محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

152

مجربات اكبرى ( فارسى )

هر يك سه دام ، موطهه يك دام ، گوگل هفت دام ، نخستين گوكهر و را در شش چند آب بجوشانند تا بچهارم حصه باز آيد پس بيالايند و در طبيخ گوگل بگذارند و بپزند تا همچو حلوا شود فرود آرند باقى ادويه كوفته ، بيخته ، اندر وى بسرشند و موازنه نيم دام ، يا كم به حسب حال به مريض بدهند حرقت از هر قسم كه باشد دور شود خصوصا آنكه از برودت بود . بدان كه ادويه حرقت در پرميو بسيار ذكر يافته . ديگر كه سنگ مثانه را دور كند مجرب است : گلتهى سه ماشه ، باديان ده درم ، نيم‌كوب ساخته در چهار پياله آب بجوشانند چون يك پياله بماند صاف نموده يك دام ، نمك سنگ دو درم ، روغن گاو آميخته ، تجرع « 1 » نمايند كه سنگ گرده و مثانه بريزد . ديگر كه پتهرى « 2 » يعنى ؛ سنگ گرده و مثانه را مانند ماش نرم ساخته برون اندازد و مزديه كه به هندى پيطهه گويند بيارند و مغز تخم وى برآرند و كوفته بيفشارند و موازنه سه دام ، عالمگيرى بنوشانند و پوست آن را بر عانه يعنى ؛ ناف تمام بر بندند . ديگر كه سنگ گرده بريزاند : مسكه ، سهاگه بريان ، درآورند سائيده آن‌قدر كه چون يكديگر را بهم آميزند حب تواند شد بى آب حب‌ها سازند و به حسب حاجت بدهند . ديگر ؛ حرقت بول و بول الدم را عجيب است ، آمله يك توله ، زردچوب يك توله ، شهد يك توله ، ادويه ، كوفته ، بيخته ، با شهد بخورند اين يك خوراك است ، هميسان تا هفت روز يا ده بخورند و اگر در مزاج گرمى باشد بجاى شهد شكر آميزند و حق آن است كه يك توله ،

--> ( 1 ) - تجرع : جرعه جرعه نوشيدن . ( 2 ) - پتهرى : سنگدان . چينه دان . قابضه ( ع ) . ( لغات فيروزى )