مؤلف مجهول

9

هفت كشور يا صور الأقاليم

چند روز برفتند كشتى ديگر ديدند كه از آن طرف مىآيد . نزديك يكديگر راندند وسؤال كردند از يكديگر ، هيچ لغت طرفين نمىدانستند . به قرينه وأشارت قصه معلوم گردانيدند مطلوب هر دو يكى بود . پس اگر اين راست است دليل مىكند كه ربعي ديگر از كرهء زمين مقابل اين ربع مسكون است ومغرب ما مشرق ايشان ومشرق ايشان به مغرب ما نزديكتر از أطراف ديگر باشد ومسافت دريا كمتر بود واللّه اعلم . اما بعد گفتيم كه هر جزوى از اجزاى زمين محاذى جزوى [ از ] فلك است وچندين هزار ستارهء ثابته كه خداى عز وجل در أطراف فلك هشتم آفريده است ، هر ستاره از آن بر سمت رأس قومي وموضعي گذرد ودور أفلاك وسير كواكب سياره وثابته در هر موضعي از زمين بر هيأتى ديگر نمايد . پس هر موضعي را از زمين خاصيتى باشد وشكل وصورت وعادت وطريقت ولغت واصطلاح هر قومي وطايفه‌اى مختلف بود ، بواسطهء اختلاف ايشان در دايرهء معدل النهار حادث مىشود . ممكن است كه در هر موضعي از زمين تغيير كلى پديد آيد ، مثل خرابى وآبادانى وعادت وسيرت مردم وعلى هذا . وسبب تغيير به فرمان حق تعالى از آن باشد كه كوكبى كه ممرش به سمت الرأس نباشد ، ممرش به سمت الرأس بيفتد ، « 1 » يا كوكبى كه در طلوع وغروب افتد « 2 » ابدى الخفي باشد [ يا كوكبى كه ابدى الخفي باشد ] « 3 » در طلوع وغروب افتد . مثلا نسر واقع كه اين زمان كه تاريخ سنهء ثمان وأربعين وسبعمايه است از هجرت رسول در حوالي خراسان وعراق در طلوع وغروب است . وقت باشد

--> ( 1 ) - نسخهء « م » كه كوكبى كه ممرش به سمت الرأس باشد ممرش از سمت الرأس بيفتد . يا كوكبى كه ممرش به سمت الرأس نباشد به سمت الرأس بيفتد . ( 2 ) - نسخه « م » « بود » به جاى « افتد » . ( 3 ) - اين قسمت از نسخهء « م » افزوده شد .