محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
109
مخزن الأدوية ( ط . ج )
صغير الورق منبسط بر روى زمين مىنمايند و بهترين آن آنست كه گلهاى آن لاجوردى رنگ تازه باشد زيرا كه گل آن زرد آسمانجونى و لاجوردى مىباشد و محرر كتاب آنچه در بنگاله ديده و شنيده دو قسم مىباشد هر دو پر شعبه و شاخهاى آن مفروش بر روى زمين و گرهدار و با رطوبت كه چون بفشارند از آن اندك رطوبت لعابى لزجى برمىآيد و برگ آن بر سر گرههاى آن و گل آن نيز پيوسته به بيخ برگ آن و ريزه لاجوردى رنگ الا آنكه يك قسم آن به كنار ديوارها و زمينهاى نمناك مىرويد برگ آن اندك عريض و بزرگ و مأكول يعنى برگ نرم نازك تازه آن را اهل هند و بنگاله پخته مانند سبزىهاى ديگر مىخورند جهت فساد منى و جريان آن و امراض گرده و مثانه و به دستور گرههاى بند آن را نيز مقدار دو سه مثقال با قدرى زنجبيل تازه كه به هندى ادرك نامند جهت تقويت باه مفيد مىدانند و قسم ديگر كه بر كنار آبها مىرويد برگ آن اندك باريك بلند و هر دو فى الجمله شبيه به گوش موش و اين غير مأكول است . طبيعت آن را سرد و تر مىدانند و آب آن هر دو قسم جهت اورام حاره چشم و ناصور آن مفيد و به دستور ضماد برگ ساييده آن . آذربو به مد الف و فتح ذال معجمه و سكون راى مهمله و ضم باى موحده و واو لغت يونانى است و آذربويه به يا و ها در آخر نيز آمده . ماهيت آن : بغدادى گفته اصل عرطنيثا است و در عرطنيثا مذكور خواهد شد و صاحب تحفه گفته بيخ نباتى است سياه رنگ شبيه به شلغم و بر روى آن چيزى مانند گره رسته و گياه آن خاردار به قدر شبرى و شاخ و برگش شبيه به برگ كرنب و ثمرش شبيه به غلاف نخود و در آن دو عدد يا سه عدد دانه زرد رنگى مىباشد و گفتهاند كه گل آن زرد است و منبت آن كشتزارها و به سريانى عرطنيثا نامند و به فارسى چوه صباغان و آن غير چوه گازران است و قسمى از بخور مريم بود و در بردن چرك از پشمينه و جامه مانند صابون است و صاحب اختيارات گفته آن بيخ خارى است و گل زرد دارد و آن بيخ را فلار و بلار و ( قلار و ) « 1 » گليم شوى و قصب شوى گويند و آن بيخ عرطنيثا است و فعيلاسوس و سطرنيوس نيز خوانند و به زبان شيرازى چوبك اشنان و بخور مريم نوعى از آن است . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص و منافع آن : جالى و معطّس و مفتح و مسكن فواق و مدر بول و حيض و مسقط جنين و مفتت حصات و محلل و جاذب فضول دماغى و دافع مواد مفاصل به قوّت مسهله كه دارد و جهت احتباس حيض و گزيدن هوام و تسكين درد آن نافع به قوّت ترياقيتى كه دارد . * امراض الرأس * سعوط آن جهت سده مصفات مفيد و بغايت معطس و زكام و نوازل را نافع . * اعضاء النفس و الصدر * آشاميدن آن جهت بحوحت صوت و انقطاع نفس و سرفه بارد رطوبى مفيد . * اعضاء النفض * حمول آن جهت بواسير و تنقيه رحم و اعانت بر حمل مفيد و همچنين شرب آن با مثلث يا شراب رازى گفته فواق را زايل گرداند و اگر زن آبستن بوى آن را بشنود از شدت عطسه بيم آن بود كه بچه بيندازد . شيخ الرئيس از ديسقوريدوس نقل كرده كه جبلى آن را چون زن آبستن مساس كند و حمول نمايد در ساعت بچه بيندازد . * الطحال و آلات المفاصل * ضماد آن با سركه جهت ورم سپرز و عرق النساء و چون داخل گرده شود در حقنه صاحب عرق النساء را نافع است و همچنين خاكستر آن با سركه جهت وجع مفاصل و عرق النساء و وجع ورك نافع . * الجراحات * ذرور آن به تنهايى و با ادويه مناسبه جراحات خبيثه را نافع . * الزينه * ضماد آن با سركه داء الثعلب را مفيد . * السموم * تمامى سموم را نافع است خصوصاً سموم ملذوعه و نهش هوام چون با مثلت يا شراب بياشامند . مقدار شربت آن : تا يك مثقال و سه مثقال آن كشنده به خناق و غثيان قوى و سقوط قوّت ، علاج آن علاج جبلاهنگ و كندش خورده است و ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد . بدل آن : در رفع سم به وزن آن تخم اترج و زراوند طويل و فودنج است و صاحب اختيارات بدل آن لبن التين دو دانگ آن و بادآورد دو وزن آن گفته . آذريون بر وزن آذربو است به زيادتى نون و بجاى باى موحده ياء مثناة تحتانيه است . به فارسى گل آفتاب پرست است و آذريون به معنى آتش گون است و گويند كه عرب آن را حنوه نامند و شعراى عرب آن را مىستايند و شكوفه آن در ميان شكوفهها به غايت مشهور است و بعضى گفتهاند كه نوعى از اقحوان است و بعضى آن را رد كردهاند كه نه چنين است و به هندى سورج مكهى نامند . ماهيت آن : گياهى است به قدر ذرعى برى و بستانى مىباشد . برگ آن شبيه به برگ جرجير با اندك زغبى گويا بر آن غبارى نشسته و نرم بى شرفه و گلهاى آن زرد طلايى و بزرگ و پهن و درخشنده و در وسط آن گلها و برگهاى ريزه سياه مايل به سرخى
--> ( 1 ) . فقط در نسخه ب