محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

479

مخزن الأدوية ( ط . ج )

آن در خامى سبز با كمودت و خشك آن سياه و مستعمل مغز ثمر آن است . طبيعت : تر و تازه نارس آن سرد و تر و خشك آن سرد و خشك و با قوّت ترياقيت . افعال و خواص آن : مقوى باه محرورين و سرفه و تب حار صفراوى و دموى و دق و اسهال الدم و سنگ گرده و مثانه و سوزش دل و بيهوشى و تشنگى و خشكى حلق و سكر و خمار را نافع و گرسنگى در محرورين بيفزايد و علتهاى دل را دفع كند و نقاهت و لاغرى بدن زايل كند و ناصور مقعده را نافع و مضر مبرودين و ثقيل و دير هضم و مولد سدد خصوص پخته صلب و خشك آن . سنكهيا به كسر سين و سكون نون و كسر كاف و خفاى ها و فتح يا و الف لغت هندى است . ماهيت آن : بيخى است سمى در لون و به هيأت شبيه به شاخ آهو بره منبت آن كوهستان كيد در پربت كه ميان هند و خطا واقع است و آن انواع مىباشد از قوى القوّت و ضعيف القوّت و متوسط قوى القوّت آن اعلا است و گفته‌اند به مرتبه‌اى قوّت سميت آن قوى است كه اگر لمس آن كنند و به بدن عرق آلود رسد و يا بر زبان رسانند در ساعت هلاك سازد به سبب سرعت نفوذ و رسيدن اثر سميت آن به قلب و افساد روح قلبى و ساير ارواح به مشاركت يا به فرار و توجه ارواح و قوا تمامى به مبدأ و به نوع خود كه قلب است و در آن مختص و فاسد و فانى شدن و گفته‌اند حكماى هند امتحان قوّت آن را بدان كنند كه بر شاخ گاو شيردار تعليق مىنمايند و شير آن را مىدوشند و اگر به جاى شير خون برآيد قوى است و الا ضعيف و از علامت ظاهرى قوى آن آنست كه سياه براق صلب باشد و يا آنكه اندرون آن مايل به سرخى تيره و يا سفيد تيره و يا مايل به زردى و بر روى آن نقاط مانند طلق مسحوق و يا كافور مسحوق پاشيده باشند و سرخ آن اقوى از زرد و زرد از سفيد و سياه از همه و اين كم ياب است و يحتمل كه قرون السنبل عبارت از اين باشد و هلهل كه هلاهل نيز نامند صمغ آن و بعضى گويند صمغ بچهناك است كه نوعى از بيش است و در بيش مذكور شد . سنّور به كسر سين و فتح نون مشدده و سكون واو و راى مهمله و هره نيز لغت عربى است به فارسى گربه و به تركى پشيك و به هندى نر آن را بلاو و ماده آن را بلى نامند . ماهيت آن : حيوانى است اهلى و وحشى و مايى و اهلى آن مأنوس‌ترين حيوانات ظاهرالجسد و به الوان مختلف از يك رنگ سفيد و سياه و حنايى و غيرها و ابلق از اينها مىباشد و مايى آن را به هندى اودبلاو گويند و از پوست آن پوستين مىسازند و سنّور را در ممالك فرنگ و غيرها اصناف و اقسام بسيار مىباشد و به هيأت مختلف و در كابل نيز قسم خوب كه پشم آن بسيار بلند مىشود و سفيد و ابلق و جوزى رنگ مىباشد . طبيعت اهلى آن : در دويّم گرم و رطوبت بر آن غالب . افعال و خواص آن : گوشت آن موافق پيران و مرطوبين و اوجاع مفاصل رطب و صاحبان نقرس و فتق و مسخن گرده و بواسير و درد پشت را سودمند و پوستين آن گرم و خشك پوشيدن آن مسخن بدن خصوص از سنّور مايى كه پشم آن بلندتر و نرم‌تر مىباشد و همچنين از اهلى پشم بلند آن و طلاى محرق آن به تمامه در كوزه در تنور و يا در تون حمام كه خاكستر شود با سركه جهت شقاق انگشتان دست و پاى بيعديل كه با پر مرغى بمالند و سرگين آن شديد الحرارت . طلاى آن با روغن گل سرخ در روز نوبه تب غب مانع آن و حمول و بخور آن مسقط مشيمه و ضماد گوشت تازه آن دافع نقرس و قديد مسحوق آن جاذب پيكان و خار از بدن و جهت جبر استخوان شكسته نافع و مجاورت نفس آن و خوردن گوشت آن موجب هزال و سل . مهريارس گويد مغز سر آن با آب جرجير شرباً جهت تقطير البول و درد گرده و سعوط زهره سنّور سياه با روغن زنبق جهت لقوه و سياه كردن موى مؤثر و اكتحال آن در حين ولادت گويند در شب تيزبين مىشوند و نيم درم آن با روغن زيت جهت لقوه و با نمك كوفته جراحات كهنه را مفيد و طحال گربه سياه و تعليق آن بر زن مستحاضه حبس خون آن نمايد و ارسطو سعوط خصيه آن را جهت جذام بغايت نافع دانسته و وحشى آن بزرگتر از اهلى و اكثر زجاجى رنگ و كم مو و در جميع افعال قوىتر از اهلى و در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بخور مغز سر آن جهت اسقاط نطفه مجرب دانسته‌اند و جلوس در طبيخ آن جهت درد كمر و نقرس نايب مناب طبيخ كفتار و خوردن گوشت اهلى آن به سبب رطوبت مزاج و خوردن قاذورات و اشياى كثيفه زبون و دير هضم و مفسد بدن است و چون سنّور كسى را بگزد خصوص وحشى آن گاه وجع بسيار و سبزى در بدن به هم مىرسد مداواى آن ضماد پياز و فودنج برّى است . سنه متر به ضم سين و فتح نون و ها و فتح ميم و تاى هنديه و راى مهمله لغت هندى است به معنى نخود طلايى رنگ . ماهيت آن : از ادويه هنديه است و آن دانه‌ايست مثلث شكل ظاهر آن زرد و تيره طلايى و مزغب به زغب سفيد و باطن آن