محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
368
مخزن الأدوية ( ط . ج )
و اصلاح فساد حال آن و به دستور آشاميدن ثمر آن و طلاى پخته ثمر آن بر موى جهت سياهى و منع اسقاط آن و ضماد برگ تازه آن با آرد جو جهت تسكين اورام حاره و سوختگى آتش و گزيدگى سگ و نواصير و با پيه بز جهت نقرس و حمول بيخ آن جهت درد رحم و امراض مقعده و نواصير نافع . مضر ريه مصلح آن عسل . مقدار شربت آن : تا دو درهم . خماهان به فتح خاى معجمه و ميم و الف و فتح ها و الف و نون لغت فارسى است و خماهين نيز نامند و صندل حديدى نيز . ماهيت آن : حجرى است سياه رنگ نر و ماده مىباشد و حديد صينى جنس نر آنست و حجر الخمار جنس ماده آن و نر آن صلبتر و تيره رنگ و سياهى بر آن غالب و رنگ ساييده آن زرد مانند زرنيخ . طبيعت آن : مايل به برودت و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : پوشيدن انگشترى آن مقوى دل و رافع وحشت تاريكى مكانها و تيرگى شب و نگاه كردن بدان جهت حفظ صحت چشم مؤثر و ماده آن كه آن را حجر الخمار نامند نرمتر و رنگ ساييده آن بسيار سرخ و مايل به سياهى . طبيعت آن : سردتر از نر آن افعال و خواص آن : آشاميدن يك مثقال و نيم از ساييده آن جهت رفع خمار مجرب و باعث تبريد و تعريق مخمور و هر دو جنس آن جهت علل صفراوى و دموى و درد چشم و تقويت عضوى كه از ريختن مواد متأثر شود و جهت خفقان و رياح غليظه و دو درهم ساييده آن جهت رفع درد شكم حادث از دواى مسهل به غايت مفيد و طلاى آن جهت تحليل اورام خصوصاً ورم چشم و حكه و جرب و حرقت جفن . مسدد ، مصلح آن عسل . مقدار شربت آن : تا يك دانگ . خمر به فتح خاى و سكون ميم و راى مهمله مراد از آن در شرع ما يختمر به العقل است يعنى آنچه كه عقل را بپوشاند و در عرف مراد از مطلق آن شراب انگورى است و صنعت آن به انواع مىباشد از آن جمله آنست كه آب انگور را گرفته و صاف نموده در خمى كه اندرون آن را زفت يا قير و يا موم ماليده باشند كرده مدتى در آفتاب گذارند تا به جوش آيد پس در سايه گذارند و يا خم را در سرگين اسب تا نصف دفن كنند تا برسد و به حسب تصفيه و غير تصفيه و اضافه هر چيزى تأثير مىنمايد مثلًا غير صافى با دانه آن قابض و با خردل بدون جوشيدن شيرين و با زعفران مقوى دل و جگر و سرور آن زياده و آنچه خم آن را بعد از اندودن به زفت و يا قير و يا موم به عود و كشته بخور كنند و در آب انگور مورد و مصطكى و به شيرين و سيب قدرى داخل كنند و بعد از آفتاب گذاشتن ظرف آن را در زمين دفن كنند ريحانى نامند و آنچه بر او شش ماه نگذشته باشد مسطار و به فارسى ولانى نامند و چون آب انگور را بجوشانند تا ربع آن بسوزد و در خم كنند آن را جمهورى نامند و بىمزه غليظ را قهوه و اين قاطع باه است و شرابى كه از يك سال تا دو سال گذشته باشد عتيق نامند و دو ساله قوى است و بهتر و آنچه از دو سال زياده تا چهل سال بر او گذشته باشد قديم گويند و اولى آن است كه بعد از جوشيدن اقلًا تا سه ماه نگذرد استعمال ننمايند و نيز آن را اصناف بسيار است از رقيق و غليظ و حلو و حامض و مر و مز و قابض و غير قابض و احمر و اصفر و ابيض و اسود و خوشبو و بدبو و خوش آينده و كريه بد آينده و مشمس و مطبوخ و مدفون و صافى و كدر و خفيف و ثقيل و حديث و عتيق و متوسط ميان آن هر دو و غير اينها و چون اينها را با هم تركيب كنند قريب به ششصد صنف مىشود و بهترين همه متوسط العمر يك ساله و دو ساله سرخ مايل به زردى و خوشبوى معتدل القوام بين رقت و غلظت شيرين اندك تلخ آنست كه ترش و بسيار تلخ و قابض نباشد به حدى كه كام را به هم كشد و بدترين آنها به رنگ كدر غليظ القوام ترش مزه بسيار قابض بدبوى آنست خواه بدبويى آن به سبب احتباس ابخره و يا ترشى باشد و يا به سبب غير آن امور و قوىترين همه زرد صافى معتدل القوام و بعد از آن سرخ معتدل القوام و ضعيفترين همه سفيد تازه نارس و رقيق آن سريع النفوذ و غليظ آن بطى النفوذ و سبز آن غليظ و سياه آن اغلظ و شراب خوشبو موافق همه امزجه و بدبوى آن ردى و غير موافق همه امزجه و بالجمله هر يك را مزاجى و صورتى است صالح و موافق به مزاجى و شخصى خاص . طبيعت آن : نيز به حسب الوان و طعوم و روايح و رقت و غلظت و تازگى و كهنگى و توسط و اعتدال مختلف مىباشد در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و بالاجمال عتيق آن در سيّم گرم و در دويّم خشك و قديم آن در سيّم گرم و خشك و مسطار آن در دويّم گرم و تر و سرخ و خوشبوى آن كه عبارت از ريحانى است معتدل و شش ماهه تا يك ساله آن در دويّم گرم و مايل به رطوبت و تفه آن كه قهوه نامند ارطب . افعال و خواص آن : رقيق آن سريع النفوذ و مفتح سده و غليظ آن دير هضم و كثير الغذا و مقوى اعضا و تنافذ و سرخ و خوشبوى آن كه عبارت از ريحانى است بهتر از ساير اقسام و تفه آن يعنى قهوه موافق اكثر امزجه و ليكن مسقط شهوت طعام و باه و مصدع و