محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

362

مخزن الأدوية ( ط . ج )

يكى بالاى ديگرى و يكى ممتلى از رطوبت لزجى و اين را ماده نامند و دويّم رخو متشنج و اين را نر نامند و گاه اين بيخ را جوش داده مانند بلبوس مىخورند و منبت آن مواضع حجريه و رمليه است . حكيم مير محمد مومن نوشته كه ساق آن بىبرگ و تا نيم ذرع و گل آن ريزه با هم متصل به شكل سرو و بنفش شبيه به گل اصابع صفر و نوشته كه حقير در فيروزكوه هر دو را مشاهده نموده همه صفات با هم شبيه‌اند مگر آنكه گل اصابع صفر بسيار به هم متصل نيست و سرخ ارغوانى است . طبيعت آن : گرم و خشك قريب به سموم و در بيخ بزرگ آن رطوبت فضليه و كوچك آن بىرطوبت و حدت و گرمى اين زياده از آنست افعال و خواص آن : محلل اورام بلغمى و مسخن ريه و بزرگ آن محرك جماع به قوّت تمام و كوچك آن قاطع آن و گفته‌اند بزرگ ماده آن مادام كه تر و تازه است محرك آنست خصوصاً جوشانيده آن در شير بز و چون خشك گردد اين نيز قاطع شهوت جماع مىگردد و گويند هر يك را بعد ديگرى بخورند فعل آن را باطل مىگرداند و مشهور نزد اهل انطاكيه آنست كه چون قسم بزرگ آن را بخورند پسر مىزايند و چون قسم كوچك آن را دختر و مسخن ريه است ، مصلح آن صمغ و خشخاش . و نوع دويّم ساق آن به قدر يك شبر و برگ آن شبيه به برگ گندنا و از آن بلندتر و عريض‌تر و در آن رطوبتى چسبنده و گل آن بنفش و بيخ آن مانند دو بيضه كوچك متصل به هم . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : آشاميدن آن جهت حبس بطن و قطع شهوت جماع خصوصاً اكثار آن و ضماد آن جهت تحليل اورام بلغميه و تنقيه قروح و منع نمله ساعيه از انبساط و قطع عفونت آنها و زايل كننده آثار جلد و قلاع دهان و به دستور ذرور آن بر اورام و قروح خبيثه . خصى العجاجيل خصيه گوساله است چون خشك كنند و با شراب بياشامند نعوظ تمام آورد و مقوى باه بود . خصى الايّل خايه بز كوهى است چون خشك كنند و با شراب بياشامند جهت گزيدگى افعى نافع . فصل الخاء مع الطاء المهمله خطّاف به ضم خاى معجمه و فتح طاى مشدده مهمله مشاله و الف و فا به عربى ابابيل و به فارسى پرستوك و به تركى قرلانقوج و به ديلمى حجلا و به هندى سيانى و كنهيا و پت ديورى نامند . ماهيت آن : از طيور معروفه است . طبيعت گوشت آن : در اول سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : كباب گوشت آن مفتح سدد و دافع يرقان و امراض سپرز و سنگ مثانه و آشاميدن يك مثقال خشك مسحوق آن جهت قوّت باصره و دو درهم از نمك سود خشك آن جهت خناق و غرغره خاكستر آن با آب جهت خناق و جميع امراض لوزتين و حلق و به دستور با عسل و طلاى سوخته آن بر حنك نيز همين اثر دارد و اكتحال محرق بچه آن با خون مقوى باصره و دماغ آن با عسل و يا با سرگين خاكستر آن با عسل جهت ابتداى نزول آب و جرب و بياض و سبل و ظفره نافع و همچنين خون گرماگرم آن و سرگين و به دستور آن به غايت جالى و جهت نيكويى رنگ رخسار و رفع بهق و آثار جلد و با زهره گاو جهت سفيد كردن موى سياه مجرب دانسته‌اند و خوردن آب معصور مدقوق آن با قدرى بادروج جهت اخراج جنين ميت سريع الاثر و به دستور يك مثقال خاكستر آشيان آن كه سوزانيده باشند جهت عسر ولادت مؤثر و سعوط زهره آن جهت سياه كردن موى سر و ريش و يوسف بغدادى گفته مخصوص به سفيدى قبل از وقت است و بايد كه در آن وقت شير در دهان نگاه دارند كه دندان سياه نشود و طلاى چشمهاى آن با روغن زنبق بر ناف زنان جهت عسر ولادت مفيد و چون در سالى دو بار بچه مىدهد هرگاه در حين زيادتى نور قمر شكم بچه اول را بشكافند دو سنگريزه در آن ظاهر مىگردد يكى يك رنگ و ديگرى ملون چون يك رنگ غير ملون آن را در پوست گوساله كه در حين زاييدن بدن آن گوساله بر زمين نرسد يعنى نگذارند كه بر زمين فرود آيد به دست معلق گرفته ذبح نمايند و پوست آن را بگيرند و در آن بسته در گردن و يا بازوى صاحب صرع بندند جهت رفع آن مجرب دانسته‌اند و سنگ ملون را چون در حرير سفيد پيچيده با خود نگاه دارند باعث جاه و قضاى حوايج گردد و امين الدوله گفته سنگ ملون سرخ مىباشد و تعليق آن جهت رفع قرع مؤثر و گويند چون رفع فزع مؤثر و گويند چون بچه آن را با زعفران و امثال آن زرد كنند نحوى كه در حين رنگ كردن مادر و پدر او نبينند جهت رفع زردى بچه خود سنگ يرقان را به آشيان خود آورند آن سنگ جهت يرقان مفيد و در حجر الخطاطيف ذكر يافت و چون سر ماده و نر آن را هر دو با آتش سوخته در شراب قومى كه شراب مىخورند اندازند سكر نياورد . خطمى به فتح خاى معجمه و سكون طاى مهمله و كسر ميم و يا و به