محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
346
مخزن الأدوية ( ط . ج )
آشاميدن يك مثقال از پوست آن جهت عرق النساء و تقطير البول نافع و قاطع حمل زنان است خصوصاً با اندكى حب الكلى و عسل و برگ آن نيز به دستور همين اثر دارد چون بعد از طهر بياشامند بدل آن : مرزنجوش دو ثلث وزن آن مقدار شربت آن : از نيم درهم تا يك درم است . فصل الحاء مع الياء المثناة التحتانيه حيه به فتح حاى مهمله و فتح ياى مشدده و ها گويند وجه تسميه آن به حيه از آنست كه طويل العمر مىباشد و نيز گويند جهت آنست كه بعد مردن بدن آن مدتى مىماند بيشتر از ابدان حيوانات ديگر و آن را به فارسى مار و به هندى سانپ نامند . ماهيت آن : اقسام مىباشد و بهترين آنها سياه دور از آب و كفچهدار يعنى آنكه در وقت غضب سر آن بلند و مانند كفچه مىشود و در ملك هند و بنگاله بسيار به هم مىرسد و مار مويزك نيز كه سر آن مانند مويز سياه و تن آن خاكى رنگ مىباشد و اكثر تن خود را در خاك پنهان مىكند و سر بيرون چون كسى به غفلت به خيال دانه مويز دست به سوى آن برد او را مىگزد و همچنين اقسام رديه ديگر نيز مىباشد و در افعى نيز ذكر يافت و نر و ماده مىباشد و نر آن را دو دندان و ماده آن را چهار دندان و بعضى شاخدار مىگويند كه مىباشد و براى شاخ آن نيز خواص و منافع مىنويسند . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك و با قوّت تجفيف . افعال و خواص آن : * العين * اكتحال پيه آن مانع نزول آب در چشم . * الاذن * قطور پوست مطبوخ آن در شراب جهت درد گوش . * الفم * مضمضه جوشانيده آن در سركه جهت درد دندان . * العين * چون مار سياه خانگى را زنده در كوزه نويى كرده در تون حمام گذارند تا بسوزد پس برآورده با عسل سرشته اكتحال نمايند به غايت مقوى باصره . * الخنازير و داء الثعلب و داء الحيه * با روغن زيتون محلل خنازير و با سركه مزيل داء الثعلب و داء الحيه . * النواصير * طلاى پوست سوخته آن با روغن تخم كتان كه چند روز ممزوج كرده گذاشته باشند جهت نواصير كهنه بسيار مؤثر . * الجذام و الثآليل * چون سر و دنباله و زهره آن را در روغن اندازند و بجوشانند تا مهرّا شود تدهين بدان جهت ازاله جذام و ثواليل سريع الاثر . الحمى * تعليق دندان كه در حال زندگى از آن كنده باشند و به دستور تعليق دل آن جهت ربع و تعليق شاخ مار شاخدار جهت تب غب مؤثر . * الرحم و البواسير * تعليق پوست آن كه هر ساله مىاندازد كه سلخ الحيه نامند و بسيار نازك و براق مىباشد بر ورك زنان موجب سرعت ولادت و بخور آن مسقط جنين و مجفف دانه بواسير . * البرص * تخم مار را چون با سركه و بوره بسايند و بر برص طلا نمايند جهت ازاله آن مجرب دانستهاند و ديمقراطيس گفته كه چون شكم مار را از سر تا دنباله بشكافند و احشاى آن را برآورند و به جاى آن شاهسفرم خشك كه با آب خيسانيده نرم كرده باشند پر كنند و محل شق را بدوزند و در آتش گذارند تا پخته شود پس شاهسفرم را برآورده بر برص ضماد نمايند و ببندند و بعد از يك شبانه روز بگشايند بالكل زايل مىگرداند مجرب است و مداواى كسى كه او را مار گزيده و يا گوشت و يا زهره آن را خورده باشد مداواى افعى گزيده و لحم و زهره آن را خورده است و در افعى ذكر يافت . حيس به كسر حا و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله به فارسى چنگال نامند . ماهيت آن : غذايى است كه از روغن و نان گرم مىسازند . افعال و خواص آن : كثير الغذا و مسمن و غليظ و دير هضم و مسدد و مصلح آن سركه و عسل است .