محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

151

مجربات اكبرى ( فارسى )

چهار ماشه ، اندر روغن و شكر كه هر يك يكان توله ، باشد حلوا پخته بخورند . ديگر ؛ تن نيم آثار چونه شش دام ، عالمگيرى تن را در صلايه بجنبانند بدسته تا سبوس او دور شود و جرم ثقيل او را در دو نيم پاؤ آب بجوشانند چون يك و نيم پاؤ بماند فرود آرند و چونه قدرى از اين آب حل كرده بر آتش نرم نهند و آب بقيه تن را اندك اندك در اين به اندازند تا همه جذب شود چونه غليظ گردد پس به قدر كنار صحرائى حب‌ها بندند و يك حب همراه جغرات صباح بخورند و از بادى و ترشى پرهيزند ، بواسير خونى و غير خونى و بادى را دفع نمايد و فزونيها را تحليل كند . يك هفته بخورد و اگر بعد دو سه ماه احياناً باز عود كند ، باز يك هفته بخورد كه ثانيا عود نمىكند و چونه بايد كه آب رسيده باشد كه همراه پان مىخورند . باب در امراض گرده و مثانه فصل در حرقت بول و سنگ گرده : جهت حرقت بول قرص كاكنج « 1 » كه تركيبى است مشهور با شيرهء تخم خيارين « 2 » و كاسنى بنوشند حرقت بول كه از حرارت و به سبب قرحه بود ، دور شود . ديگر ؛ بگيرند گوكهر و و هليله و بليله ، آمله و زنجبيل و فلفل دراز و فلفل از

--> ( 1 ) - كاكنج : به فارسى عروسك پس پرده نامند و از انواع عنب الثّعلب است . ( تحفه ) ( 2 ) - خيارين : خيار و خيارچنبر