محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
498
مخزن الأدوية ( ط . ج )
دستور قطور برگ گل آن و اكتحال بدان و ضماد گل آن با پوست گردكان سبز سياه كننده مو و رافع قوبا و آشاميدن يك درم تخم آن هر روز با آب سرد و مداومت بدان جهت رفع برص مجرب گفتهاند و يك درم از قبه آن با شراب مورث جنون است . شقراق به فتح شين و به كسر نيز آمده و كسر قاف و فتح راى مهمله مشدده و الف و قاف و شراق و شرقوق و شرشق نيز و به فارسى كاسكينه و به شيرازى كاسه شكنك و به اصفهانى سبز قبا و به مازندرانى كراكر و عرب آن را اخيل گويند و بد يمن دانند و به هندى لتوره نامند . ماهيت آن : دمامنى گفته طايرى است به قدر كبوتر و كوچك سبز رنگ خوش منظر و در جناح آن سياهى و مخطط به سرخى و سبزى و سياهى نيز مىباشد و در بلاد روم و شام و خراسان و نواح آنها بسيار و حريص و بدخو و دزد بچه مرغان ديگر است و دور از آبادانى و مردم مىباشد و بر سر كوهها آشيانه مىسازد و ليكن بچه در آبادانى برمىآورد و عفيف از سفاد و كثير الاستغاثه مىباشد و فرياد بسيار مىكند كه گويا آن را زدهاند و بغدادى و انطاكى گفتهاند طايرى معروف است ملون به سبزى و سرخى و سياهى و در اشجار و شكاف ديوارها خانه مىسازد و در تابستان ديده مىشود و بدبو است و كثير التصويت و گويند طايرى است به قدر گنجشك كه پيه گويند و گنجشكان را صيد كند . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم . افعال و خواص آن : محلل قوى رياح غليظه و مواد بلغميه و دير هضم . مضر محرورين و مصدع ، مصلح آن سكنجبين عسلى و شكرى و طلاى سرگين آن جهت جلاى كلف نافع است . فصل الشين مع الكاف شكاعى به ضم شين و به فتح نيز آمده و فتح كاف و الف و عين مهمله و الف مقصوره لغت عربى است و به يونانى اقرانيقى و نيز افشارنيقى به معنى شوكه البيضا نامند و گويند آن را شوكة البيضا و شوكه عربيه و كثير الركب نيز و به لاطينى اطركطياس و به فارسى بادآورد و نيز گويند اصح آنست كه غير بادآورد است بلكه از اصناف آنست و نيز به فارسى آن را چرچه گويند و در بعضى بلاد معروف به كنگر خر است و گويند به هندى اونت كتاره نامند . ماهيت آن : دو نوع مىباشد يكى گل آن سفيد و شاخهاى آن باريك بلند سفيد و كم شعبه و ديگرى گل آن بنفش و شاخهاى آن اندك قوىتر و پر شعبه و مايل به سبزى و زردى و اين مخصوص به شكاعى است و تحقيق آنست كه ساق آن مثلث و طولانى و سطبرى آن به قدر انگشتى و باريكتر از آن و برگ آن كوچك مثلث شكل اندك ضخيم طولانى با زغب كمى و بر سر آن خارى و گل آن بنفش مايل به زردى و تخم آن ريزه مثلث شكل خاكسترى رنگ و طعم آن شيرين و بهترين آن سبز و بعضى گفتهاند زرد آنست كه كهنه نباشد و مستعمل از آن بيخ و ثمر آنست و بيخ آن قوىتر . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و گويند در اول گرم و در سيّم خشك و بعضى سرد نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : قوّت تجفيف و قبض اين زياده از بادآورد و با قوّت ترياقيت و بيخ و ثمر آن ملطف بلغم و مفتح و جهت قطع نزف الدم از سينه و ورم لهات و مقعده و طبيخ آن جهت امراض معده و كبد و حميات مركبه و كهنه و خصوصاً در صبيان بغايت نافع و به جهت فالج و رعشه و اوجاع ظهر و اسهال بطن و جهت جذام و برص و بهق و قطع سيلان رطوبات از رحم و ساير بدن مفيد براى آنكه دافع مواد سوداويه و بلغميه و جالب آنها است از عمق بدن و با افسنيتن مسمن بدن و بيخ آن حابس نزف الدم و محلل اورام مقعده و مدمل قروح . مضر ريه ، مصلح آن صمغ عربى است . مقدار شربت آن : دو درم و صاحب تقويم پنج درم گفته . بدل آن : بادآورد و در ساير افعال قريب به بادآورد و در حرف الباء مع الالف مذكور شد . صاحب اختيارات بديعى گفته كه به شيرازى آن را خار مهك گويند و وى نباتى است كوهى و در زمين سيستان به هم مىرسد . شكرتيغال به فتح شين و كاف و راى مهمله و كسر تاى مثناة فوقانيه و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح غين معجمه و الف و لام به فارسى تيهال نامند . ماهيت آن : خانه و غلاف حيوانى است شبيه به مگس كه در خار انزروت مانند كرم ابريشم از لعاب خود مىتند و در آن مىميرد و بعضى را سوراخ كرده به در مىرود و آن خانه و غلاف در تازگى شيرين مىباشد و چون بسيار كهنه شود شيرينى آن بسيار كم مىگردد و آن كرم را به شيرازى خزوكك و تيغال و خانه آن را شكرتيغال نامند و غير سكر العشر است و صاحب اختيارات اشتباه نموده آن را سكر العشر نوشته . طبيعت آن : در حرارت معتدل و رطوبت بر آن غالب و با لزوجت . افعال و خواص آن : ملين صدر و خشونت آن و مسكن حدت