مؤلف مجهول
8
هفت كشور يا صور الأقاليم
اندك بود . به قياس معلوم كردهايم كه مىبايد كه روزى قريب به پانصد وپنجاه هزار آدمي از عدم به وجود آيند واز وجود به عدم روند . اگر در ناحيهاى از ربع مسكون وبائى يا قحطى يا قتلى درافتد وآدمي بيحد هلاك شود ، چون به همه عالم قسمت كنند ، اندك بود ونيز اقتضاى فلكى به فرمان حق تعالى آن باشد كه اگر در طرفي وبا وقتل حادث شود در طرف ديگر فراخى وامن بود وهرگز هيچ حادثهاى عام نباشد ، چنانكه به مجموع أهل عالم برسد مگر طوفان كه رستخيز باشد . « 1 » حكايت حكما مىگويند كه چون دايرهء معدل النهار با دايرهء منطقة البروج كه آن دو دايرهء عظيمهاند از فلك اطلس وفلك ثوابت مقدار بيست وسه درجه ونيم از همديگر تجاوز كردهاند از اين نسبت كه بعضي از زمين سر از درياى محيط برآورده ومكشوف گشته ، مىبايد كه ربع ديگر مقابل اين ربع كه عروض آفاق آن جنوبي بود مسكون باشد كه اگر دو دايره بكشند كه هريك را مركزى بود وبه دو نقطهء مقابل تقاطع كند ، البتة ميل از دو طرف واقع شود وچون ربع مسكون به سبب ميل فلك البروج است از دايرهء معدل النهار ربعي ديگر مسكون باشد وعالمي ديگر باشد وچون ما را روز باشد ايشان را شب باشد وبرعكس . چون ما را بهار باشد ايشان را خريف بود وبرعكس . مغرب ما مشرق ايشان است وبرعكس . مىگويند كه وقتي پادشاه مغرب پيش از آنكه جزاير خالدات [ را ] آب گرفت به خاطر أو باعث گشت كه مىخواهم بدانم كه ما وراء اين دريا چيست چند تن را نصب كرد كه بر كشتى نشينند وبرانند تا به كجا مىرسند وچه مىبينند چون
--> ( 1 ) - نسخهء « م » جملهء « مگر طوفان كه رستخيز باشد » را ندارد .