محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2423
مرآة البلدان ( فارسى )
و زنبوركخانه در زمستان سخت به عزم جاننثارى و امداد وليعهد منصور به اتفاق خود حركت داد . به اسفندآباد كردستان كه رسيدم چون امر مصالحه در ميان بود حكم به توقف در آن حدود رسيد . سه ماه در آن صفحات بودم كه مصالحه گذشت و اردو را مرخص كرده خود به عزم زيارت وليعهد مبرور عازم آذربايجان شدم و بعد از سه ماه مراجعت به كرمانشاهان كردم . در سنهء يك هزار و دويست و چهل و شش مرحوم حشمة الدوله حسب - الفرمان خاقان خلدآشيان دوباره مامور به حكومت كرمانشاهان و اين بنده به ركاب وليعهد مبرور به آذربايجان رفت و در ركاب وليعهد رضوان مهد عازم سفر كرمان شد و در همان سفر پيشرو لشكر و مرجع خدمات كليه بودم و هميشه در امور اتفاقيه پرسش مىفرمودند و اركان دولت را امر به مشورت از اين بنده مىفرمودند . آن مرحمتها و عنايتها و التفاتها و تربيتهاى آن مرحوم زياده از آن است كه به تحرير آيد . خداوند عالم او را در عرصهء جنان حكمفرما و حكمران فرمايد بمحمد و آله . بعد از مراجعت از سفر كرمان ، از منزل قهرود حسب الحكم مامور شدم كه به آذربايجان رفته قشون تازه و اردوى منقح به خراسان ببرم . حسب الحكم رفتار نموده در بهار همان سال به قدر سه هزار سرباز و دو هزار سوار و چهارده عراده توپ از آذربايجان برداشته در خبوشان باكمال آراستگى به ركاب مستطاب رسيدم . در روز ورود جميع اعاظم و اشراف و اعيان اردو را از وزراء و امراء آذربايجانى و خراسانى و هراتى در ركاب شاهنشاه خلد آرامگاه محمد شاه به استقبال فرستادند و افواج قاهره و توپخانه نظام را تا يك فرسخى اردو به احترام نظامى مامور فرمودند و حين شرفيابى آنچه لازمهء التفات بود معمول فرموده همان ساعت عالى جاه محمد طاهر خان وكيل را به قوچان مامور فرموده حكم محكم به رضا قلى خان صادر شد كه اگر در تخليهء قلعه و شرفيابى حضور اهمال رود همين قشون تازه نفس متعهدند كه در يك ساعت به حول الله قلعه را مسخر كرده . . . . بساط خدمت را بدهند . رضا قلى خان ناچار و لاعلاج سر اطاعت و تسليم پيش نهاده شرفياب شد و از آنجا اردوى مبارك كوچ كرده عزيمت ارض اقدس فرمود و بعد از يك هفته به عزم تسخير سرخس و تنبيه تركمانيه حركت فرمود . در آن سفر اين بنده در ركاب ملازم