محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

361

مخزن الأدوية ( ط . ج )

طبيعت آن : گرم و رطوبت بر آن غالب و بعضى سرد و خشك گفته‌اند و اول اصح است . افعال و خواص آن : از هر حيوانى در ضمن آن مذكور مىشود و خصيه خروس فربه مبهى و مولد منى و خون صالح امّا بطىالهضم ، مصلح آن انجدان و فوتينج كوهى و نمك و صعتر و نمك سود نمودن آنست . خصى الثعلب به ضم خاى معجمه و سكون صاد مهمله و ضم يا و الف و لام و فتح ثاى مثلثه و سكون عين مهمله و فتح لام و سكون باى موحده به يونانى ساطيون و ساطيورين و بعضى طرفلن به معنى سه برگ نامند زيرا كه گياه آن سه برگ دارد . ماهيت آن : بيخى است سفيد شفاف از سورنجان كوچكتر و طعم آن شيرين و با لزوجت و اندك تندى و بوى آن شبيه به بوى منى و چند نوع مىباشد يكى دانه‌هاى آن مانند دو بيضه كوچكى كه به هم پيوسته باشند و از هر بيضه ريشه باريكى دراز رسته و در آخر هر ريشه دانه كوچكى پيوسته و هر چند آن دانه بزرگ شود بيضه آن كوچكتر گردد و از اين جهت آن را قاتل اخيه نامند مستعمل اصل بيضه است نه حب مذكور و اين نوع را تخم نمىباشد و برگ اين شبيه به برگ پياز و از آن اندك عريض‌تر و مفروش بر روى زمين و نرم و سه عدد مىباشد و نوع دويّم تخم آن سياه صلب براق و نوع ديگر ساق آن به قدر شبرى و از وسط آن ساقى روييده و بر بالاى آن دو عدد يا سه عدد گل زرد رنگ و در وسط گل تخمى سياه و ساق اين سرخ رنگ و برگ اين شبيه به برگ سوسن آزاد كه زنبق است و بيخ آن به قدر جوزى و بيرون آن سرخ و اندرون آن سفيد و با لزوجت و شيرينى . منبت آن جبال و اماكن نمناك و بيشتر در روم و مصر به هم مىرسد امّا رومى بهتر و فرق ميان هر دو بدان است كه مصرى را در حين خامى سوراخ كرده به ريسمان كشيده خشك مىنمايند به خلاف رومى و اين باليده‌تر و شفاف‌تر از مصرى است و در حزيران مىرسد و تا دو سال مىماند . طبيعت : نوع اول آن گرم و تر در آخر اول و نوع دويّم در دويّم و نوع سيّم در سيّم و همه با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : مبهى و مقوى عصب و جهت كزاز و تشنج يابس و تمدد و فالج و لقوه و مولد دم صالح و منى و مقوى باه و نعوظ و طلاى آن با روغن گل مقوى موى و روياننده و مانع سقوط آن . مقدار شربت آن : تا دو مثقال . مضر فم معده ، مصلح آن شكر . بدل آن : تخم رطبه و تخم زردك و گويند هر كه نوع اخير را قلع كند دست او بىحس و حركت گردد و چون آن را بسوزانند و با موم و روغن زيتون و يا با سركه تدهين كنند رفع آن گردد و نوع اخير را در امراض سوداوى و بلغمى مانند فالج و لقوه و تسمين بدن و ريزانيدن حصات گرده و تقويت باه و آوردن نعوظ مبالغه بسيار نوشته‌اند حتى آنكه چون بيخ مذكور را در دست بگيرند باعث نعوظ گردد و از سقنقور قوىتر دانسته‌اند و اصلى ندارد و چون برگ آن را با زعفران و اندك مشك ساييده حمول نمايند و با شوهر جفت شوند همان ساعت نطفه منعقد گردد و حامله شود و مجرب دانسته‌اند و تخم آن با شراب بغايت موجب نعوظ و مكدر حواس . مضر محرورين و فم معده و مصلح آن سكنجبين و عصاره لسان الحمل و شكر . مقدار شربت از بيخ آن : تا يك عدد و از تخم آن تا يك درهم و در هند مشهور است كه بيخ بهوئين چنپا خصية الثعلب است و اصلى ندارد و شايد نوع اخير آن باشد و يا شبيه بدان و اين گل مخصوص بنگاله است در هند و جاى ديگر نمىشود اول از زمين گل برمىآيد بعد از آن برگ در رايحه و شكل فى الجمله با سوسن شبيه است . بدل آن : بوزيدان و نيم وزن آن انجره و گويند به وزن آن تخم اسپست . خصى الديك به كسر دال مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و كاف . ماهيت آن : صاحب تحفة المؤمنين نوشته كه حب البان است و مؤلف تذكره و غيره غير آن دانسته و گفته‌اند گياه آن شبيه به عنب الثعلب و اطول از آن و دانه آن به قدر آلوبالوى بزرگى و سفيد است . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مسهل بلغم لزج و محلل رياح و جهت عرق النساء و مفاصل و ضماد آن جهت تحليل صلابات و اوجاع مفاصل و عرق النساء نافع و مصدع و مكرب ، مصلح آن بنفشه . مقدار شربت آن : تا يك درهم . بدل آن : زيره . خصى الكلب به فتح كاف و سكون لام و باى موحده به يونانى ارخص نامند . ماهيت آن : گفته‌اند دو نوع است نوعى شاخ‌هاى آن به قدر يك شبر و برگ آن منبسط بر روى زمين و يا قريب بدان و شبيه به برگ زيتون و نرم‌تر و نازك‌تر و بلندتر از آن و گل آن بنفش و بيخ آن شبيه به بيخ بلبوس و بلندتر و باريك‌تر از آن و سفيد او مضاعف و مزدوج مانند دو زيتونى كه با هم متصل شده باشند