محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
295
مخزن الأدوية ( ط . ج )
با اندك تلخى و تندى و شيرينى و از بلاد چين خيزد و از آنجا به بخارا و سمرقند و ساير بلاد برند گويند آن را با سوزن زرين از زمين برمىآورند و در لرستان آن را گزرموشان نامند و ساق و برگ آن شبيه به زردك است . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت خناق و ربو و سرفه و ضيق النفس و نزف الدم و ذات الريه و ذات الجنب و نيم مثقال آن جهت خفقان شرباً نافع و بيشتر استعمال آن با بهمن سرخ و سفيد و شكر است جهت تحريك باه و مرباى آن در جميع افعال قوىتر و در قرابادين ذكر يافت . مضر سپرز ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت آن : نيم درهم . بدل آن : سه وزن آن سكنجبين . امين الدوله گفته كه از يك مثقال تا يك مثقال و نيم آن با جلاب رافع خفقان در حال و از مجربات است . جمد به فتح جيم و ميم و سكون دال مهمله به فارسى يخ نامند و در طبيعت و افعال مانند ثلج است و از آن لطيفتر و خوبى و بدى آن به آبى كه از آن منجمد مىگردد برمىگردد و جهت هيضه و تبهاى صفراوى و محرقه بغايت نافع و ضماد آن بر پيشانى جهت منع رعاف مجرب و چون چشم كسى از سردى برف و يخ و هواى بسيار سرد ورم كرده درد نمايد ميل يخى كه در ميان تنه يا شاخه اشجار منجمد شده باشد به اندرون چشم بكشند مفيد است ورم و درد آن زايل مىگردد . مضر اورام باطنى و اعضا است . جمّست به فتح جيم و فتح ميم مشدده و سكون سين مهمله و تاى مثناة فوقانيه . ماهيت آن : سنگى است كه در صفرا كه باديهاى است در سه منزلى مدينه طيبه به هم مىرسد بعضى از آن سفيد و بعضى سرخ و بعضى آسمانجونى و تا مقدار يك رطل مىشود و در معدنى كه در آنجاست تكون مىيابد و گفتهاند ماده تكون آن زيبق قليل ردى و كبريت كثير جيّد است و ضعيف النضج و طبخ تام نيافته به اعتبار نقصان حرارت و الا ياقوت مىگشت و بهترين آن سرخ ارغوانى شفاف است . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : آشاميدن آن محلل اورام و رافع خفقان و غثيان و غشى و مستى و طلاى آن جهت ورم چشم و خراج و پوشيدن انگشترى مصنوع از آن جهت نقرس و قضاى حاجات و محبوبى نزد خلايق و در زير سر نايم گذاشتن باعث ديدن خوابهاى مشوش . مقدار شربت آن : تا نيم درهم و در ظرف مصنوع از آن اكل و شرب در آثار مانند آشاميدن جرم آنست . جمل به فتح جيم و ميم و لام به عربى ابل نيز و به فارسى شتر و به هندى اونت به ضم الف و خفاى نون و سكون واو و تاى چهار نقطه هندى و بچه آن را به عربى جزور و عجل نامند . ماهيت آن : معروف است و آن حيوانى ( بزرگتر ) « 1 » است از حيوانات ديگر چون رنجور شود برگ بلوط خورد و چون آن را مار بگزد خرچنگ خورد و بهترين آن يك ساله فربه اعرابى راعى سرخ رنگ و اشقر است . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول سيّم خشك . افعال و خواص آن : خوردن گوشت آن مقوى باه و اعضا و منعظ قوى و جهت تب ربع و عرق النساء و وجع ورك مزمن و يرقان اسود و حرقة البول نافع و طلاى گوشت سوخته آن جهت قوبا و طلاى ريه تازه آن كه هنوز گرم باشد جهت كلف مجرب و جگر آن رافع نزول ماى عين و مقوى باصره و طلاى پيه آن بواسير را مفيد و نگاه داشتن آن در هر جا كه خواهند گريزاننده مار است از آنجا و مداومت اكل ريه آن مورث كورى و حمول مغز ساق آن با پشم بعد از طهر سه روز متوالى معين بر حمل و نقوع سرگين خشك آن قاطع رعاف و آشاميدن آن با ادويه مناسبه جهت صرع و ضماد تازه آن جهت خنازير و بثور و بخور و طلاى آن جهت ثآليل مؤثر و خوردن كوهان آن جهت تنقيه رحم و بواسير و قطع خون و شقاق و انفحه يعنى پنيرمايه بچه كاه نخورده آن بغايت مقوى باه و منعظ و منجمد كننده جامد و گدازنده منجمد از اخلاط و منى و مسمن بدن و آشاميدن كف دهن آن در حين مستى مورث جنون و چكانيدن آب پودنه در دماغ جمل باعث زوال مستى آن و آشاميدن شير آن جهت استسقا خصوص با بول آن مجرب و در قرابادين و در مقدمه اين كتاب نيز دستور آشاميدن آن ذكر يافت و بول آن به تنهايى نيز مؤثر و مدر قوى و مسهل زرداب و جهت سرفه و زكام و ورم جگر و استسقا و يرقان و سده جگر و تقويت باه و رفع مستى به سرعت و بوييدن آن جهت تفتيح سده مصفات و رفع چشم و قطور گرم كرده آن در گوش مسكن وجع آن و جهت رفع ثقل سامعه مؤثر و نطول جوشانيده آن با حرمل جهت نقرس و فالج و خدر و
--> ( 1 ) . زيركتر : ب