محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

98

مجربات اكبرى ( فارسى )

آرند و تا دو هفته مقدار يك پياله قهوه خورى كلان هر صباح بنوشند و ظرف در همان چقر نهاده دارند سختى سپرز البته دفع شود بكرم الله تعالى و آهن كهنه بايد . ديگر ؛ نانخواه نيم سير ، پوست هليلهء كلان نيم سير ، چرك آهن يعنى ؛ كيط ، سه پاؤ و هليله و آهن را اندكى بكوبند و در ظرفى چرب كهنه كه آب از آن نتواند تراويد بدارند و دوازده آثار آب شيرين بر آن اندازند و بر سر او سرپوش نهاده محكم بندند و در چقر بر سرگين چنان كه بالا ذكر يافت ، سه هفته دفن كنند بعد بيرون آرند و صاف نمايند به شيشه بنهند و صباح و شام مقدار يك دام ، يا كم و زياد بنوشند ، تاب تلى البته دفع شود بعون الملك العلام . ديگر ؛ نانخواه يعنى ؛ اجواين يك سير و يك پاؤ سونتهه و تج خراسانى نيم پاؤ ، عاقرقرحا دو دام ، نكچهكنى نيم دام ، آنچه سخت باشد جوكوب سازند و از مجموعه عرق كشند ، چنانچه عرق باديان مىكشند و صبح و شام دو دام ، بنوشند يا كم و زياده به حسب سن و ايام باد و سپرز و نفخ شكم و سينه و جمله امراض شكم را و سرفه را مفيد است و بزرگى شكم را كم كند . ديگر ؛ مهوكا جانورى است ، مشهور مشابه زاع [ زاغ م ] در كلانى و رنگ او اشقر مىباشد يعنى ؛ سرخ ، مائل به زردى ، گوشت او با مصالح پخته خوردن در دفع سختى سپرز كه تاب تلى گويند ، نفع تمام دارد مبهى است . ديگر ؛ اشخار يعنى ؛ سجى مقدار شش ماشه ، اگر آدم كلان باشد و دو سه ماشه ، اگر خرد باشد بگيرند و باريك ساخته با قند سياه كهنه آميزند و بخورند و اين يك خوراك است ، همين سان بيست و يك روز بخورند و