محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
351
مخزن الأدوية ( ط . ج )
خبث الرصاص به كسر را و فتح صاد مهملتين و الف و صاد مهمله ثفل قلعى است . طبيعت آن : بغايت سرد و خشك و قابض . افعال و خواص آن : مغسول آن جهت التيام جراحت چشم و تقويت باصره و منع ريختن مواد به چشم مؤثر و مانند رصاص محرق است . بدل آن : اسفيداج رصاص . خبث الفضّه به كسر فا و فتح ضاد معجمه مشدده و ها ثفل نقره است بهترين آن سبز رنگ نازك آن . طبيعت آن : سرد و خشك و بغايت قابض و با قوّت جاذبه و مجففه . افعال و خواص آن : طلاى آن جهت قروح چشم و سعفه و جرب و بواسير و نواصير و التيام جراحت و به دستور در مراهم جهت سه مرض اخير نافع . خبث النحاس به ضم نون و فتح حاى مهمله و الف و سين مهمله ثفل مس است و در قوّت قريب به خبث الحديد و از آن ضعيفتر و ملطف و جالى و در ادويه چشم و زخمها مستعمل و خوردن آن سم قاتل است . خبّه به ضم خاى معجمه و فتح باى موحده مشدده و ها به شيرازى شفترك و به اصفهانى خاكشى و به تبريزى سوردن و به تركى شيوران و در مازندران گياه آن را شلم پى نامند و در هند مشهور به خوب كلان است . ماهيت آن : تخمى است ريزه و اندك طولانى و دو نوع مىباشد يكى ريزه و رنگ آن مايل به سرخى و طعم آن اندك مايل به تلخى و دويّم از آن بزرگتر و رنگ آن سرخ مايل به تيرگى و هر دو خودروى در صحراها و باغها و دامن كوهها بسيار مىشود و در ايام بهار و گياه نوع صغير آن يك و نيم ذرع نهايت دو ذرع و برگ آن طولانى شبيه به برگ جرجير برّى و تند طعم و شاخهاى آن باريك و متفرق و تخم آن در غلافى باريك رقيق بر اطراف شاخها رسته گياه كبير آن تا به سه ذرع و شاخههاى آن متفرق و غليظتر و برگ آن بزرگتر و عريضتر و تندتر و غلاف تخم آن نيز بزرگتر و طعم تخم آن نيز تندتر از اول . يحتمل كه طبيعت نوع صغير آن در اول دويّم گرم و در اول تر و كبير آن در آخر دويّم گرم باشد . افعال و خواص آن : مبهى و مشهى و مقوى معده و هاضمه و جهت گرفتگى آواز و نيكويى رنگ رخسار و تحليل مواد نخاع و جدرى و حصبه و شرى و برودت احشا و يك درهم و نيم آن جهت نفث اخلاط سينه و ريه و با شير مسمن و نيكو كننده رنگ رخسار و محرك باه خصوصاً با دو وزن آن شكر كه ده روز بنوشند و به دستور چون ده روز هر روز دو مثقال آن را با چهار مثقال شكر سفيد كف نمايند و صاحبان سوداوى مزاج را نيز نافع و سه درهم آن جهت رفع سميت ادويه سميه و هيضه خصوصاً كه سنگشو نموده با گلاب و يا آب خالص آن مقدار بجوشانند كه شكفته گردد و نيم گرم بياشامند و چون قى شود باز به دستور بياشامند تا قى بند گردد و جهت هيضه صفراوى با آب برگ كاسنى تازه مكرر به تجربه آمده و ضماد آن جهت قرحه چشم و ورم بناگوش و پستان و انثيين و نقرس و ورم صلب سرطان و مشوى آن در خمير جهت سرفه مزمن و جهت شش و جگر و فرزجه آن جهت اعانت بر حمل و قروح رحم نافع و مصدع ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت : از كبير آن تا دو مثقال و از صغير آن تا سه مثقال . بدل آن : در امر باه و تسمين و مانند آن تودرى است كه بزر الخمخم نامند و كسانى كه خبّه را بزر الخمخم دانستهاند اشتباهى است كه ايشان را واقع شده و اصل آنست كه غير آنست . خبيص البيض به فارسى خاگينه نامند و با سبزيها كوكو گويند . كثير الغذا و دير هضم و مولد خلط غليظ و با دارچينى و خولنجان و ادويه باهيه مقوى باه است . فصل الخاء مع الثاء المثلثه خثا به ثاى مثلثه سرگين است و از مطلق آن مراد سرگين گاو است و در اخثاء البقر مذكور شد . خثو به فتح خاى معجمه و ضم ثاى مثلثه و واو و به تاى دو نقطه از بالا كه مخفف خاتون تركى و به لغت اهل خطا به معنى بزرگ است آمده مانند لفظ خان و هر دو مرادف هماند . ماهيت آن : گفتهاند نام مرغى است كه به فارسى رخ نامند به قدر كرگدنى و از آن بزرگتر و طعمه آن اكثر اوقات مىگويند كه فيل است و در بلاد چين و زنج و ترك يافت مىشود و از استخوان پيشانى آن جهت ملوك قدح مىسازند و از خاصيت آن آنست كه چون بر بالاى آن طعام مسموم گذارند عرق كند و همچنين است ساير استخوان بدن آن و امين الدوله گفته كه شاخ