محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
367
مخزن الأدوية ( ط . ج )
اطفال و انداختن دندان آن ميان جماعت موذى باعث تفرقه ايشان و همچنين در آتش انداختن پيه آن . خلّر به ضم خاى معجمه و فتح لام مشدده و سكون راى مهمله آن را جلبان خوانند و به هندى متر كابلى . ماهيت آن : دانهايست شبيه به كرسنه و گياه آن به قدر ذرعى و كمتر آن و برگ آن ريزه و گل آن ما بين سفيدى و زردى و غلاف آن شبيه به غلاف باقلا و سفيد و پنج قسم مىباشد آنچه غلاف آن از باقلا كوچكتر و پوست آن غليظتر و عريض و بسيار سفيد و دانه آن به قدر نخود كوچكى آن را جلبان ابيض نامند و آنچه دانه آن كوچك و پهن و اغبر جلبان اسود و به شيرازى مشو و به هندى كهسارى و اهل ولايت اروستان و نواح كرمان كونيان كرو خوانند و بسيار آن را مىخورند و در موسم بهار كه هنگام رسيدن آنست خام ناپخته آن را نيز مىخورند و آنچه مضاعف الغلاف و خشن و دانه آن در سفيدى و كوچكى و تدوير كمتر از اول است آن را نبقه نامند و آنچه در غلافى قريب به باقلا و سياه رنگ و دانه آن مستدير و بزرگ و مايل به زردى و بسيار تلخ است در مصر بسيله نامند و قسم پنجم رقيق الغلاف سفيد دانه و آن را قصاص نامند . طبيعت همه اقسام آن : در اول سيّم سرد و در آخر دويّم خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن طبيخ آن با عسل جهت سرفه و تصفيه ريه و درد سينه و تليين آن و تحليل اخلاط فاسده و دفع فضلات غليظه از امعا و ادرار نمودن شير و بول و حيض و ضماد آن جهت تقويت اعضا و وثى و كلف و با عسل جهت تحليل اورام و بخور آن موجب جمعيت مورچه است در آن موضع و چون گاو بخورد فربه شود . مضر اعصاب و مولد سودا و نفاخ و ادمان خوردن آن باعث لنگى و خوردن تر و تازه ناپخته آن دوار آورد خصوصاً نوع اندك پهن مثلث شكل آن كه به هندى كهسارى نامند ، مصلح آن شراب عسل . مقدار شربت آن : تا ده درم و نوع برّى آن بغايت غليظ و مدر شير است . خلنج به فتح خاى معجمه و لام و سكون نون و جيم . ماهيت آن : درختى است شبيه به درخت گز و در چين و بلاد روس و به هند بسيار بزرگ مىشود و برگ آن مانند برگ گز و گل آن كوچك و سرخ و زرد و سفيد نيز مىباشد و ثمر آن مانند خردل و بنفش . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و شكوفه آن تندتر و قوىتر از ساير اجزاى آن . افعال و خواص آن : شكوفه و برگ آن جهت گزيدن هوام ضماداً و روغن شكوفه آن كه به دستور روغن بابونه و روغن گل كه در روغن كنجد ريخته سه هفته در آفتاب گذارند جهت رفع اعيا و درد مفاصل و به دستور نشاره چوب آن و يك مثقال از تخم آن با عسل حافظ دل از ضرر سموم و اكل و شرب در ظروف چوب آن مانع خفقان است . فصل الخاء مع الميم خمان به فتح خا و ميم و الف و نون لغت نبطى است و به عربى رقعا نامند و به يونانى اقطى . ماهيت آن : دو صنف مىباشد كبير و صغير . كبير آن شبيه به شجر و شاخهاى آن مايل به سفيدى و مانند نى مستدير و برگ آن مانند برگ گردكان و از آن كوچكتر و ثقيل الرايحه و در هر شاخى از سه عدد تا پنج عدد و بر سر هر شاخى قبهاى و گل آن سفيد مايل به سرخى و ثمر آن شبيه به حبة الخضراء و بنفش مايل به سياهى و در شكل مانند خوشه و در بو شبيه به شراب و غلط كرده كسى كه آن را درخت هندى كه ثمر آن بل و فل است دانسته . افعال و خواص آن : محلل و بسيار مجفف و ضماد برگ تازه آن جهت التيام جراحات مفيد و صغير آن شبيه به گياه و ساق آن مربع و پر گره و برگ آن شبيه به برگ بادام و مشرف الاطراف و از هر گرهى ثمرى ظاهر و ثقيل الرايحه و قبه سر آن شبيه به خمان كبير و تخم آن مانند خردل و بيخ آن دراز به سطبرى انگشتى و تيره و سرخ و از مطلق آن مراد خمان صغير است و مستعمل بيخ آن . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك و سردى آن غالب با اندك گرمى . افعال و خواص آن : رادع و مسهل اخلاط لزجه و بسيار مجفف و با قوّت محلله آشاميدن آب طبيخ برگ و ساق آن جهت اسهال بلغم و مره صفرا و آب افشرده آن و طبيخ بيخ آن به دستور دو مثقال از ساييده بيخ آن جهت جبر كسر و وثى و سقطه شديده بسيار نافع و طبيخ بيخ آن با شراب جهت استسقا و گزيدن افعى و وجع مفاصل و تفتيح سده و مضمضه بدان جهت هلاكت كرم دندان و سعوط آن سه روز جهت رفع سرخى چشم و جلوس در طبيخ آن جهت رفع صلابت رحم و باعث نرمى و تفتيح انضمام آن