محمد رضا طباطبايى تبريزى

61

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

از علماى عظام از جمله جناب مستطاب آقاى حجة الاسلام - سلّمه اللّه - تعالى و از ساير اعاظم تبريز در حين حركت به اتفاق جناب آقا تا خانهء حاج مزبور تشريف داشتند . از وقايع عجيبه كه امروز اتفاق افتاد ، اين بود مهدى خان اروميه‌اى نوادهء مرحوم محمد على بيك ، سرهنگ توپخانه به اتفاق مشايعت‌كنندگان تا خانهء حاج مزبور مىآمد . بعد از رسيدن به كوچه‌اى كه در مقابل طاق عليشاه است ، اسب سوارى او سركشى كرده ، عنان اختيار را از دست در ربوده ، در نزديكى يخچالى كه مقابل طاق واقع است ، سخت به زمين زد . از شدّت صدمه غشوه به او عارض شد . صورتش مجروح و بازويش از جا درآمد . بعد از آن‌كه به هوش آمد با حالت زبون به محل موعودش آوردند . الحمد للّه به جزئى معالجه به خير گذشت . در همان روز اهالى شهر از اعيان و اشراف ، فوج‌فوج آمده ، پس استيفاى مراسم خلوص و ارادت به خانه‌هاى خود برمىگشتند . وقت عصر جناب مستطاب حاجى ميرزا جواد مجتهد - سلّمه اللّه تعالى - آدم مخصوصى به خدمت جناب آقا فرستاده ، التماس دعا نمودند . شب بيست و ششم ماه را در منزل حاج مزبور جمعى از علما و اعيان مدعوّ بودند . از جملهء علما جناب شريعتمدار حجة الاسلام و حاجى ميرزا محسن قاضى - سلّمهما اللّه تعالى - و غيرهم حضور داشتند . بعد از صرف شام كه اهل مجلس متفرّق شدند ، جمعى از اولاد و احباب جناب مستطاب آقا در خدمت آن جناب ماندند . الحق حاجى ميرزا على اكبر در لوازمات مهماندارى به هيچ‌وجه قصورى نكرده ، آنچه لازمهء مراتب اخلاص بود كاملا به جاآورد . روز جمعه بيست و ششم شهر شعبان 1296 امروز دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته از منزل حاج مزبور حركت شد . باباخان آقا نايب اصطبل مباركه تخت سوارى با يك قطار قاطر به جهت حمل و نقل بار و بنه فرستاده بود . جناب آقا در حين حركت به جهت احترام مشايعين سوار تخت نشده ، اسب مخصوص خودشان را سوار شده ، جمع كثيرى از علما