محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

279

مخزن الأدوية ( ط . ج )

آشاميدن افشره آن كه آب آن را گرفته صاف نموده قدرى آب و نبات به قدر آنكه طعم آن را نيكو گرداند داخل كرده بياشامند و شراب آن نيز كه آب آن را صاف نموده با قدرى نبات يا قند كه طعم آن را چاشنىدار گرداند با آتش ملايم طبخ نمايند تا انگشت‌پيچ گردد در افعال مذكوره بهتر از اكل ثمر پخته آن است و آهن و يا فولاد را چون براده نموده در آب برگ آن بريزند و در آفتاب بگذارند كشته نرم و سبك گردد به حدى كه جوش خورده بالاى آن آيد و اگر مكرر در آب برگ آن تربيت نمايند پس شسته استعمال كنند بهتر است و خوردن اين آهن يا فولاد كشته جهت تقويت اشتها و رفع اسهال مزمن و استسقا و بواسير و امثال اينها نافع و يك نوع آن را گلاب جامون مىنامند مخصوص بنگاله است تمام در هند و دكهن جاى ديگر نمىشود و آن اندك مدور و شيرين و بعضى اندك آبدار و خوشبو شبيه به رايحه گلاب گويا كه در گلاب پرورده شده و در جوف بعضى يك دانه و بعضى دو دانه و بعضى سه دانه بهم پيوسته و مغز آن سبز پسته‌اى رنگ و درخت اين به بزرگى درخت نوع اول نمىشود و اكثر پراكنده مىباشد و برگ‌هاى آن نيز در طول و عرض از آن كمتر و اندك عريض‌تر و نازك‌تر و سبز روشن . طبيعت آن : معتدل مايل به برودت و يبوست . افعال و خواص آن : مفرح قلب و دماغ و مقوى معده و كبد حار و نفاخ است و تخم آن با عفوصت و قابض و رادع . جاورس به فتح جيم و الف و فتح واو و سكون را و سين مهملتين معرب از گاورس فارسى است و آن نوع ريزه دخن است كه به فارسى ارزن و به هندى باجرا نامند و كنكنى نوعى از آن است . ماهيت آن : حبى است رنگ آن اغبر و از ارزن ريزه‌تر و صاحب اختيارات نوشته كه سه نوع است يك نوع را دخن و به فارسى ارزن و به شيرازى الم به فتح الف و ضم لام و ميم و ديگرى را ذرت به ذال معجمه و به فارسى زرت به زاى معجمه گويند و نوع سيّم را جاورس كه معرب گاورس است و به شيرازى كال نامند و اول متوسط در بزرگى و كوچكى و آن را به هندى باجرا نامند و نوع دويّم را به هندى جوار و نوع سيّم كه از همه كوچكتر است به هندى كنكنى گويند و نيز در هند و بنگاله يك نوع ديگر مىشود كه از كنكى بزرگتر و زرد رنگ‌تر است و آن را چينه نامند و دخن و ذرت در جاى خود مذكور خواهد شد و برگ آن مانند جو و اندك عريض‌تر و درازتر از آن و خوشه آن نيز مانند خوشه جو و دانه‌هاى آن از آن ريزه‌تر و نرم‌تر و متراكم‌تر و بهترين آن زرد سنگين آن است . طبيعت آن : در اول سرد و در آخر دويّم خشك و بعضى سرد و خشك در دويّم گفته‌اند . افعال و خواص آن : لطيفتر از دخن و قابض و مجفف بىلذع و ردى الكيموس قليل الغذاء يعنى خون صالح از آن كم متولد مىيابد و دير هضم و چون هضم گردد بدن را قوى گرداند و با روغن و چربى غذاييت آن بيشتر و خوردن مهرّا پخته آن جهت التواى حجاب و انشقاق آن و نزلات نافع و خوردن نان مطبوخ آن حابس اسهال مرارى و مدر بول و مسقط جنين و اكثار آن مولد خون سوداوى و مورث سده و مصلح آن روغنها و شكر و حلواهاى چرب و يا با شير و يا با نخاله پختن و با روغن خوردن و به حمام رفتن و ماليدن روغنها بر بدن و كماد گرم كرده آن محلل نفخ معده و تهيگاه و مغص و درد بواسير و پختن آن با شير تازه دوشيده جهت صاحبان خون زايد و رطوبات فاسده و جلوس بر ساييده آن با نمك كه در خرقه‌اى بسته باشند جهت بروز مقعده و پيچش و ثفل محتبس در امعا نافع و بدل آن در اضمده شونيز و استعمال كهنه آن كه يك سال بر آن گذشته باشد جايز نيست . جاوشير به فتح جيم و الف و ضم واو و كسر شين معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله به فارسى جواشير و كوشير و نيز به شيرازى جاحوشى نامند . ماهيت آن : صمغى است بدبو ظاهر آن سرخ تيره و باطن آن سفيد و نبات آن را ساق غليظ و بلندتر از ذرعى و نرم و بر او چيزى سفيد شبيه به پشم و برگ آن شبيه به برگ انجير مايل به استداره و مشرف به پنج تشريف و خشن و بسيار سبز و قبه آن شبيه به قبه شبت و گل آن زرد و خوشبو و تخم آن سياه و قريب به انيسون و خوشبو و تند و ساق آن كوتاه و غليظ و نرم و مزغب به زغب سفيد مانند خيارزه و بيرون آن سياه و اندرون آن سفيد و بهترين صمغ آن تيزبوى زعفرانى رنگ و طريق اخذ آن آنست كه بيخ آن را مىشكافند در هنگام ظهور ساق آن و حوالى آن را خالى نموده برگى در زير آن فرش مىنمايند كه صمغ آن در آن جمع گردد و چون خشك گردد از آن برمىدارند و نيز از ساق بيخ آن در هنگام ظهور گل آن كه بودن شمس در جوزا است به طريق مذكور صمغ اخذ مىنمايند و نيز از علامت خوبى آن آنست كه در هنگام ريزه شدن در سودن ريزه‌هاى آن سفيد باشد و زبان را بگزد و به دست بچسپد و چون در سركه و يا آب حل نمايند زود منحل گردد و بوى آن تند باشد و آنچه از ساق آن گيرند رنگ خشك كرده آن زرد و محلول آن در آب به رنگ شير باشد و اين ضعيف العمل و غير مستعمل است و مغشوش آن سياه رنگ و غش به اشق و موم مىكنند . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم و بعضى خشك در دويّم