محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2339

مرآة البلدان ( فارسى )

و كاروان از روى يخ عبور مىكند . در تابستان به واسطهء كشتى تا ترمد مىتوان رفت و از اين شهر گندم و جو حمل نموده ده روزه از ترمد به خوارزم مىآيند . حمد الله مستوفى گويد آب جيحون را آب آمويه نيز گويند و شهرتى عظيم دارد . در شرقى ايران است . از جنوب به شمال رود يك شعبه از كوههاى تبت است و يكى از جبال بدخشان و يكى از حدود صغانيان و يكى از طرف ختلان برمىخيزد و هريك را تا با هم پيوستن چند شعب ديگر به دو پيوندد و بعضى از اين شعبه‌ها بر بلاد بلخ و ترمد مىگذرد و چون با هم جمع شوند و از دره‌اى كه آن را « تنگ دهان‌شتر » خوانند به نزديك ده - لوفته از توابع هزار اسب مىگذرد و آن دره در ميان دو كوه است چنان‌كه تنگ به هم آمده كه در ميانشان مسافت كم از صد گز است و آبى بدان عظيمى از آنجا مىگذرد و در دورش زمين به ريگ پنهان مىشود و فرسنگ آن ظاهر نيست و بر آن ريگ مجال و امكان گذر نه . و از جيحون نهرهاى عظيم برگرفته‌اند و بر آن عمارت فراوان و زراعت بىپايان كرده مثل نهر گاخواره ( گاوخواره ) و جوى هزار اسف و كردان جوى و نهر كريه و نهر حيره و غير آن و در هريك از اين نهرها كشتى به آسانى رود . و بعضى از اين نهرها در بحيرهء خوارزم منتهى مىشود و عمود آب جيحون از خوارزم گذشته از عقبهء مسلم كه به تركى كورلاوى گويند فرو - مىريزد و دو فرسنگ بلكه سه فرسنگ آوازش مىرود . بعد از آن به بحر خزر مىريزد به زمينى كه آن را بلخان گويند و مقام صيادان است . و از خوارزم تا دريا شش مرحله است . طول اين رود پانصد فرسنگ . و اين آب در زمستان چنان يخ مىبندد كه چندگاه قوافل بر سر آن مىگذرد و بر آنجا چاه به چند گز فرومىرود تا به آب روان مىرسد . صاحب حبيب السير گويد سرچشمهء جيحون از جبال صغانيان و مصب آن بحيرهء خوارزم است . نگارنده گويد اقوال مصنفين قديم و جديد در باب جيحون زياد و به اختلاف است چنان‌كه بعضى از آنها را ذكر نموديم و برخى ديگر كه نيز قابل نگارش و ملاحظه و منتفع به است باز از آن صرف نظر نمىنمائيم . از جمله حمزه مورخ و مصنف معروف معتبر گويد جيحان شهرى بوده است در درهء هارون واقع در خراسان و عجم چون غالبا الف را واو تلفظ