محمد شريف خان دهلوى
2
تأليف شريفى ( فارسى )
بسته و در ترك آن انسان ديدهء دل انسان نشسته باشد نثار جنابى فراويس آياتى باد كه كمينه بندهء رضاجويش قضا و قدر نام و كمترين چاكران ارادهاش تقدير قدير خلاق الانام بيت شهنشاه سرير قاب قوسين احمد مرسل كه بر پيشانى تقدير مرقوم است فرمانش * موجب ايجاد آراى كامله ارباب تدبير و باعث احداث احداس صائبه اطباى حداقت تخمير و مدار به زور و عقاقير قير و موقوف عليه ظهور تاثير و تأثير ذات ستوده صفات اوست صلى اللّه عليه و على آله و صحبه و سلم تسليما كثيرا كثيرا اما بعد مجرم سرا پا گناه سيد ابو القاسم عرف مير قدرت اللّه قادرى عفى اللّه عنه و عن والديه مىگويد كه چون اين عاصى بانواع المعاصى از ترجمه جدود الامراض انفراغ يافت بر زبان عذاب البيان گلگونه چهرهء شوكت و حشمت خال رخسارهء احتشام و ابهت گوهر شاهوار بحر جود و سخا الماس آبدار كان علم و حيا محبت دوست مروت نژاد عداوت دشمن شفقت نهاد جوان فطرت بزرگ راى عالى همت مودت پيراى عمان شجاعت و دلاورى را گران بها در ياقوت رمانى معدن هم كده را چه اجيت سنگين بها در اجرا يافت كه كتاب فيض انتساب تاليف شريف كه تاليف شريف الاطباء و المتطببين رئيس الحكماء و المتقاسفين بقراط دهر جالينوس زمان افلاطون عصر ارسطوى دوران زيب مسند عقل و فراست طراز چار بالش انتقال و حداست پادشاه مملكت علوم عقليه فرمانرواى قلمرو فنون نقليه آگاه اسرار علم ابدان و اديان حكيم محمد شريفخان ابن حاذق الملك حكيم محمد اكمل خان مد ظله و سلمه ربه و وجه لطيف و گلدسته شريف است اما چون حريصان گلگشت ان چمنستان صحة اگين بر نقل برداشتن ان اقدام نمودهاش را قبل از فرمودن نظر ثانى بلكه پيش از ارقام نمودن باب ياد تحتانى رواج دادند لا جرم ترتيبى كه