محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
455
مخزن الأدوية ( ط . ج )
مفاصل و ساير اعضا و بيخ آن با دارفلفل سوده جهت حميات مركبه نافع و ضماد برگ و نبات آن با كات هندى و اندك زنجبيل تر جهت التيام زخمهاى عسرة الاندمال نافع و داخس را نيز مفيد . سرو به فتح سين و سكون را و واو اسم فارسى است و به هندى نيز همين و نمال نامند . ماهيت آن : دو نوع است برّى و بستانى . برّى آن كه جبلى نيز نامند درخت عرعر است و در حرف العين ان شاء الله تعالى خواهد آمد و بستانى آن درختى است بسيار بلند و عظيم و موزون و برگهاى آن بسيار ريزه و خزان نمىكند و ثمر آن كوچك صنوبرى شكل شبيه به جوز رومى و آن را جوز السرو نامند و مغزى ندارد و در خامى سبز و صلب و بعد از رسيدن اندك زرد رنگ و خشبى در جميع اجزاى آن اندك حدت و حرافت و مرارت و عفوصت بسيار و تخم آن سفيد زرد رنگ شبيه به دانه عدس و از آن نازكتر . طبيعت آن : در اول گرم و گويند در حرارت معتدل و در سيّم خشك و ثمر آن از ساير اجزا گرمتر و صمغ آن گرم حاد حريف و قريب به صمغ صنوبر و ضعيفتر از آن و رطوبت سايله از آن ضعيفتر از قطران درخت شربين . افعال و خواص آن : برگ آن قابض و محلل و قاطع نزف الدم و زايل كننده عفونات و بهق و آشاميدن طبيخ آن جهت عسر البول و قروح امعا و سيلان فضول از مثانه و به دستور آشاميدن دو مثقال از برگ ساييده آن با نيم مثقال مرمكى جهت تقويت مثانه و رفع بول در فراش و عسر البول مفيد و غرغره طبيخ آن جهت درد دندان و قروح لثه و استرخاى آن و لعوق آن با عسل جهت سرفه كهنه مجرب و مقوى معده و گويند كه برگ آن مخدر است و آشاميدن ثمر آن با شراب طيب جهت قطع نزف الدم و رفع نفس الانتصاب و منع انصباب فضلات به معده و قرحه امعا نافع و چون ثمر آن را بسايند و بر فتق ضماد كنند جهت منع ريادتى و تحليل آن نافع . مضر ريه ، مصلح آن كثيرا و نشاره چوب آن جهت منع سيلان فضول و با مر صاف جهت تقويت مثانه و رفع بول در فراش نافع و محرق مغسول برگ آن جهت سوختگى آتش و غير مغسول آن جهت قروح و جروح رطبه ضماداً و ذروراً نافع و ضماد برگ پخته آن در سركه كه با ترمس مخلوط كنند جهت قلع آثار بهق و سفيدى ناخن و با ادويه مناسبه و به تنهايى جهت فتق و التيام جراحت و تقويت اعضاى مسترخيه سست شده و قطع نزف الدم و تجفيف زخمها و تحليل اورام و رفع اعيا و با آرد جو و آب جهت اورام حاره چشم و حمره و نمله و سوختگى آتش و سعوط صمغ آن جهت تنقيه رطوبات دماغى و ذرور آن جهت بواسير الانف و عصاره ثمر تازه آن نيز جهت بواسير الانف و بواسير مقعده و با گلنار جهت قروح رطبه سر و ساير قروح بدن و تنقيه قروح وسخه و خاييدن آن جهت رفع سيلان آب دهان نافع و چون ثمر و برگ آن را با آمله در آب و سركه طبخ نمايند تا مهرّا شود پس با روغن كنجد بجوشانند و ثفل آن را بر موى ضماد نمايند و روغن را طلا كنند جهت سياه و دراز كردن و حفظ سقوط موى مجرب و به دستور چون بكوبند و با سركه و حنا كوبيده بسرشند و بر مو ضماد نمايند سياه و قوى گرداند و تضميد آن با موم و روغن زيتون عذب جهت تقويت معده نافع و بدل آن به وزن آن انزروت سرخ و نصف آن پوست انار و از خواص آن آنست كه چون ثمر و برگ و شاخ آن را در خانه نگاه دارند پشه داخل نشود و اگر بشود آن را بكشد و به دستور دود نمودن آن همين اثر دارد . سرهنچى به فتح سين و ضم راى مهملتين و خفاى ها و سكون نون و كسر جيم فارسى و يا لغت هندى است . ماهيت آن : نباتى است هندى برگ آن شبيه به برگ رطبه و گل آن ريزه و سفيد و از آن خردتر و از زمين بسيار بلند نمىشود . طبيعت آن : معتدل در حرارت و در اول خشك . افعال و خواص آن : سعوط يك عدد گل آن با دو عدد فلفل جهت تفتيح سده خيشوم و دفع فضول دماغى و رفع ثقل رأس و صداع و رفع جذام مجرب گفتهاند و خوردن نبات پخته آن به طريق بورانى بىترشى جهت جبر كسر كه تا چهار روز بخورند و برگ پخته آن را بر موضع مكسور بندند قايم مقام موميايى گفتهاند . سرپهونكه به فتح سين و سكون را و ضم باى عجمى و خفاى ها و سكون واو و نون و فتح كاف و ها لغت هندى است . ماهيت آن : نباتيست شاخهاى آن باريك و بلند به قدر سه ذرع و برگهاى آن باريك و بلند فى الجمله صنوبرى الشكل و مزدوج در دو صنف محاذى يكديگر بر هر شاخهاى باريك و بر هر شاخى پنج شش تا هفت زوج و يك فرد و پايين برگها از بالاى آنها باريكتر و پشت برگها اندك خشن و رگهاى نمايان و اندك صلب در وقت انفصال از وسط رگها گسيخته نمىشود و طعم آن اندك تلخ و گل بعضى سرخ و بعضى سفيد و سفيد آن كمياب و تخم آن در غلافى شبيه به غلاف باقلا الا آنكه از آن بسيار باريكتر و كوچكتر در هر غلافى چهار پنج تا شش و