محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
280
مخزن الأدوية ( ط . ج )
گفتهاند . افعال و خواص آن : محلل رياح و مفتح سدد و مقوى اعصاب ضعيفه و مضعف اعصاب صحيحه قويه و ملين صلابات و جالى لزوجات و اوساخ و با قوّت ترياقيه و جهت امراض بارده بلغميه خصوصاً عصبانيه و دماغيه مانند صداع و فالج و لقوه و صرع و ام الصبيان و رعشه حادث از كثرت جماع و نزلات و كوفتگى و تعقد عضل و درد مفاصل و دردى كه از صدمات به هم رسيده باشد و جبر كسر استخوان و درد پهلو و نزف الدم و سرفه بلغمى نافع كه نيم درهم آن را با آب مرزنجوش بياشامند و بر آن مواضع نيز ضماد نمايند و يك مثقال آن جهت لرز حميات دايره و استسقا و يرقان و تقطير البول و جرب مثانه و نفخ رحم و ادرار طمث و قولنج ريحى و بلغمى و تفتيت حصات و رفع سموم . * امراض الرأس * آشاميدن آن جهت صداع و صرع و ام الصبيان و لقوه و رعشه و نزلات . * الضربه و الصدمه * آشاميدن نيم مثقال آن با ماء القراطن يا شراب جهت ضربه و صدمه . * العين * اكتحال آن جهت نزول آب و تقويت حدت بصر . * الاذن * قطور آن در گوش جهت رفع كرى . * الاسنان * ماليدن آن بر دندان و پر كردن در جوف دندان كرم خورده جهت تسكين وجع و منع تأكل آن . * الصدر * آشاميدن آن جهت سرفه و درد پهلوى حادث از برودت و به دستور ضماد برگ آن جهت درد پهلو . * اعضاء الغذاء * آشاميدن عصاره آن با سركه و طلا نمودن بدان جهت تحليل سپرز و چون ده مثقال آن را در دو جره عصير عنبى اندازند و بعد از بيست روز صاف نمايند و بياشامند جهت طحال و استسقا جيد النفع است . * اعضاء النفض * آشاميدن يك بندقه آن با آب گرم جهت ادرار بول و حيض و اصلاح رحم بارد و تحليل صلابت آن و رفع تقطير البول و ثمر آن نيز ادرار طمث آورد خصوصاً با افسنتين و اختناق رحم را مفيد و اسقاط جنين نمايد و رياح رحم را پراكنده سازد و تحليل دهد و صلابت آن را زايل كند شرباً و حمولًا و قولنج و حكه مثانه را نافع و اسهال خلط خام نمايد و حمول محلول آن با عسل جهت ادرار طمث و قتل جنين و اخراج آن هر چند بعد از سه روز باشد خصوصاً احتمال فتيله آن و احتقان آن در رحم باعث تجفيف آن . * القروح و الجروح و الاوجاع * طلاى آن با عسل جهت قروح مزمنه و نار فارسى و با زيت جهت اوجاع مفاصل و عرق النساء و نقرس و با روغنها جهت رفع اعيا و به دستور آشاميدن عصير آن جهت عرق النساء . * السموم * طبيخ آن با زيت به حدى كه مرهم گردد جهت گزيدن سگ ديوانه و با زراوند آشاميدن آن جهت لسع هوام و غيرها و به دستور عصير آن داخل كردن آن در مراهم جهت التيام قروح . مضر انثيان مصلح آن مرماحور و بعضى مضر عصب صحيح دانستهاند و خيسانيدن در مطبوخ عنبى . مقدار شربت آن : يك مثقال . بدل آن : به وزن آن قنه يا شير انجير و در اسهال اشق . آشاميدن تخم آن با شراب جهت اختناق رحم و اصلاح عصب رطب و خدر و قولنج بلغمى و ريحى و نيم مثقال آن با نيم مثقال زراوند طويل جهت گزيدن هوام و با نيم مثقال افسنتين جهت احتباس حيض بسيار نافع و ضماد و ذرور بيخ آن جهت قروح مزمنه و استخوان عارى از گوشت شده و حمول آن جهت گشودن حيض و اخراج جنين مرده بغايت قوى الفعل و گل آن نيز جهت جراحات و بثور و بالجمله جميع اجزاى آن جهت قروح خبيثه نافع است . چاول منگرى به فتح جيم فارسى و الف و ضم واو و سكون لام و ضم ميم و سكون نون و كاف فارسى و كسر راى مهمله و سكون يا . ماهيت آن : ثمر درختى است كه در اسلامآباد مشهور به ( چات كانو ) « 1 » مضاف صوبه بنگاله است مىشود در غلافى اندك نازك صلب اغبر و ظاهر مغز آن سياه رنگ و باطن تازه آن سفيد مايل به زردى و با دهنيت و بىطعم و رايحه غالب و هر چند كهنه گردد ميل به زردى و سياهى مىنمايد و بهتر و مستعمل تازه آن است . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم و با ترياقيت . افعال و خواص آن : مفتح و جالى و مصلح خون فاسد و جهت جذام و جرب متقرح و قوبا و اكثر امراض دمويه و سوداويه نافع شرباً و ضماداً . مضر محرورين و روغن آن نيز براى جرب و قوبا مفيد . چاى خطايى به فتح جيم عجمى و الف و يا و فتح خاى معجمه و فتح طاى مهمله و الف و كسر همزه و يا و صحيح به تاى مثناة فوقانيه است نه طاى مؤلفه . ماهيت و سبب اطلاع بر آن : حكيم ميرزا قاضى در رساله خود نوشته كه سبب معرفت و شناخت چاى چنان بوده كه پادشاهى از پادشاهان چين بر يكى از خواص خود خشم گرفته آن را از ملك خود اخراج نمود آن شخص در جنگلها و بيشهها و كوهها مىگشت و زرد و عليل و ضعيف گشته بود روزى از غايت گرسنگى بر اطراف كوهى مىگشت گياهى ديد آن را غذاى خود ساخت در اندك مدتى آثار صحت و حسن صورت در خود مشاهده نمود و كمال قوّت در خود يافت در شهر آمده با يكى از
--> ( 1 ) . چات كلم : ب