محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
285
مخزن الأدوية ( ط . ج )
نيز گاهى بعض انواع ضيعف بيش را در شير جوش مىدهند تا سميت آن كم گردد و چون بيش سفيد و شكرى رنگ مىباشد به رنگ جدوار رنگ نموده به عوض آن مىفروشند و فرق ميان جدوار اصلى و جعلى رنگ كرده به چند وجه است يكى آنكه چون رنگ كرده آن را به آب تر نمايند و به دست و يا به پارچه كرباسى بمالند رنگ آن بدان سرايت نمايد و چون در فنجان آب گرم اندازند آب را رنگين سازد به رنگ آنچه آن را بدان رنگ نمودهاند و ديگر آنكه ظاهر آن خشن و ناهموار و با شكنج مىباشد به سبب آنكه در رنگ خيسانيده و جوشانيده و خشك نمودهاند به خلاف اصلى كه با نرمى و صفا و هموارى مىباشد و ديگر آنكه چون آن را بشكنند رنگ جميع اجزاى باطن آن مساوى نمىباشد بلكه قريب به پوست و ظاهر آن رنگينتر از مغز آنست و فرق ميان جدوار و بيش نيز به چند وجه است يكى آنكه اكثر بيش كوچكتر و باريكتر از جدوار مىباشد و رنگ آن سرختر دويّم آنكه چون بيش را بتراشند و بر زبان رسانند احساس حرقت و خدارت نمايد و اگر قوى باشد باعث تورم و آبله شود به خلاف جدوار و نيز چون جدوار را بعد از احداث امور مذكوره بخايند و يا بسايند و بر زبان بمالند رفع غايله آن نمايد و طعم آن تلخ باشد چنانچه ذكر يافت به خلاف بيش و همچنين امتحان جدوار را در زهرهاى ديگر نمايند و گفتهاند تاثير ترياقيت جدوار در سميت بيش بيشتر از ترياق فاروق است . طبيعت آن : گرم و خشك در اول سيّم و حرارت آن لذاع و مؤذى نيست به سبب مناسبت آن با حرارت غريزى و ارواح و تقويت و ازدياد آن مر آن هر دو را و يحتمل كه آنچه شيخ الرييس رحمة تعالى در رساله ادويه قلبيه نوشتهاند كه حرارت آن مفرط نيست بنا بر همين جهت باشد كه اثر و نفع آن به كيفيت فقط نيست بلكه به صورت نوعيه و خاصيت نيز است و لهذا ترياق انواع سموم حاره و بارده مشروبه و ملدوغه است شرباً و ضماداً . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى قوا و اعضاى رييسه از دل و دماغ و كبد و تقويت احشا نمايد و پادزهر جميع سموم حاره و بارده و مفتح و ملطف و محلل و منضج و مسكن اوجاع و مسمن بدن و مقوى باصره و دندان و مشهى و مبهى و منعظ و مدر است و جهت امراض دماغيه و عصبانيه مانند صرع و فالج و لقوه و رعشه و استرخا و خدر و استسقا و يرقان و ضعف معده و تفتيت حصات و قولنج و عسر البول و رافع عفونت اخلاط و تب ربع و اكثر امراض بارده شرباً و طلاءً نافع و آشاميدن نيم مثقال ساييده آن با شراب جهت دفع سميت مارهاى قتال و عقرب حتى عقرب جراره و رتيلا و همه حيوانات سمى و بيش نافع و به دستور جهت اوجاع و اورام باطنيه و رفع هيضه و مقدار نيم درم آن با جلاب يا شراب يا يكى از اشربه مناسبه مانند شربت گاو زبان و ابريشم و بادرنجبويه و امثال اينها و با عرقهاى مناسبه مانند عرق گاو زبان و گلاب و بادرنجبويه و بيدمشك و نيلوفر جهت تفريح قلب و رفع ضعف آن و خفقان و طپش و فشار آن خصوصاً كه از برودت باشد مفيد چون چند روز متوالى تناول نمايند و نيز جهت دفع و با در ايام و با مداومت بر آن و با گلاب جهت وجع مفاصل و با جلاب گرم جهت اوجاع معده مقدار يك دانگ از آن و با سكنجبين جهت سده جگر و با سكنجبين بزورى و يا ساده و يا شربت دينار و شيره عنب الثعلب و شيره تخم كاسنى جهت تفتيح سده ماساريقا و استسقا چند روز متوالى مداومت بر آن و جهت سنگ گرده و مثانه با شيره عنب الثعلب و خارخسك و جهت حبس البول با شيره تخم خيارين و خربزه و يا خارخسك و جهت قولنج ريحى با بعضى مطبوخات مناسبه مانند مطبوخ سداب و پودنه و رازيانه و عنب الثعلب و جهت رفع حميات بلغميه مزمنه و ربع بعد تنقيه با جلاب گرم و با شرابهاى مناسبه مداومت دو دانگ آن اقلًا تا هفت روز و براى دشوارى وضع حمل مقدار دو دانگ آن را ساييده با آب عنب الثعلب يا حلبه يا شيره خارخسك يا جلاب بخورانند به زودى وضع حمل شود و اگر بچه در شكم آن مرده باشد و سميت آن در بدن سرايت كرده و يا ضعف بسيار در وقت ولادت به او طارى گشته و يا دم نفاس بسيار جارى شده مقدار چهار حبه آن را با گلاب ساييده بخورانند و اقلًا تا هفت روز بدان مداومت نمايند صبح ناشتا و اگر موافقت نمايد و گرمى نكند آخر روز نيز و جهت ام الصبيان و اكثر امراض دماغى اطفال را كمى با شير مرضعه آن ساييده بخورانند و جوان كبير السن را با ادويه مناسبه آن علت از نيم درم تا نيم مثقال و حكماى هند مداومت آن را مسمن بدن دانستهاند و جهت تقويت انعاظ به تنهايى و يا با ادويه مناسبه با گلاب ساييده و يا حبوب و معجون ساخته تناول نمايند مفيد و طلاى آن به سركه و گلاب جهت نضج اورام بارده و تحليل آنها خصوصاً اورام مغابن كه پس گوش و زير بغل و بن ران است و جهت خناق و خنازير و ساير اورام گلو و غير آن و رفع طاعون و و با و برص و بهق و جلاى كلف و آثار جلد و اوجاع مفاصل و به دستور با چند دانه فلفل سياه جهت اورام حاره و بارده آنها با آب برگ گشنيز تازه و طلاى آن به تنهايى و يا با آب گشنيز و يا سركه بر پشت چشم جهت تحليل اورام پلكهاى آن و بر دندان جهت تسكين درد بارد آن و بر بواسير جهت تسكين وجع و تحليل ورم آن و طلاى آن بر پشت زهار جهت قرحه مثانه و حبس البول و قطور آن در چشم جهت رمد بارد و در احليل جهت رفع حبس بول و بند شدن چرك در آن و ذرور آن بر جراحات جهت التيام و نفث الدم آنها مفيد و تمريخ آن با ادهان مناسبه