محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
483
مخزن الأدوية ( ط . ج )
آب چغندر جهت لقوه و طلاى آن محلل اورام بارده و پراكنده كننده رياح و به دستور با ادهان و اكتحال آن جهت تحليل رياح غليظه نافع و داخل اكتحال كرده مىشود . سويق به فتح سين و كسر واو و سكون ياى مثناة تحتانيه و قاف به فارسى پست و ملخان و به تركى قادوت و به هندى ستو نامند . ماهيت آن : اسم عربى آرد جميع مأكولات است و به عرف اطبا مراد آرد بوداده آنها است و ليكن بايد كه به حد اعتدال بريان نمايند كه نه خام باشد و نه سوخته و بعد از بريان نمودن يك مرتبه با آب گرم و يك مرتبه با آب سرد بشويند پس خشك كرده آرد نمايند و سويق جو و برنج و گندم جهت تسكين التهاب تشنگى و تبهاى حاره و امراض اطفال نافع است . طبيعت آن : راجع به آن چيز است كه از آن سازند و يبوست بر آن غالب و از جو و گندم و برنج و نخود و كنار كه نبق نامند و سنجد كه غبيرا و سيب و حب الرمان و امثال اينها سازند و تبريد مغسول آنها زياده از غير مغسول و دستور غسل آن در اينجا و در مقدمه نيز مذكور شد . افعال و خواص آن : نيز به حسب آنچه از آن سازند مختلف باشد و سويق شعير در تبريد و تجفيف رطوبات معده و تقويت آن و تسكين حرارت و قى صفراوى و غثيان و اسهال صفراوى خصوصاً كه با آب انارين بسرشند و يا سفوف سازند و جهت صداع صفراوى و صداعى كه از ارتفاع بخارات محترقه معده باشد و تبهاى حاره نافع و چون از آن حسوى و يا عصيده سازند با قليلى شيرينى و غذاى اطفال از آن نمايند بدن ايشان را فربه كند مضر امزجه بارده و مشايخ و نفاخ مصلح آن قند و آب سرد و در مبرودين قليلى رازيانه و كمون و يا جوارشات حاره . سويق حنطه گرم مايل به اعتدال و سريع الهضم و الانحدار و كثيرالغذاتر و نفخ او نيز كمتر از جو و مسكن حرارت و بايد كه با قند و يا شكر بياشامند و سويق ارز بين هر دو است و براى امزجه متوسطه نافع كه با شيرينى بخورند و سويق نخود قريب به سويق گندم و مقوى باه و نفاخ و نبايد كه با شيرينى بخورند و سويق نبق كه كنار نامند قريب به جو است و مسكن حرارت و التهاب معده و كبد و حابس اسهال امّا كثير النفخ و سويق تفاح قى و غثيان صفراوى و تشنگى را ساكن گرداند و معده را قوّت دهد و شكم ببندد و سويق غبيرا به دستور و سويق رمان و سويق خرنوب نيز امّا قوّت قبض اين هر دو غالب و سرد و خشكاند و سويق قرع سرفه و درد سينه را كه از گرمى باشد نافع و طبع را نرم دارد و سرد و تر است و همچنين سويق هر چيز خواه حبوب باشد و خواه اثمار قريب است بدان در منافع و خواص از اشياى بارده جهت امراض حاده و حميات حاره حاد خصوص كه از قبل معده باشد و جهت اسهالات براى آنكه اينها خالى از قبض و تغريه و لزوجتى نيستند و جايى كه مطلوب قبض بطن و امساك نباشد بايد كه براى رفع آن به روغن حبة الخضرا و يا گردكان و يا زيت كهنه چرب نمايند و گفتهاند تا ضرورت بسيار داعى نشود اسوقه را استعمال ننمايند خصوص از اشياى قابضه حابسه كه مسدد خالى از غايله و قولنج نيستند و اصلح همه و موافقتر براى معده عند الضرورت سويق شعير و حنطه است امّا شعير جهت آنكه سردتر است براى تسكين التهاب و احداث خشكى بهتر و سويق حنطه براى تبريد و ترطيب جهت آنكه اين در معده مكث مىكند و آن به زودى مىگذرد و مصلح سده آن با شكر و شيرينيها استعمال نمودن و خوردن جوارشات مسهله است . سويقيّه به فتح سين و كسر واو و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر قاف و فتح ياى مشدده و ها . ماهيت آن : شربتى است متخذ از ارز كه آن را مىكوبند و مىبيزند و با آب طبخ مىنمايند تا غليظ گردد پس در آن آب انار و ماء العسل و شيره مويز و شكر رقيق داخل نموده مكرر بر هم مىزنند و به دارچينى و قرنفل و بسباسه خوشبو نموده در تابستان دو روز و در زمستان سه روز در آفتاب مىگذارند پس استعمال مىنمايند و گاه از جوز جندم و از نان خشك كوبيده و ذرت نيز مىسازند و از ارز با عسل بهتر است . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : قاطع بلغم خام از سينه و شش و مفتح سده جگر و سپرز و جهت استسقا و يرقان و طحال و عسر البول و انهضام طعام و تقويت باه نافع . مصدع و مبخر و آنچه از ذرت سازند محرق اخلاط و از جو مسكن حرارت و تشنگى و سوزش معده و از گندم مولد قولنج و مصلح آن سكنجبين است . فصل السين مع الهاء سهجنه به فتح سين و خفاى ها و سكون جيم و فتح نون و ها لغت هندى است و آن را سركوه و سى كوه نيز نامند . ماهيت آن : درخت هندى است كه در بنگاله به افراط عظيم مىشود و از آن شاخها برآمده و زير هر شاخى شاخهاى باريك و بر آن شاخها نيز شاخهاى باريك آويزان مانند خوشه و بر هر شاخ باريكى برگهاى ريزه صنوبرى شكل بسيار مزدوج مقابل