محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
23
مخزن الأدوية ( ط . ج )
فصل چهارم : در بيان طرق معرفت امزجه ادويه و اغذيه به تجربه و قياس بدان كه دانستن امزجه ادويه و اغذيه يا به تجربه است يا به قياس و در تجربه چند شرط مرعى بايد داشت تا اعتماد بر آن توان نمود . * اول * آنكه بايد كه آن دوا خالى باشد از كيفيات مكتسبه خارجيه مثلًا آب مادام كه گرم باشد احداث حرارت مىنمايد و چون حرارت عارضى آن زايل شود به مزاج اصلى خود كه برودت است برمىگردد و احداث برودت مىكند و همچنين هوا و ساير اشياى بسيطه مفرده و مركبه . * دويّم * آنكه بايد تجربه را بر اشخاص معتدل المزاج جوان با حس و ادراك صحيح و به انحاى شتى از قلت مقدار و كثرت آن و در امراض مختلفه متضاده و اوقات و ازمان و فصول و اسنان متباينه نمايند تا درست آيد و آنچه ظاهر شود از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست حكم بر آن كنند كه آن دوا و يا آن غذا متكيّف است به آن كيفيت كه از آن ظاهر گشته . * سيّم * آنكه بايد كه قوّت آن مقاومت با قوّت علّت تواند نمود يعنى مقدار آن در كيفيت و كميت و شدت و ضعف مساوى مرض باشد نه كمتر و نه زياده از آن زيرا كه بعضى از ادويه گاه است كه عاجز مىآيند از مقاومت با اضداد خود و در آن تأثير تام نمىتوانند نمود پس اولى آن است كه مجرب اگر خواهد كه كار بر او مشكل نشود بايد كه اولًا بر علت ضعيفى مقدار كمى تجربه نمايد و به تدريج در علّت قوى و مقدار زياده ترقى نموده قوّت آن را معلوم نمايد هم به تنهايى و هم با معين و مبدرق . * چهارم * آنكه مراعات زمانى نمايد كه فعل و اثر دوا و يا غذا در آن ظاهر مىگردد مثلًا اگر در اول استعمال از آن فعلى و اثرى ظاهر نگردد و در آخر اثر قوى ظاهر مىشود آن دوا را قوى داند و مركب القوى چنين است مانند چوب چينى و اكثر ادويه قويه و اگر در اول استعمال از آن فعلى و اثرى خاص ظاهر گردد و در آخر فعلى و اثرى ديگر مانند افيون و ادويه مخدره ديگر كه اولًا به سبب تخدير و سد مسام احداث حرارت مىنمايند و در آخر احداث برودت و اماتت قوا و ارواح به اخماد حار غريزى و تجميد و تجفيف رطوبات اصلى پس بايد كه فعل اول را بالعرض داند و ثانى را بالذّات و نيز در بعض ادويه و اغذيه ممكن است كه آنچه اولًا از آن ظاهر شود بالذّات باشد و آنچه در آخر بالعرض مانند اكثر ادويه كثيرة الحرارت حاده محترقه كه اولًا اخلاط را گرم مىسازند و احداث گرمى مىنمايند و ثانياً به سبب سوختن و به سر حد رماديت رسانيدن آنها احداث برودت بالعرض مىنمايند . * پنجم * آنكه بايد كه استمرار فعل و عدم آن را مرعى دارد يعنى بايد كه ملاحظه نمايد فعل آن را اگر دايمى و يا اكثرى است آن را ذاتى و بالذّات داند و الا عارضى و بالعرض . * ششم * آنكه بايد كه حكم كند بر دوا به قياس با بدان نوعى كه آن دوا را در آن تجربه نموده نه با بدان انواع ديگر مثلًا اگر در بدن انسان تسخين نمايد حكم كند كه آن دوا گرم است در بدن انسان و بس و در ساير حيوانات حكم به گرمى آن ننمايد زيرا كه بسيار است دوايى كه در بدن انسان خاصيتى دارد و در ابدان ساير حيوانات خاصيتى ديگر مانند آنكه اگر به فرس يك دانه بادام و يا خرما بخورانند احداث گرمى بسيار نمايد و عرق بسيار مىكند و همچنين اكثر حشايش و ادويه سميه حاره شديدة الحرارت و البرودت كه غذاى اكثر حيوانات است چون شوكران كه غذاى جانوريست كه آن را زرزور گويند و خربق كه غذاى