محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

400

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و محمد بن احمد گويد كه خوردن پخته و خام آن را هنود جهت تقويت باصره و منع جميع آفات چشم مجرب مىدانند و گذاشتن سر مگس سبز در احليل باعث نعوظ قوى است و فضله مگس را چون با آب و عسل بنوشند جهت ازاله مغص و قولنج و خناق مجرب يافته‌اند و بغدادى نوشته كه حكايت كردند جماعتى از عوام و زنان كه تجربه نموده‌اند آنها فضله آن را كه به ريسمان شبها مىنشينند جهت ازاله بهق و برص چون بياشامند بعد از پرهيز از چيزهاى ناموافق و در آفتاب نشينند و موضع برص را مكشوف نمايند تا آبله كند زايل گرداند و فعل آن مانند آطريلال است و چون فضله آن را با قراقروط و شكر سرخ ممزوج نموده شياف سازند و بردارند اطلاق طبيعت آورد و روغن آن كه مكرر مگس را در روغن كنجد اندازند و پرورش نمايند در آفتاب و هر مرتبه صاف نمايند جهت رويانيدن موى مجرب است و بوى پياز عنصل كشنده اقسام مگس بود و به دستور از بوى كافور و روغن زيتون و زرنيخ و چون از زرنيخ و كندش صورت مگسى سازند و در جايى كه مگس بسيار باشد گذارند مگس از آن موضع بگريزد . ذبل به فتح ذال و سكون باى موحده و لام به لغت رومى سيلوبان و به فارسى و به هندى نيز كچكره نامند . ماهيت آن : پوست سلحفات يعنى سنگ پشت هندى است و گويند استخوان آنست بغايت سياه و بعض اجزاى آن مايل به زردى و براق و صلب و از آن دسته كارد و قلم تراش و پاندان و قلمدان و غيرها مىسازند و ابلق زرد و سياه و مايل به سرخى مىباشد و شنيده شده كه آن را به نحوى خاص طبخ مىدهند نرم مانند خمير مىگردد پس از آن به هر شكل آنچه مىخواهند مىسازند . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : جالى و بغايت قابض و آشاميدن محكوك آن مسقط دانه بواسير و با عسل جهت التحام قصبه ريه و نفث الدم و تب ربع و ضماد آن جهت اورام و سرطان و خنازير و اسقاط دانه بواسير و طلاى سوخته آن با سفيده تخم مرغ جهت شقاق كعب و شقاق رحم كه از ولادت به هم رسد و شقاق مقعده و خروج آن نافع و فرزجه آن مانع سيلان رحم و مسقط جنين و جهت تسهيل ولادت مفيد . مضر جگر ، مصلح آن سيب . مقدار شربت آن : تا دو درهم . بدل آن : استخوان قنفذ و گفته‌اند چون از آن شانه سازند و موى را بدان شانه كنند بالخاصيت جهت رفع نخاله بن موى و توليد قمل و ريختن موى مؤثر است و نيز گفته‌اند چون آن را با چوب صلبى كه آدمى را در آن از حلق كشيده باشند و قدرى از خاك قبر مقتول بخور كنند در منع سحر و فتنه مجرب دانسته‌اند و به دستور جهت اصلاح متباغضين مؤثر است . فصل الذال مع الراء ذراريح به فتح ذال معجمه و دو راى مهمله و الف در اوسط و اول مفتوح و دويّم مكسور و سكون ياى مثناة تحتانيه و حاى مهمله به تركى الاكلنگ و به ديلمى دارماس و به اصفهانى قسمى از سين نامند . ماهيت آن : حيوانى است و دو نوع مىباشد بزرگ و كوچك بزرگ آن به قدر زنبور و كوچك آن از مگس بزرگتر و پهن و بدبو بر نبات تازه مينشيند و در آنها تكون مىيابد بهترين آن بزرگ طولانى آنست كه در گندم تكون يابد و زرد مايل به سياهى و سرخى و با خطور زرد كه به عرض در پر آن باشد و آنچه سبز و سرخ و زرد و منقط به سياهى باشد زبون و ساير اقسام آن غير مستعمل و چون آدمى را بگزد بىاختيار ازو بول جارى شود . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و در دويّم خشك و در سيّم نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : بسيار تند و متعفن و مقرح جلد و از سموم قتاله و مقطع و مفتح و آشاميدن محرق آن رافع سپرز و مفتت حصات و مدر بول و حيض و نيز آشاميدن محرق آن با مرق گوشت گاو و يا با روغن زيتون جهت رفع خوف سگ ديوانه گزيده بهترين ادويه است و گويند قطعه‌هاى خون منجمد با بول شارب آن دفع مىگردد و عوام را عقيده آنست كه سنگهاى بسيار كوچك در جوف صاحب آن متكون مىگردد و اين دوا آنها را به ادرار دفع مىكند و در اخراج سنگ گرده و مثانه نيز مؤثر است و دستور احراق آن در مقدمه ذكر يافت و اگر در پارچه پيچيده به بخار سركه جوشان بدارند تا بميرد حكم احراق دارد و باعث تلطيف آن مىشود و استعمال آن مجوز و اكتحال آن جهت ناخنه و ضماد آن با سركه جهت داء الثعلب و بهق و برص ناخن و تحليل اورام بلغميه و با قيروطى جهت قلع ناخن فاسد و رويانيدن ناخن صحيح و با سركه جهت جرب و تقشر جلد و بهق و برص و قوبا و گزيدن عقرب و دفع ثآليل و قمل و بقاياى جدرى و نمش و چون دست و پاهاى آن را انداخته در سايه خشك نمايند و در روغن بنفشه بسايند پس در روغن زيتون بجوشانند تا غليظ شود قطور آن جهت ثقل سامعه و درد گوش و طلاى آن جهت رويانيدن موى ابرو و داء الثعلب بعد تقرح مفيد و بايد كه چشم را