محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

382

مخزن الأدوية ( ط . ج )

ماهيت آن : مرغى است از طاووس بزرگ‌تر و خاكسترى رنگ مخطط به خطوط سفيد بسيار ريزه و در كوههاى بسيار سرد مىباشد و بهترين طيور برّى است و بعد از آن شحرور پس سمانى پس حجل و دراج و طيهوج و شفنين و جوجه كبوتر و ورشان فاخته است . طبيعت آن : گرم مايل به اعتدال و لطيف . افعال و خواص آن : در افعال از كبك قوىتر و بخور آن بالخاصيت جهت رفع طاعون و و با مؤثر و نگاه داشتن پر آن با خود باعث يمن و بركت گفته‌اند . دجاج به كسر و فتح و ضم دال مهمله و فتح جيم و الف به فارسى مرغ خانگى و به هندى ككرى و مرغى و به عربى نر آن را ديك و به فارسى خروس و به هندى ككر و مرغا نيز نامند . ماهيت آن : حيوانى است اهلى و غير اهلى خانگى و جنگلى و معروف . طبيعت آن : جوان فربه اهلى خانگى آن در آخر اول گرم و در رطوبت معتدل و مرغ بچه از آن ارطب به رطوبت فضليه و حرارت ديك يعنى نر نسبت به دجاج يعنى ماده كمتر و يبوست بر آن غالب و خروس بچه اعدل و مايل به رطوبت و قول به برودت خروس بچه خلاف قياس و تجربه است چه لحوم همه طيور غير مايى حاراند و مىتواند بود كه وجه شبهه كسانى كه آن را بارد گفته‌اند باشد كه ديده و يا شنيده كه اطبا خروس بچه را در حميات صفراويه و امراض حاره تجويز نموده‌اند به خلاف مرغ بچه و ايشان بدون تأمل توهم نموده باشند كه چون طريق معالجه به ضد است پس به سبب سردى مزاج خروس بچه است و گرمى مرغ بچه و حال آنكه نه چنين است بلكه به جهت حرارت مزاج خروس بچه پيه و چربى در آن تكون نمىيابد كه استحاله به صفرا يافته مزيد علت شود به خلاف مرغ بچه و مرغ غير اهلى جنگلى كه در بعضى صحراها چنانچه در بنگاله در جنگل و صحراى اطراف سكرى كلى بسيار است به شكل و جثه مثل مرغ اهلى مىباشد و نوع بزرگ آن كه به هندى كلنك نامند هر دو نوع گرم‌تر و خشك‌تر از اهلى خانگىاند . افعال و خواص آن : مهرّاى آن كثير الغذا و لطيف‌تر از اكثر طيور و مولد خون صالح و زياده كننده عقل و منى و غير مهرّا پخته آن به خلاف آن و گوشت آب خروس پخته سالخورده محلل و ملين طبع و مخرج سودا و جهت قولنج بسيار مفيد و بهتر آنكه بگيرند خروس پير سالخورده را و ذبح نموده با آب بسيار طبخ نمايند تا مهرّا گردد و آب گوشت آن را با قدرى بسفايج طبخ نمايند تا به قوام آيد و نيم گرم بياشامند اخراج مواد سوداويه به نيكويى نمايد و مرقه جوجه جهت ابدان سقيمه و ناقهين و صاحبان التهاب معده و حميات صفراويه شرباً و جهت تعديل فضول و تليين طبيعت و به دستور تغذيه بدان نافع و گفته‌اند فراريج مسهل‌اند و دجاج ممسك و چون خروس پير را بسيار بدوانند تا خسته گردد پس ذبح نمايند و شكم آن را بشكافند و آنچه در جوف آنست برآورند و در آن نمك و بسفايج و شبت پر كنند و با آب بسيار طبخ دهند تا به مقدار يك من بماند و شب زير آسمان گذارند و صبح بياشامند اسهال كيموس غليظ تازه نمايد و جهت حميات دوريه مزمنه و رعشه و ربو و وجع مفاصل و انتفاخ معده و ترهل و قولنج و دفع سموم مشروبه موافق و بعضى با آن كرنب يا قرطم يا شبت و يا هر سه نيز اضافه مىنمايند و اين اقوى است در افعال مذكوره و در اسهال بلغم و گوشت خروس جوان زياده كننده و صاف كننده منى و مصفى رنگ رخسار و صوت است و خروس بچه جهت ناقهين و امراض حاره و مرغ بچه و مرغ جوان قوىتر و جهت تسمين بدن و رفع هزال و تصفيه رنگ رخسار و صوت و زياده كردن جوهر دماغ و فهم و منى و رفع خيالات فاسده و پخته آن با روغن تازه جهت سرفه يابس و مداومت مرق و گوشت يك قطعه آن هر روز تا يك هفته با نان ميده جهت رفع زردى رخسار كه سبب آن معلوم نباشد مجرب و كباب آن جهت دفع خواهش گل و امثال آن و موافق معده رطب و جگر آن كثير الغذا و مسمن و دير هضم و مغز سر آن با حرارت معتدله و رطوبت لزجه و آشاميدن ناپخته آن با شراب جهت گزيدن هوام و نفث الدم و رعاف كه از حجاب دماغ باشد مجرب و پخته آن جهت زيادتى جوهر دماغ و تقويت قوّت مفكره و نيكويى ذهن و تصفيه صوت و ادمان آن باعث بلادت و پيه آن جهت تليين صلابات و مواد سوداويه و طلاى نيم‌گرم آن بر سر جهت ماليخوليا و سعفه و شقاق و جميع امراض يابسه عجيب النفع خصوصاً كه سه مرتبه پى هم بمالند و پيه دجاج معلوف به قرطم اقلًا دوازده روز جهت ابتداى جذام و پرده ميان سنگدان خروس را چون خشك نمايند و ساييده با شراب بنوشند جهت وجع معده و ضعف آن و ذرب مجرب و جوارش و معجون آن در قرابادين ذكر يافت و آشاميدن خصيه خشك آن با زرده تخم مرغ نيم برشت جهت تقويت باه بسيار مؤثر و به دستور ضماد آن با روغن زنبق بر پشت زهار و كنج ران جهت تقويت نعوظ و چون خصيه خروس را در آفتاب خشك نمايند و با وزن آن ملح اندرانى سحق كنند و در ظرف مسى بر آتش گذارند تا منعقد گردد و هنگام مقاربت اندكى از آن را در زير زبان گذارند گويند كه تقويت عجيب مشاهده مىگردد و نيز گويند كه چون بگيرند خروس را در هنگام ربيع و ذبح نمايند و آنچه در جوف آنست سواى خصيه آن برآورند و نمك در شكم آن پر كنند و در سايه خشك كنند