محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

478

مخزن الأدوية ( ط . ج )

پاشيده بر آتش بريان كنند و آبى كه از آن برآيد بر چشم كشند جهت رفع شبكورى نافع . * الاذن * قطور آن در گوش جهت تسكين وجع آن و ثقل سامعه و با روغن زيت و يا گل جهت التيام جراحت آن . * اعضاء الراس و غيرها * بخور و دخان آن با عود هندى جهت رفع صداع و قطع زكام و به دستور بخور آن با شكر جهت قطع زكام و بواسير و خشك گردانيدن ناصور و سنون آن جهت درد دندان و استحكام دندان متحرك و قروح لثه و ذرور آن جهت التيام جراحات و جوشانيده آن با روغن بادام به حدى كه به قوام آيد جهت شقاق هر عضو كه باشد مجرب دانسته‌اند و به دستور در روغن گل جهت شقاقى كه در گوشت دست و پا به هم رسد و با قطران جهت قوبا مجرب و فرزجه آن جهت اخراج جنين و در ساير افعال و خواص مانند كهربا است . مضر گرده ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت آن : يك درم . بدل آن : نصف وزن آن كهربا و ربع آن ساذج هندى است . سنديريطس به فتح سين و سكون نون و كسر دال مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر راى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم طاى مهمله مشاله و سين مهمله در آخر لغت يونانى است به معنى شبيه الحديد و به سريانى سيمقا گويند . ماهيت آن : گياهى است ربيعى و سه قسم مىباشد قسمى برگ آن شبيه به برگ بلوط و خشن و شاخ‌هاى آن مربع و به قدر شبرى و در اطراف آن چيز گردى و در آن تخمى سياه و منبت آن سنگلاخها و قسم دويّم شاخ‌هاى آن به قدر دو ذرع و برگ آن شبيه به برگ سرخس و كثير العدد و از دو جانب شاخ روييده و در انتهاى شاخ آن شعبه‌هاى دراز و باريك و در اطراف آن چيزهاى مستدير و در آن تخمى شبيه به تخم چغندر و از آن مدورتر و صلب و قسم سيّم را برگ بزرگتر و شبيه به برگ گشنيز و شاخ‌هاى آن به قدر شبرى و مايل به سپيدى و با اندك سرخى و ريزه و تخم آن باريك و تيره و مايل به سرخى و منبت اين قريب به تاك انگور . طبيعت آن : در دويّم سرد و در سيّم خشك و قسم آخر از همه قوىتر . افعال و خواص آن : ضماد برگ تازه و يا ذرور خشك همه اقسام آن قاطع نزف الدم و قابض و جهت التيام قروح و رفع اورام و خنازير شديد الاثر و حقنه و شراب آن جهت قرحه امعا و اسهال نافع و برگ قسم سيّم در التحام قروح مؤثرتر از اول و دويّم . سنگسبويه به فتح سين و سكون نون و كسر كاف و فتح سين مهمله و ضم باى موحده و سكون واو و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها لغت فارسى است معرب آن سنجسبويه است و به جيم به جاى كاف و سكسبويه نيز آمده و گويند كه به هندى آن را تخم چكوند و تخم پنوار نيز نامند و چكوند در حرف جيم مذكور شد . ماهيت آن : دانه‌هاييست بسيار صلب شبيه به سنگ و املس و بزرگ‌تر از دانه انگور و به رنگ ماش و به قدر آن و مربع شكل و گويا دو طرف آن را بريده‌اند و اين به سبب اتصال دانه‌هاى آن است به هم و در غلافى طولانى مانند غلاف تخم ترب و لوبيا مىباشد . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : طلا و ضماد آن با سركه جهت اورام خبيثه و امراض جلديه مانند كلف و نمش و جرب و حكه و جذام و قوبا و برص و بهق و آثار جلد نافع با تكرار عمل و آشاميدن نقوع آن به تنهايى و يا با برگ حنا و شاهتره و گوگرد زرد صافى هر يك به قدر مناسب جهت امراض مذكوره و ضيق النفس و امراض سوداويه و صفراويه و دمويه فاسده زيرا كه آن را مصلح دم فاسد و ساير اخلاط دانسته‌اند و نيز آن را مفرح گفته‌اند و اقوال ديگر مانند آنكه صاحب تذكره عباس دانه سپستان و صاحب شفاء الاسقام و غيره اثلق دانسته‌اند همه شايد خلاف واقع باشد و گفته‌اند خوردن آن جايز نيست . سنگهارا به كسر سين و اشمام نون و سكون كاف فارسى و اشمام ها و الف و فتح راى هندى چهار نقطه از فوق و الف لغت هندى است و گويند به گيلانى جيلان و جيلام نامند و در آنجا نيز به هم مىرسد . ماهيت آن : ثمر نبات هندى است و نبات آن در آب ايستاده مىرويد مانند غديرها در ايام بارش كه برسات و برشكال نيز نامند و در آن ايام بسيار مىشود و در ايام ديگر كمتر و خاردار و برگ آن كوچك و مدور خياره‌دار و ثمر آن مثلث و پوست آن خاردار بر هر گوشه خارى و مغز آن سفيد و شيرين با تفاهت خام و نازك آن لذيذ و پخته آن صلب و خشك آن بسيار صلب خام نازك آن را مقشر نموده اين قسم مىخورند و پخته خشك آن را خيسانيده بريان كرده مىخورند و نرم و نيم صلب آن را در آب جوش نموده مىخورند و بعضى در اندك روغنى نيز بريان مىكنند و صلب خشك آن را آرد نموده قدرى از آن را با شكر يا آب سرد مىآشامند به جهت انجماد منى و رفع سرعت انزال و جريان آن و حبس بطن و نيز از آن حلويات مىسازند و پوست