محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

399

مخزن الأدوية ( ط . ج )

باب نهم : در بيان ادويه‌اى كه حرف اول آنها ذال معجمه است فصل الذال مع الالف ذاقنى الاسكندرانى به فتح ذال معجمه و الف و كسر قاف و نون و يا آخر حروف لغت يونانى است به معنى غار الاسكندرانى . ماهيت آن : گياهى است برگ آن قريب به درخت غار جبلى و شبيه به برگ مورد و از آن بزرگتر و سفيد طولانى و شاخ‌هاى آن به قدر شبرى و از ساق ما بين برگ آن ثمرى مىرويد به قدر نخودى و سبز مدور و بيخ آن خوشبو و شبيه به عود و تند طعم و منبت آن كوهستانها . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن بيخ آن به قدر شش درم با طلا كه نوعى از شراب است جهت ادرار نمودن بول و حيض و اخراج نمودن مشيمه و رفع تقطير البول و حبس آن نافع . مقدار شربت : از بيخ و ثمر آن تا دو مثقال است . ذاقنى و يداس به كسر واو و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال و الف و سين مهمله و ذاقنويداس به فتح ذال و الف و كسر قاف و ضم نون و سكون واو و كسر ياى مثناة تحتانيه و فتح دال مهمله و الف و سين مهمله نيز آمده لغت يونانى است به معنى شبيه به غار . ماهيت آن : قسمى از مازريون عريض الورق است و به مغربى مازرو و در شام بقله نامند . ساق آن به قدر ذرعى و شاخ‌هاى آن بسيار باريك و در نصف اعلاى آن مىرويد و پوست شاخ‌هاى آن قوى و لزج و چون بچشند زبان را بگزد و گل آن سفيد و ثمر آن بعد از رسيدن سياه مىگردد و دانه آن كوچكتر از حب الغار . منبت آن مغرب زمين و ارض شام خصوص كوه لبنا . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : حاد و مفتح و محلل . آشاميدن دو مثقال از برگ آن مسهل قوى بلغم و اخلاط غليظه و مقى و مدر حيض و به دستور آشاميدن پنج حبه از دانه آن و خاييدن آن جالب بلغم است از دهان و حمول آن مدر حيض و به دستور شربت آن و آشاميدن آن مجوز نيست زيرا كه مقطع و محرق خلط و معطش است و مصلح آن نشاسته و كثيرا . مقدار شربت از برگ آن : تا سه قيراط و از بيخ و ثمر آن تا دو مثقال است . فصل الذال مع الباى الموحده ذباب به ضم ذال معجمه و فتح باى موحده و الف و با به فارسى مگس و به تركى شين و به هندى مكهى نامند . ماهيت آن : از جمله حشرات الارض و تكون از فضلات مىيابد و در اول تكون سفيد رنگ مىباشد و كمتر از يك هفته پر برمىآورد و بزرگ و كوچك مىباشد بزرگ را خرمگس نامند و الوان مىباشد سياه و ازرق و زرد و بهترين همه سياه آن و بعد از آن ازرق و بدترين همه زرد و آن خالى از سميتى نيست . طبيعت آن : در اول گرم و تر . افعال و خواص آن : محلل و جاذب و مهوع و مقئ و آشاميدن آن با شراب جهت عسر ولادت مجرب دانسته‌اند و چون مگس بزرگ را بگيرند و سر آن را انداخته بر شعيره چشم بمالند و بدان مداومت نمايند زايل گرداند و مجرب و به دستور چون بر موضع زنبور گزيده بمالند به قوّت و جمع آن را تسكين و سميت آن را جذب نمايد و ضماد نوع بزرگ و يا كوچك آن با زرده بيضه مرغ كه نرم بسايند جهت تسكين درد چشم و تحليل گوشت زايد آن مادام كه صلب نگشته باشد و مداومت ماليدن آن به شدت بر داء الثعلب مجرب و به تنهايى جهت تحليل ورم چشم