محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )

25

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )

اما از شقاوت روزگار دون و از گردش چرخ بوقلمون ، سالهاى چند در اوراق پريشان همچنان مسوده و معطل مانده . نعم ما قيل ملاى رومى : مدتى اين مثنوى تأخير شد * مهلتى بايست تا خون شير شد تا در سنهء هزار و دويست و نود و هشت اتفاق سفرى افتاد . چون ايام تعطيل و بيكارى بود احوالات چند نفر از مشاهير و معارف آنها را انتخاب نموده مجموعهء كوچكى مسمى به حديقة الشعراء نوشتم . چون از عالم غيب به جلوهء ظهور آمد همهء كاملان عصر و عارفان دهر هجوم‌آور آن لئالى درج ارشاد گشتند . چون خلق را راغب ديدم طالب گشتم كه اين نسخهء نحيف را تكميل نمايم تا نفعش كامل و دوستان بهره‌مند و كامياب باشند ! بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود * اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش اميد از همگنان و زنده‌دلان آن است كه از عيبش چشم پوشيده در حك و اصلاح آن سعى جميل نمايند كه مشقتى كه حقير در اين چند سال كشيده‌ام ضايع و هدر نگردد . و قرارش را به قرار حروف تهجى از ابتداى حرف الف گرفته در حرف « يا » حروفات بيست و هشت‌گانه را تمام نمودم و در بعضى از اشعار كه در احوالات شعرا و اشعارشان مطابق حديقة الشعراء نباشد به نگارنده عيب نگيرند شايد اين اشعار آن وقت به نظر نرسيده باشد » . نسخه‌اى از اين كتاب در تملّك استاد فقيد جعفر سلطان القرائى بوده است . « 1 » 8 . تاريخ تبريز : مؤلف در اين كتاب شش بار از تاريخ تبريز خود اين‌گونه ياد مىكند :

--> ( 1 ) . تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 1 ، ص 130 . عزيز بزرگوارم آقاى بهروز ايمانى مىفرمايند كه اين نسخه بعدا به كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى منتقل شده است ( ر . ك : فهرست مختصر نسخه‌هاى خطّى كتابخانهء مجلس اسلامى ، صص 111 ) .