محمد رضا طباطبايى تبريزى

44

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

الحسنى الحسينى الطّباطبائى تبريز [ ى ] الأصل و المسكن كه چون اين ذرّهء خاكسار را هادى توفيق رهبرآمد و سعادت و اقبال يارى كرد و مشيّت لم يزلى قائد راه گشت و لطف ايزدى رفيق گرديد و اسباب سعادت بر معاضدت يكديگر برخاست ، لهذا شوق طواف بيت حضرت ذى الجلال و تقبيل عتبهء حضرت رسول متعال - عليه الصلاة و السّلام - در صميم خاطر جا گرفت و اين نعمت عظمى از حسن اتفاق در سالى بدين روسياه مرزوق و مقدور گشت كه جناب مستطاب ملاذ الأنام و كهف الأرامل و الأيتام ، فخر العلماء العظام شريعتمدار آقائى حاجى ميرزا شفيع آقاى ثقة الاسلام - سلّمه اللّه تعالى - دويم بار عزيمت زيارت بيت اللّه الحرام را داشتند ، در حال به خاطر فاتر خلجان نمود كه حالات سفر را يوما فيوما ، حالة فحالة مسطور و مرقوم دارد تا خوانندگان را مايهء نزهت خاطر و مضمون و لكم فيمن مضى عبرة لاولى البصائر هويدا كرد ؛ و چون به توفيقات يزدانى و تأييدات سبحانى به مقصد اصلى فايز گشته ، از اوضاع آن صفحات فى الجمله آگاهى يافت و از رفتار و از كردار آن جماعت مطّلع گرديده ، بعد از اداى فريضهء حج و اتمام اعمال و مناسك به وطن اصلى معاودت نمود ، به اوراقى كه در حالت سفر در نزول و ارتحال و حلّ و شدّ رحال تسويد شده بود مراجعهء بصر و مداقّهء نظر گرديد ، لازم آمد كه شطرى از آنچه به مشاهده و عيان به تحقيق پيوسته بود و از آداب و اوضاع اهالى آن صفحات كه به عين اليقين منظور گرديده بود ، در ضمن اين سفرنامه مندرج نموده ، هموطنان خويش را ارمغانى آماده سازد . به دل گفتم از مصر قند آورند * بر دوستان ارمغانى برند مرا گر تهى بود از آن قند دست * سخن‌هاى شيرين‌تر از قند هست نه قندى كه مردم به صورت خورند * كه ارباب معنى به كاغذ برند و اگر هموطنان من در اين اوراق به نظر تدقيق تامّل نمايند و از اوضاع و احوال اهل ولايات خارجه و ممالك متمدّنه آگاه شوند ، خواهند دانست كه