محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

345

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كه نسوزد پس برآورده عروق آن را از ميان آن برآورند و خشك نمايند و وقت حاجت با آب ليمو ساييده بر كلف دست ضماد نمايند دو سه مرتبه بعون الله تعالى رفع مىگردد مجرب است و ضماد برگ آن با آب و نشاسته جهت قطع سيلان خون منفجر و تحليل اورام و پاشيدن آب طبيخ آن در خانه‌ها جهت كشتن كيك و منع تولد آن مؤثر و بخور آن جهت ادرار حيض مفيد و تعليق بيخ آن بر كمر جهت نزول آب در بيضه گويند مؤثر است و تخم آن مسهل و مقى و مورث دوار و چون مكرر بشويند و در آب نمك بخيسانند تا تلخى آن زايل گردد پس بكوبند و با شير و خرما بجوشانند و بخورند جهت صحت بدن مفيد . * الزينه * چون حنظل را سوراخ كرده دانه‌هاى او را بيرون آورند و روغن زنبق در آن پر كنند و سوراخ آن را به قطعه‌اى حنظل مسدود كنند و به خمير بگيرند و بر روى آتش بگذارند تا چند جوشى بخورد خضاب نمودن بدان و آشاميدن آن در حمام جهت سياه كردن موى و منع سرعت سفيدى آن مجرب دانسته‌اند و روغن آن كه در امراض رأس ذكر يافت جهت منع ريختن موى نافع است و گويند چون آن را از ميان دو پاره نموده بر بدن فرسى كه بر آن كنه بسيار باشد بمالند در دو سه دفعه زايل گردد . مقدار شربت : شحم آن از نيم درهم تا يك درهم و گفته‌اند كه زياده از نيم درهم نبايد استعمال نمود و نبايد كه استعمال نمايند آن را مگر در سردى هوا در زمستان و در گرما و محرور المزاج را استعمال آن جايز نيست جهت آنكه مكرب و موجب مغص است و بسا است كه عمل نمىكند و موجب امراض مىگردد خصوصاً صداع و امراض معده و مقعده و انفتاح افواه عروق و جريان خون صالح است از براى مبرودين و بلغمى مزاجان و مرطوبين قوى المزاج غليظ الطبع و مستعملين مياه و اغذيه غليظه و شير و پنير و امثال اينها . كسى كه اراده استعمال آن دارد بايد كه به تنهايى نخورد بلكه با مصلح آن كه صمغ عربى و يا كثيرا و يا مقل اليهود و يا نشاسته است هر يك مفرداً و يا مركباً و با ادويه مناسبه ديگر نيز و صمغ عربى مضعف فعل آن و كثيرا معين عمل آنست و بايد كه بسيار نرم بسايند زيرا كه جريش خشن آن مورث مغص و سحج و تقطيع امعا است و اصلاح آن به امور مذكوره است . بدل آن : حب الخروع است و گويند به وزن آن خردل و چهار دانگ وزن آن قثاء الحمار و گويند به وزن آن حرمل است . فصل الحاء مع الواو حواصل به فتح حاى مهمله و واو و الف و كسر صاد مهمله و سكون لام به هندى ككن بهير و به مصر كى به ضم كاف و سكون يا نامند . ماهيت آن : از جمله طيور آبى است اندك عظيم الجثه و منقار آن بلند و پهن و سر آن به طرف پايين برگشته و از آن پشت خار مىسازند و پايهاى آن مانند پاى مرغابى و پرده‌دار و دو نوع مىباشد سفيد و سياه خاكسترى رنگ و سياه آن بدبوى و پوست آن مستعمل نيست و سفيد آن خوشبو و از پوست آن پوستين مىسازند . طبيعت آن : در دويّم گرم و تر و رطوبت آن زياده از حرارت . افعال و خواص : گوشت آن غليظ دير هضم مضر ، مصلح آن مهرّا پختن آن با دارچينى و كرويا و ادويه حاره تناول نمودن و پوشيدن پوستين آن موافق محرورين و جوانان و صفراوى مزاج را مضر و فرو بردن پيه خام آن جهت مغص و قولنج مفيد و روغن آن محلل و ملين و مقوى اعصاب و جهت اوجاع مفاصل و دردهاى بارد نافع . حور به ضم حاى مهمله و سكون واو و راى مهمله و به زاى معجمه نيز آمده است و آن را كروفس و به فارسى توز نامند . ماهيت آن : از جمله اشجار قريب به درخت خرما است برگ آن مانند برگ بيد و از آن باريك‌تر و درازتر و پوست آن زرد و گل آن خوشبو و دانه آن مانند گندم و به لغت اندلس آن را سردوله نامند و نبطى و رومى مىباشد و منبت رومى آن بلغار و اروس و صمغ رومى آن را گويند كهربا است و از اروس مىآورند و بدين نحو ترتيب مىدهند كه پوست و چوبهاى آن را بر هم چيده و در زير آن ظرفى مىگذارند و در آنها آتش مىافروزند تا پوست و چوبها سوخته دهنيت آن در آن ظرف چكيده مجتمع گردد و درخت رومى آن بزرگتر و برگ آن درازتر از نبطى و نبطى آن بىصمغ و در مزبله‌ها مىنشانند و فطرى كه در حوالى آن و در آن مزبله رويد بىغايله است . طبيعت رومى آن : در سيّم گرم و در اول خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن صمغ آن با سركه جهت خفقان و صرع و تقطير البول و به دستور ضماد آن بدون سركه جهت خفقان و منع سيلان رطوبات به معده و امعا و عرق النساء و قطع حمل و تفتيح سده نافع و گل آن قاطع نزف الدم جميع اعضا و برگ آن با سركه جهت نقرس و فرزجه آن با سركه بعد از طهر معين بر حمل نيز گفته‌اند و طبيخ چوب آن مجفف قروح و آكله و روغن آن كه مذكور شد قوى التأثير و خوشبو و در افعال قريب به روغن بلسان است و نبطى آن در اول گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : * العين * اكتحال ثمر تازه آن با عسل جهت غشاوه . * الاذن * قطور آب برگ تازه آن جهت درد گوش و