محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

354

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و غيرها * جهت شقيقه و اوجاع سر و نزولات مزمنه نازل در چشم و سينه و تنقيه سينه و احشا و مثانه و رحم و چون در شيرينىها چند روز بخيسانند و يا با جو مقشر و يا عدس جوشانيده و آب آن را بنوشند چندان مضرت ندارد و بالخاصيت تنقيه به آن كردن باعث تغيير مزاج مىشود قريب به مزاج جوانى و غير مرطوب المزاج را بغايت مضر . مضر گرده و مصلح آن كثيرا و صعتر و دوقو و فطراساليون و فودنج و مصطكى و دو مثقال آن كشنده به خناق و اسهال . مقدار شربت آن : از نيم درم تا نيم مثقال . بدل آن : خربق سفيد و گويند ماذريون و چهار دانگ آن غاريقون و يا ماهيزهرج و نيم وزن آن ماذريون و به وزن آن بيخ كبر و يا كبيكج است . * الفم * چون با سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند درد دندان را ساكن گرداند و بخور آن نيز همين عمل نمايد . * اعضاء الغذاء * آشاميدن آن با دواهاى ملطف دفع كرم معده نمايد و بعضى در سكنجبين مىخيسانند و يا در شراب شيرين پس طبخ نموده صاف كرده به تنهايى و يا با مرق مرغ مىآشامند اسهال بلغم و صفرا مىنمايد و گفته‌اند دافع سودا است از جميع بدن و استفراغ صفراى غليظ زياده از سقمونيا مىنمايد بىاذيت . * الزينه و الجروح * ضماد آن جهت بهق و برص و رفع ثآليل و بردن گوشت زايد فاسد زخمها و ناصور صلب نافع و قطور و فتيله و فرزجه آن مانند سفيد آنست و پاشيدن طبيخ آن در مواضع مانع حشرات و چون گندم و امثال آن را در طبيخ آن بخيسانند قاتل هر طيور و وحوش است كه بخورد و چون با موم و كندر و زفت با آب و روغن بياميزند و بر جرب بمالند زايل گرداند و گويند چون نزديك درخت انگور برويد و از آن انگور شراب سازند و بياشامند اسهال نمايد . خردل به فتح خا و سكون را و فتح دال مهملتين و لام به هندى رايى نامند . ماهيت آن : گياهى است برگ آن شبيه به برگ ترب و كوچك‌تر از آن و خشن و اندك تند بوى و ساق آن مربع و گل آن زرد و تخم آن مدور و سرخ و تند طعم و برّى و بستانى مىباشد برّى آن را به عربى حرشا و به تركى قجى نامند و برگ آن ريزه‌تر از برگ بستانى و تخم آن مدور و سرخ و برگ بستانى بزرگ‌تر از برّى و نوع سفيد آن را حرف ابيض و به فارسى اسپند و سپندان نامند و نوع غير تخم مدور سرخ تند طعم را به تركى ككج گويند و از مطلق آن مراد بزرگ سرخ رنگ تازه بستانى است كه چون بكوبند رنگ آن زرد و با دهنيت و حدت باشد و مستعمل همين نوع است . طبيعت آن : در چهارم گرم و خشك . افعال و خواص آن : جالى و جاذب اخلاط از عمق بدن و محلل رطوبات دماغى و معده و ساير اعضا و هاضم و مفتح سدد و مدر فضلات . * امراض الرأس و المعده و الكبد و الطحال و غيرها * جهت امراض بارده دماغيه و ريحيه مانند ليثرغس و فالج و استرخا و درد سر بارد و تفتيح سده مصفات و تسكين نزلات بارده و تزكيه حواس و ذكاى ذهن و تقويت اشتها و زيادتى آن و تسكين درد جگر بارد و سپرز و ضماد آن بر سر بعد از تراشيدن موى آن با آهن جهت ليثرغس و نزله بارد و با عسل بر پيشانى جهت صداع و سد نزلات پى در پى و تسكين وجع جگر و طحال و سعوط آن مورث عطسه و جهت انتباه مصروع و صاحب غشى و اختناق رحم و انكباب آن جهت تفتيح سده گوش و اكتحال آن با آب و عسل جهت غشاوه و خشونت پلك چشم و قطور آب مطبوخ آن با عسل در چشم جهت شبكورى و در گوش و دندان جهت تسكين ضربان و درد آن هر دو نافض و چون تخم تازه آن را بكوبند و عصاره آن را گرفته خشك نمايند اكتحال آن جهت امراض عين و رفع تخيلات نافع و به دستور چون داخل ادويه عين نمايند و گذاشتن فتيله آن با انجير در گوش جهت درد آن و دوى و طنين و غرغره ساييده آن با ماء العسل جهت ورم تحت زبان و ثقل و استرخاى آن و درد دندان و خشونت قصبه ريه مزمنه و مضغ آن جهت اخراج بلاغم از دهان و لطوخ آن جهت تسكين ضربان و درد دندان دايم بىورم مجرب در ساعت و چون با عسل و يا پيه و يا موم با آتش گداخته به زيت مخلوط نمايند و بر صورت و چشم بمالند رنگ رو را صاف كند و كمنة الدم را زايل سازد و آشاميدن آن با عسل جهت ربو و سعال رطوبى و تقويت باه و با پودنه و شراب جهت اختناق رحم و اخراج كرم معده و آشاميدن جريش آن با آب جهت تب بلغمى و سوداوى دورى حادث از خلط غليظ لزج و ضماد آن با انجير جهت نقرس و عرق النساء و داء الثعلب و جذب مواد به ظاهر جلد و تسكين وجع بارد ريحى و تحليل اورام بلغمى مزمن از هر عضو كه باشد و با سركه جهت جرب متقرح و قوباى مزمن و به دستور با كبريت و سكنجبين و با سكنجبين و كرنب جهت تحليل خنازير عجيب النفع و با ادويه مناسبه جهت تحليل اورام صلبه و سوداويه و برص و با روغن بر قضيب جهت نعوظ مجرب و همچنين آشاميدن تخم آن نيم درم ناشتا با شراب زكى مقوى باه و منشط و خوردن مخلوط آن با نان و يا شراب جهت اخراج كرم معده و مخلوط كردن آن با مراهم جاذبه و جربيه نافع و چون گياه تازه آن را و يا تخم آن را با طعام بخورند طعام را هضم و معده را گرم گرداند و ورم طحال را تحليل دهد و خوردن مسلوق و برگ