محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
456
مخزن الأدوية ( ط . ج )
تخمهاى آن ريزه شبيه به گرده و پوست آن خالدار و مغز آن زرد و تلخ . طبيعت آن : گرم و تر و بعضى سرد دانستهاند . افعال و خواص آن : مفتح و مدر و آشاميدن آن جهت سرفه و تنگى نفس و حميات سوداويه و امراض جگر و سپرز و گرده و مثانه و دماميل و بثور و اورام و مسكن عطش و مانع افساد خون و سموم و چون مقدار دو آثار از برگ آن و يك آثار از برگ بنگ خشك نموده بسايند و تا چهل روز هر روز يك كف آن را بخورند بواسير خونى را بسيار مفيد و چون نه ماشه آن را با يك ماشه فلفل سياه با آب ساييده صاف نموده بنوشند جهت سرطانات نافع و چون چهار ماشه تا نه ماشه آب برگ آن را با فلفل سياه ساييده جب بندند و تا چهارده روز بخورند جهت آتشك كه باد فرنگ نامند مجرب و چون برگ و ساق و بيخ آن را خشك نموده با يك ماشه فلفل سياه بسايند و روزى مقدار سه مثقال آن را بياشامند ادرار بول نمايد و انهضام طعام كند و تفريح نفس آورد و اكثر امراض سوداوى را نافع است . سراج القطراب حباحب است . سراج القطريل نباتيست كه تا خشك نشده است در شب مىدرخشد و گويند يبروح الصنم است و گويند اسمى مشترك است مثل سراج القطرب . فصل السين مع الطاء المهمله سطاخينس به فتح سين و طا و الف و كسر خا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم نون و سين مهمله در آخر لغت يونانى است . ماهيت آن : نباتى است ما بين گياه و شجر و شبيه به فراسيون و پر برگ و برگ آن ريزه و سفيد و اندك مزغب و خوشبوى مايل به كراهيت و شاخهاى بسيار سفيد رنگ از يك بيخ رسته و امّا نبات آن از نبات فراسيون بلندتر و برگ آن ريزهتر و سفيد و شاخهاى آن نيز سفيد به خلاف فراسيون كه زرد رنگ است و گل آن ريزه مايل به زردى و انبوه و طعم آن تند و تلخ و تيز و منبت آن كوهستانها و زمينهاى صلب خشك . طبيعت آن : در سيّم گرم و در آخر اول خشك . افعال و خواص آن : جهت ازاله توحش و خوف و وسواس و ماليخوليا و خفقان بارد و بىخوابى و اوجاع اندرونى حادث از رياح غليظه بارده و تقويت قلب و نفس و تنقيه مره صفرا و ادرار بول و حيض و اخراج مشيمه جهت آنكه مفسد آنست شرباً و حمولًا و جهت گزيدن سگ ديوانه پيش از آنكه از آب بترسد و قى نمودن به آب مطبوخ آن و چون در روغن زيت جوش دهند و در گوش بچكانند جهت تسكين درد دندان و به دستور چون بدان بمالند و بر پشت بخوابند نافع . مقدار شربت آن : تا يك درم است . سطاريون به فتح سين و طا و الف و كسر راى مهمله و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : نباتى است ما بين شجر و گياه شبيه به عشقه و بر اشجار مجاور خود مىپيچد و به تنهايى و جدا نيز مىرويد و گل آن شبيه به بنفشه و چند عدد متصل به هم مانند خوشه و اندرون گلها زرد و ساق آن سبز مايل به سياهى و برگ آن مانند برگ بنفشه و ضخيم و در اصفهان گل عقرب و به فارسى برابران نامند و در باغها بسيار است و آن غير فاشرستين است . طبيعت آن : مركب القوى . افعال و خواص آن : رادع اورام حاره و بارده و گل و برگ آن را چون بكوبند و بر گزيدگى عقرب و زنبور و رتيلا و ساير هوام ضماد نمايند مجرب است و به دستور آشاميدن آن . سطراطيوطس به فتح سين و سكون طا و فتح راى مهمله و الف و كسر طا و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و ضم طا و سين مهملتين لغت يونانى است به هندى جل كنبهى نامند . ماهيت آن : نباتى است كه بر روى آب به هم مىرسد بىبيخ شبيه به بادرنجبويه و از آن كوچكتر و از نعناع بزرگتر . طبيعت آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : ضماد آن با سركه جهت منع جراحات و ردع اورام حاره و حمره و جهت حرقة البول و ادرار و حبس خون گرده و التهاب اعضا نافع و در جميع افعال قريب به طحلب است و در كتب معتبره اطباى فرنگ دو نوع نوشتهاند يكى برگ آن را شبيه برگ حى العالم و از آن بزرگتر و آشاميدن آن جهت نزف الدم كليه و مثانه و طلاى آن با سركه مانع جراحات و به جهت حمره به حاى مهمله و اورام بلغميه و نوع دويّم را ذو الف ورد گويند و آن حزنبل است و آن را ذو الالف ورقه نيز نامند و به لاطينى اسطرطس ميل قولى يعنى هزار برگى نامند و آن نباتى است بلند به قدر شبرى و زياده بر آن و برگ آن شبيه به برگ كمون برّى و از آن كوتاهتر و از ساق آن شاخهاى خرد رسته و بر سر هر يك آنها اكليلى شبيه به اكليل شبت و با خشونت و گل