محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
482
مخزن الأدوية ( ط . ج )
جهت آنكه سوسن آزاد اسم فارسى زنبق است و كسانى كه آن را سوسن آزاد گفته اشتباه است ايشان را جهت عدم فرق ميان اقسام آن و ايرسا بيخ قسمتى از سوسن كبود برّى و جبلى است كه آسمانجونى گويند و گل آن بسيار كوچكتر از سوسن كبود بستانى است و بيخ آن يك عدد پهن و دراز و پر گره و بدان كه سوسن ابيض است كه زنبق نامند در اين زمان و سوسن ابيض را اطلاق بر سه قسم گل سوسن مىنمايند اول بر سوسن بستانى معروف و سوسن بستانى دو قسم است يكى سفيد خوشبو و دويّم بنفسجى و اين كم بوتر از آنست و برگهاى اين نيز بلند و از صحرايى بلندتر و اندك عريضتر و بيخ آن مدور طولانى شبيه به پياز با ريشههاى بسيار و زنبق در كتب قدما اسم ياسمين ابيض است و روغن آن را روغن زنبق مىگفتند و قسم سيّم گل آن كوچكتر از آن و بوى آن كمتر و در روز چندان بوى ندارد و شب بسيار بويا مىگردد و لهذا اين را به فارسى گل شب بوى مىنامند و شب انبوى نيز و به عربى گويند خزامى است به خا و زاى معجمتين و در بلاد هند خصوص بنگاله كثير الوجود است هر چند در اصل اين اسم خيرى برّى است و ليكن در اين زمان بر هر دو اطلاق مىنمايند و بعضى شب بو را گل مريم مىگويند و در سنبل نيز ذكر يافت . طبيعت آن : در اول گرم و در ترى و خشكى معتدل و مركب از حرارت محلله و ارضيه لطيفه و قوّت مجففه و قابضه و گويند سفيد بستانى گرم و خشك در دويّم و بعضى در سيّم گفتهاند و برّى آن از بستانى گرمتر و خشكتر . افعال و خواص آن : جهت امراض ريه و وجع طحال و كبد و رحم و بواسير و خنازير و ادرار حيض و اندمال زخمها و رفع چرك آنها نافع و در رفع سموم ملذوعه و خصوص عقرب ضعيفتر از ساير اقسام و لهذا بايد با چيزى كه قوّت جلاى آن را زياده گرداند مانند عسل استعمال نمايند و طلاى آن با عسل جهت بهق و برص و جرب متقرح و قروح رطبه و با سركه و يا با برگ بنگ و آرد گندم جهت تسكين اورام حاره انثيين و سوختگى آب گرم و به دستور با آرد جو و شستن رو با آب آن جهت رفع كلف و نمش نافع و عصاره آن كه با خمس وزن آن سركه و عسل در ظرف مس طبخ دهند تا به حد انعقاد رسد جالى و مجفف بىلذع و جهت جراحات اطراف عضل نافع و دهن آن مانند دهن ايرسا است در جميع افعال و آشاميدن آن به قدر يك اوقيه و از طبيخ آن نيز به همان وزن مسهل و جهت ايلاوس صفرواى و امراض رحم و اخراج جنين و رفع مغص و اوجاع عصب مفيد و به دستور تمريخ و تدهين بدان و آشاميدن يك اوقيه و نيم آن مسهل و ترياق بيخ و كزبره و فطر و تمريخ و تدهين بدان جهت تليين اعصاب و صلابت و برآمدگى رحم و آشاميدن تخم آن جهت ضرر هوام نافع و مضمضه به طبيخ بيخ آن جهت وجع دندان خصوصاً برّى آن و قطور آن در گوش جهت درد آن و آشاميدن آن جهت حدت ذهن و ضيق النفس و نفس الانتصاب و وجع حلقوم و غلظت و صلابت طحال و با ماء العسل جهت اسهال ماء اصفر و استسقا و جلاى مثانه از رطوبات لزجه و تسكين عطش و خاييدن آن جهت رفع بدبويى خمير و ضماد برگ آن جهت گزيدن هوام و سوختگى آب گرم در حال نافع و به دستور بيخ آن و روغن بيخ آن جهت درد گوش و عصب و تدهين اعضا بدان خصوصاً كه بريان نموده و ساييده با روغن گل مخلوط نموده بمالند و ذرور بيخ خشك آن جهت ظفره و گوشت زايد در اجفان و مطبوخ بيخ آن در روغن گل جهت سوختگى آتش و امراض رحم شرباً و تدهيناً و با سركه در ظرف مس جهت قروح مزمنه و جراحات و استشمام گل آن مقوى و مفرح قلب و دماغ و محلل رياح دماغى و ابخره آن و از زعفران قوىتر است در اين امر و لهذا جهت غشى بهتر از زعفران است براى آنكه انبساط آن قليل و امساك آن بسيار است به خلاف زعفران كه انبساط آن كثير و امساك آن قليل است و شراب آن جهت لسع جميع هوام سمى نافع و صنفى از سوسن كه در زير درختان مىرويد و گل آن زرد و كوچك و بيخ آن به سطبرى انگشتى و خوشبو و با تلخى و قوىتر از سوسن سفيد و كبود و ضعيفتر از ايرسا است و گل آن گرمتر از همه و با قوّت قابضه خاييدن بيخ آن و مضمضه به طبيخ آن جهت درد دندان و ضماد گل و برگ آن جهت جراحات و ضماد مطبوخ آن با شراب جهت اورام بلغميه و اورام فجه كه جمع و پخته نگردد نافع و جمع و پخته گرداند و بغدادى گفته كه اين عدس المر است و ايرسا در حرف الالف ذكر يافت و جوارش و دهن و شراب آن در قرابادين مذكور شد و سوسن احمر دلبوس است . سوفال به ضم سين و سكون واو و فتح فا و لام . ماهيت آن : ابو جريح گفته شكوفه و پوستهاى غليظ شبيه به پوست درخت لسان العصافير است . طبيعت آن : گرم و خشك و با حدت و حلاوت و جهت درد مفاصل بارد نافع . سولان به فتح سين و سكون واو و فتح لام و الف و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : بيخى است سرخ رنگ به شكل كرم از صقالبه و روم خيزد . طبيعت آن : در چهارم گرم و خشك . افعال و خواص آن : حار و محرق جلد و سعوط يك حبه آن با