محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
278
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : گياهى است كه در هند و بنگاله بسيار در جاهاى نمناك در موسم برسات مىرويد و با ساقههاى بلند به قدر ذرعى و زياده و كمتر از آن دو عدد و يا زياده بر سر هر ساقى سه برگ پيوسته بهم با بورقيت و حدت و بيخ آن سفيد به قدر پياز كوچكى با حدت و بورقيت و گل آن شبيه به برگى عريض طرف پايين آن پيچيده و از جانب پيچيدگى ميلى مخروطى شكل روييده و زير گل آن گرهى صراحى شكل و بيخى باريك سفيد و گل آن نهايت بدبو مىشود . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : خوردن ساق برگ پخته آن جهت استسقا و بيخ آن با فلفل كه ساييده حبوب بندند هر حبى به قدر فلفلى و نخودى سه چهار حب آن جهت حبس قى و در هيضه كه بند نشود و گذاشتن مقدار نخودى و يا باقلايى از آن بيخ در جوف قدرى از موز پخته كه به هندى كيله نامند آن مقدار كه بلع توان نمود جهت تحليل طحال چند روز متوالى كه بعد از بلع يك دو لقمه برنج نرم پخته بىروغن و بىنمك بخورند مجرب دانستهاند و چون مقدار بيست و چهار توله كه يك نيم پاو آثار هندى باشد بيخ آن را نرم سوده در ظرف چينى كنند و به وزن آن روغن گاو داخل آن نمايند و خوب برهم زنند پس آب ليمويى كه به هندى كاغذى ليمو نامند شانزده عدد داخل كرده خوب برهم زنند و اگر آب ليمو كم شود كه مانند مرهم و ضماد رقيق نباشد آب چهار عدد ليموى ديگر داخل نمايند و در شيشه و يا ظرف چينى كرده در جاى نمناك نگهدارند جهت التيام قروح خبيثه و ساعيه كه به هندى كهركهره نامند كه روزى دو مرتبه آن را در جوف زخمها پر كنند و بر بالاى آن به طريق مرهم استعمال نمايند و اگر بعد التيام و چاق شدن خارشى در آن مواضع باقى بماند از تدهين بدان روغن مزبور زايل گردد و اين روغن زياده از يك هفته نمىماند و هفته دويّم باز اگر احتياج باقى باشد بايد كه تجديد نمايند . جاموس به فتح جيم و الف و ضم ميم و سكون واو و سين مهمله به فارسى گاوميش و به هندى بهنيس نامند . ماهيت آن : نوعى از گاو صحرايى است سياه رنگ و بسيار زورآور نسبت به گاو اهلى و شاخهاى آن بلندتر و قوىتر و در هند و بنگاله دو صنف مىباشد : يكى صحرايى و اين را بهنيس نامند و ديگر جنگلى و اين بسيار قوى و بزرگ و شاخهاى آن بلندتر و قوىتر از اهلى مىباشد و اين را ارنه نامند و زور و قوّت اين به مرتبهايست كه شير و فيل را مىكشد و شير و روغن آن نسبت به شير گاو چربتر و غليظتر خصوص شير جنگلى آن كه ارنه گفته شده . طبيعت آن : گرم و خشك و جنگلى آن گرمتر و خشكتر . افعال و خواص آن : گوشت آن بسيار غليظ و جهت اصحاب رياضات و هزال گرده نافع و گوشت بچه شيرخواره كه دو سه ماهه باشد قورمه و كباب آن بسيار لذيذ و در ضرر و غلظت كمتر و دود كردن موى آن و شاخ آن باعث طرد افاعى و خاكستر سم آن مجفف قروح و حكه گفتهاند آشاميدن خاكستر كعب آن مقرح است و مولد سودا و مضر درد مفاصل و امثال آن و عرق النساء و نقرس ، مصلح آن آبكامه و دارچينى و ادويه ملطفه و مهرّا پختن آن و بعد از آن سكنجبين آشاميدن و در سلهت از پوست جنگلى آن سپر مىسازند بسيار خوب مىشود . جامون به فتح اول و الف و ضم ميم و سكون واو و نون و بعضى بدون واو و فتح ميم مىنامند . ماهيت آن : ميوه هنديست درخت آن بسيار بزرگ به قدر گردكان و از آن بزرگتر و برگ آن اندك باريك و بلند تا به يك شبر و سبز تيره و شكوفه آن سفيد و بسيار ريزه و ميوه آن شبيه به انگور سياه و اندك طولانى و بعضى بزرگتر از آن و رنگ ظاهر و باطن آن بنفش و باغى و صحرايى مىباشد صحرايى ثمر آن كوچك و تخم آن بزرگ و كم آب و ترش و با عفوصت بسيار و باغى نيز دو صنف است يكى ثمر آن بزرگ باليده بسيار شاداب چاشنىدار و تخم آن كوچك و با عفوصت كمى و اين را راى جامون نامند و صنف دويّم در اوصاف مذكوره بدين مرتبه نيست . طبيعت آن : سرد در آخر دويّم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : حابس اسهال صفراوى و مقوى معده و كبد حارين و مطفى حدت دم و صفرا و غرغره و مضمضه آن به جهت خناق و قلاع حار و استحكام لثه و خوردن آن جهت حبس اقسام اسهالات و تسكين حرارت معده و كبد و حدت صفرا و تشنگى و تحريك اشتها و باه محرورين و جهت ذيابيطس مفيد و طلاى ثمر رسيده آن جهت داء الثعلب نافع و روياننده موى آنست در چند مرتبه و نقوع ريشههاى باريك بيخ آن و بيخهاى باريك نازك آن به مقدار دو توله نيم كوفته شب در آب خيسانيده صبح ماليده صاف نموده بياشامند تا مدت بيست روز و يا چهل روز مغز تخم كهنه آن با مغز تخم كهنه انبه و هليله بريان كرده جهت اسهال مزمن مجرب و ذرور برگ خشك آن جهت استحكام لثه مفيد و ناشتا خوردن آن مضر به سبب ثوران آن صفرا را و مضر معده و دير هضم ، مصلح آن نمك كه آن را شسته و نمك بر آن پاشيده زمانى بگذارند پس تناول نمايند .