محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
353
مخزن الأدوية ( ط . ج )
خاكستر آن را جمع نموده مىشويند و در ميان آن دانهها كه برمىآيد يك جا كرده مىگذارند و دو دانگ ساييده آن با آب ترياق سم بيش و افيون است و چون در طعام مسموم اندازند و جوش دهند قوّت و سورت آن را مىكشند و كم مىنمايد و نگاه داشتن آن در دهان نيز جهت سم مار و اكثر سموم نافع است . خرامقان به فتح خا و راى مهمله و ال و فتح ميم و قاف و الف و نون . ماهيت آن : گياهى است در شكل و بو مانند سنبل الطيب و رنگ آن سبز و طعم آن مايل به شيرينى . طبيعت آن : در اول گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل و مجفف و در افعال مانند سنبل الطيب و از آن ضعيفتر است . خربق به فتح خا و سكون راى مهمله و فتح باى موحده و سكون قاف . ماهيت آن : دو نوع مىباشد ابيض و اسود ابيض آن بيخ گياهى است برگ آن شبيه به برگ بارتنگ و از آن عريضتر و گل آن سرخ و ساق آن به قدر چهار انگشت مضموم و مجوف و چون خشك شود پوست آن مقشر گردد و بيخ آن شبيه به پياز مستطيل و با ريشههاى باريك و سفيد مايل به زردى و تلخ و از شكستن آن غبارى ظاهر مىشود و در جوف آن مانند دام عنكبوت چيزى مىباشد و منبت آن مواضع جبليه و بهترين آن منبسط السطح معتدل الانبساط سفيد سست آن است كه به آسانى مفتت گردد و لحيم لعابى و از اراضى مرتفعه خشك باشد و چون بچشند اول زبان را اندك بگزد پس گزندگى آن بيشتر ظاهر گردد و آنچه مدور و اطراف آن نيز شبيه به اذخر و چون بشكنند از آن گردى برآيد و كم گوشت باشد ردى و غير مستعمل زيرا كه خناق آورد . طبيعت آن : در وسط سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مسهل بلغم و صفراى غليظ و اخلاط لزجه و مخاطيه و مفتح سدد و منقى معده و جهت فالج و سرسام و صرع بلغمى و ليثرغس و ساير امراض بارده دماغيه و مفاصل و تفتيت حصات و ادرار حيض و قتل جنين و اخراج آن نافع . * الدماغ * سعوط آن مهيج عطسه . * العين * اكتحال آن در شيافات جهت جلاى غشاوه و حدت بصر . * الفم و غيره * طلاى آن با سركه جهت قلع دندان متأكل و قوبا و جرب و برص و بهق به تنهايى و با ايرسا نيز و فرزجه آن مدر حيض و قاتل جنين و چون با سويق و عسل بسرشند و به موش بخورانند بميرد و سم گلاب و خنازير باشد و چون با گوشت طبخ دهند گوشت را مهرّا سازد و چون اراده استعمال آن نمايند بايد كه اصلاح آن نمايند به پختن آن در جوف خمير و يا مخلوط به حسو جو و روغن بادام و يا مخلوط با اندك حاشا و مصطكى نمايند و بهتر آنست كه ناشتا نخورند بلكه بر بالاى اندك طعامى و زياده از مقدار شربت آن كه از نيم مثقال تا يك مثقال است نباشد زيرا كه زياده آن كشنده است به قى و خناق و تشنج و كشنده سگ و خنزير است و مداواى كسى كه زياده از مقدار شربت آن خورده و او را اعراض مذكوره طارى شده تبريد و تطفيه و اسهال است اگر طبيعت او محتبس باشد و نشستن در آب گرم و مسكه گاو بر بدن ماليدن و آشاميدن امراق دسمه مانند مرق دجاج و بوييدن بويهاى خوش و گفتهاند كه خوردن جرم مسحوق آن محدث تشنج است و مقى و بهتر آن است كه پنج مثقال آن را در نه اوقيه آب باران سه شبانه روز بخيسانند پس صاف كنند و بياشامند و يا آنكه مقدار يك رطل آن را پارچه پارچه نموده در دو قسط آب باران سه روز بخيسانند پس جوش دهند تا دو ثلث آن برود و يك ثلث بماند پس صاف نموده جرم آن را دور كرده با دو رطل عسل صافى جيّد به قوام آورند و كف آن را بگيرند و يك ملعقه آن به تنهايى و يا با آب گرم بياشامند و گفتهاند كه چون مقى قوى بلغم است بايد كسى كه عاق و يا دشوار باشد بر او قى كردن و عادى نباشد بدان و نيز پيش از عادت به قى استعمال ننمايند بلكه عادت به تدريج و بهترين استعمال آن از براى قى آنست كه تربى را سوراخ كنند و ريشههاى باريك خربق را بريده و در آن ترب فرو برند و يك شب بگذارند و صبح ريشههاى خربق را برآورده دور نمايند و قليل غذاى رقيقى مانند شله بخورد و بعد از آن ترب را با سكنجبين بياشامد و بعد از دو ساعت به تكليف قى نمايد و گفتهاند چون كسى او را خورده باشد و براز او را مرغ بخورد آن مرغ بميرد . خربق اسود به هند كتكى نامند . ماهيت آن : بيخ گياهى است سياه پر گره مجوف و بيشتر آن مايل به تدوير و ريشههاى سياه باريك از آن رسته شبيه به رشته و برگ آن شبيه به برگ چنار و از آن كوچكتر و زوايد اطراف آن بيشتر و با خشونت و ساق آن كوتاه و بنفش و گل آن سفيد مايل به سرخى به شكل خوشه و ثمر آن شبيه به دانه قرطم و تخم آن در اسهال بىمضرتتر از اصل آن و تلخى بيخ آن از خربق سفيد كمتر و ليكن در قوّت تندتر و پرخطر . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مسهل مره سودا و بلغم و صفراى آميخته با بلغم و جذاب از عمق بدن و جهت امراض بارده قوىتر از سفيد و در جميع عللى كه سفيد مؤثر است اين اسرع التأثير .