محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )
24
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )
كه اگرچه غالبا اشعار فارسى هم داشتهاند ، ولى مؤلّف بيشتر شعر تركى از ايشان آورده است . اين تذكره در اقتفاى يخچاليه تأليف شده و اشخاص مذكور در آن از بذلهگويان و شوخطبعان آذربايجاناند . مؤلف پيش از تدوين و تأليف كامل اين كتاب انتخابى از آن كرده و به حديقة الشعراء موسوم گردانيده بود . در سبب تأليف اين كتاب گويد : « اما بعد مخفى و مستتر نماند كه مسود اين اوراق مبارك اعنى « اس » « 1 » تبريزى مسكن قار جهان وطن مىگويد كه داعى چند سال قبل در خانهء يكى از احبا مجموعهاى مسمى به يخچاليه كه ميرزا محمد على نديم « 2 » در عهد دولت محمد شاه مغفور تأليف كرده بود ديدم و بهنظر امعان ملاحظه گرديد كه در حقيقت چنان توان گفت كه از آتشكدهء آذرى گرمتر است . احوالات چند نفر از شعرا در آن بزم فرحانگيز من باب تفريح مىخوانديم . در اثناى اين مقالات كه تقاضاى صحبت در بحث كمال شعرا و ملاحت كلام ايشان بود شخصى از فارسىزبانان از بابت ريشخند گفت : چه مىبودى كه مجموعهاى هم در احوالات و اشعار شعراى اتراك كه در اين خاك پاكاند درج مىشد تا كمالات عاليهء اين سلسلهء عليه را مىفهميدم . داعى از شماتت و طعنهء آن عزيز شرمزده گرديدم . جراحات السنان له التيام * و لا يلتام ما جرح اللسان همت از بزرگان عالىنهمت خواسته اين مجموعهء مبارك را در احوالات شعراى آذربايجان و از منتخبات اشعار ايشان جمع نموده مسمى به بهجة الشعراء و سرور الندما نموده اين رباعى كه در ستايش و ماده تاريخ كتاب است قلمى گرديد : اسرار كه كسب او همه اشعار است * پيدا و نهان چو نور در ابصار است تاريخ كتاب خواست از طبع و بگفت * الحق كه بهجه كاشف اسرار است « 3 »
--> ( 1 ) . شايد مخفف اسرار است . ( 2 ) . مقصود ميرزا محمد على مذهب اصفهانى متخلص به بهار است كه نه لقب او نديم بوده و نه تخلص او . ( 3 ) . از اين مصراع يا بعضى از اجزاى آن تاريخ تأليف استخراج نمىشود ، تعميه هم ندارد . شايد اين هم از شوخطبعيهاى مؤلف باشد .