محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

97

مجربات اكبرى ( فارسى )

بيارند چهار دام ، روغن و سه دام ، قند سياه و اندكى آرد گندم و هريره سازند پس شيرهء سير كه گذاشته‌اند بنوشند و بالاى او اين هريره بنوشند در يك روز مرض سپرز دور شود . ديگر ؛ چونه آب نارسيده ، باريك بسايند و در شهد آميزند و بر سپرز ضماد نمايند و بالاى وى برگ بيدانجير بربندند . ديگر كه تاب تلى را دور كند و تپ [ تب - م ] ربع را مفيد است و باد گوله سود دهد ، زنجبيل ، ستوه ، سهاگه بريان ، نمك سينده ، انگوزه يعنى ؛ هيراهينگ « 1 » مساوى بگيرند و بسايند و با شيرهء بيخ درخت سهجنه ، حب بندند همچو كنار يكى صبح و يكى شام بدهند . ديگر ؛ سهاگه بريان كرده ، ايلوا ، هر دو مساوى بگيرند و با قند سياه حب بندند و به حسب حاجت مقدارى كه دانند بدهند تا بيست روز بلكه يك ماه و اگر متواتر نتوانند يك روز يا دو روز در ميان داده بخورند هر روز سه چهار بار شكم خواهد آمد و جميع امراض شكم را و ضيق را مفيد است و بايد كه وقت شب خورند پس از طعام چون يك ساعت نجومى بگذرد و عقب آن چيزى ديگر نخورند مگر قدرى آب با گلاب و از ترشى و بادى پرهيزند . ديگر ؛ نانخواه ، بليله و هليلهء زنگى ، هر يك يك پاؤ ، بابرنگ نيم پاؤ ، سهاگه نيم دام ، نگچهكنى يك دام ، قند سياه كهنه چهار آثار ، كنوار تپه يك سير اشخار يعنى ؛ سجى نيم دام ، ريم آهن شش آثار همه را كوفته در شش آثار آب انداخته ظرف آن را اندر چقرى كه زيرا و سرگين خشك اسپ انداخته باشند بدارند و بالاى او نيز به سرگين مذكور در پوشند و تا دو هفته بدارند بعده سرگين كه بالاى ظرف است ، برون

--> ( 1 ) - هيراهينگ : انگز . انگوزه ( ع ) . حلتيت ( ع ) .