحه آن جهت رفع بدبويى بينى و اذيت بوى مردار و مقابر و و با و حقنه گداخته آن با روغن گل سرخ با زيت عذب بالمناصفه جهت سحج امعا بغايت نافع و طلاى آن با ادهان مناسبه خصوصاً روغن بنفشه جهت رفع خشونت سينه و ساير