محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

450

مخزن الأدوية ( ط . ج )

بلدان حاره بسيار به هم مىرسد و در اكثر بنادر فارس و نواح آن كثير الوجود . طبيعت آن : در حرارت و برودت معتدل و در اول تر . افعال و خواص آن : گذاشتن آن در دهان و فرو بردن آب آن و آشاميدن آب نقيع آن و يا مطبوخ آن جهت تليين سينه و حلق و اورام آن و خشونت صوت و سرفه حار يابس و گرفتگى آواز و تسكين حدت صفرا و عطش و حرقة البول حادث از حدت صفرا و اخراج كرم معده و اسهال محرور المزاج و مواد سوداوى و بلغم شور و اصلاح ادويه مسهله و تبهاى حاره صفراويه و دمويه و بلغم شور و سحج عارض از شرب شراب حاد و از ادويه حاده نافع و قليل الغذا و مولد رطوبات بلغميه و مزلق آنچه در امعا است خصوصاً تحقين به آب مطبوخ آن و ضماد مطبوخ آن در دوشاب جهت گشودن دمل مجرب . مقدار شربت آن : از سى عدد تا ده مثقال . مضعف معده و گويند مضر جگر است ، مصلح آن در مبرودين برگ گل سرخ و در غير آن عناب . بدل آن : خطمى است و چون چهار پنج عدد برگ نورسته آن را ريزه ريزه كرده شب در آب بخيسانند و صبح ماليده صاف كرده بياشامند جهت جريان منى و قرحه احليل و مثانه كه به فارسى سوزنك و به هندى سوزاك نامند نافع و ذرور پوست سوخته خشك آن جهت تسكين وجع و زخم با آتش سوخته مفيد . سپيه به فتح سين و كسر باى فارسى و سكون يا و ها به لغت فرنگى نام ماهى است . ماهيت آن : ماهى است كه در دريا به هم مىرسد استخوان آن بسيار صلب و زرگران بر آن نقش حلى و زيور كنده در آن نقره و طلا گداخته مىريزند و اطفال بر لوح آن مىنويسند و لحم و مغز آن سفيد و نرم و پر سوراخ مانند اسفنج و در جوف آن به جاى خون آب بسيار سياهى مىباشد و هرگاه ماهى ديگر يا شخصى و صيادى قصد آن مىكند از آن آب سياه قدرى در آب مىريزند آب سياه مىگردد به حدى كه چيزى در آن نمىنمايد و آن ماهى خود مىگريزد و چون سياهى جوف آن را در چراغ افروزند مانند روغن مشتعل گردد و اگر در آن خانه چراغى ديگر نباشد گويند آن خانه پر از كدو به نظر مىآيد و گويند بيضه آن جهت تفتيت سنگ مثانه و كليه و ادرار بول نافع است . فصل السين مع الخاء المعجمه سخار به فتح سين و خا و الف و راى مهمله . ماهيت آن : گياهى است شبيه به اذخر و پر شاخ و تلخ و بدبو . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت صرع و سكته و فالج و تقطيع بلغم لزج و رياح و تقويت معده و انهضام طعام و تفتيح سده جگر . مضر محرورين ، مصلح آن ربوب ترش . مقدار شربت آن : يك مثقال . بدل آن : يك وزن و نيم آن اذخر است . سخاله آنچه از فلزات به سوهان جدا كنند كه به فارسى براده نامند و آنچه در حين گرفتن آن از ريزد . فصل السين مع الدال المهمله سداب به ضم سين و فتح دال و الف و باى موحده و به ذال معجمه نيز آمده لغت عربى است و به يونانى فيجن و در تنكابن و ديلم پيم و به هندى سانول و ساترى و به لغتى زونجى و به بنگالى تتلى نامند . ماهيت آن : سه نوع است بستانى و برّى و جبلى درخت بستانى آن تا به دو ذرع و پر شاخ و برگ آن ريزه و بدبو و بسيار سبز و گويا بر آن غبارى نشسته و گل آن زرد و تخم آن در غلافى و سه عدد به هم پيوسته مثلث شكل و بهترين آن بستانى سبز تازه تند بو كه قريب به درخت انجير روييده باشد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و تازه آن را گرمى و خشكى كمتر تا دويّم . افعال و خواص آن : در كافى از حضرت ابو الحسن وارد است كه سداب زياده مىگرداند عقل را و از آن حضرت هم و حضرت ابى جعفر هم نيز وارد است كه سداب زياده مىگرداند عقل را و توفير مىدهد قوّت دماغى را و ليكن آب پشت را متعفن مىگرداند و نيز وارد است كه جهت وجع گوش نافع است و اطبا گفته‌اند با ترياقيت و مفتح سدد و محلل رياح و نفخ و مقوى معده و مشهى طعام و مدر حيض و بول و مخرج فضول بسيار و مجفف منى و مسقط جنين و قاطع باه . * اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض و غيرها * جهت امراض دماغى و عصبانى مانند فالج و رعشه و تشنج امتلايى و اوجاع مفاصل و عرق النساء شرباً و ضماداً و جهت سينه و يرقان و طحال و قولنج ريحى و تفتيت حصات و بواسير و امراض مقعده و رحم شرباً و آشاميدن آب برگ طبيخ آن با عسل به قدر دو اوقيه تا سه اوقيه جهت فواق مجرب و با شبت خشك جهت تسكين درد پهلو و سينه و تنگى نفس و سرفه مزمن و تسكين مغص و ورم حار ريه و وجع مفاصل و عرق