محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2334

مرآة البلدان ( فارسى )

شده است . در آن هنگام به سبب اين تفصيل فرورفت در فكر و حكم قضيه و اعتبار نكرد خطه را . و از براى قواذيان سه مدينه است كه شديد العماره و آباد است كه در خلال آنها انهار و شعب است كه قلب كرده مىشود در جيحون و جبال و كوهستان اين مدن زياد است و طيب و پاكيزه است و اكبر از آنها نير « 1 » است كه چندان باوسعت و رفعت نيست . مسجد جامعش وسط بازارها و بر آن حصارى است مشتمل بر چهار دروازه . و ديگرى سكارا كه نزديك به جبال است و جامعش در وسط شهر است . و مدينهء ديگر اوزج است كه بر حول شط است و در غايت آبادى و نزاهت . و ديگرى بورم كه دور از جيحون است وسيع و پرآب و سبزه و خوب و پاكيزه و با انهار كثيره و ارزانى و خير و منفعت است . ختل شهرى است باوسعت كه بلاد و قرى و قصبه و توابع بسيار دارد كه بعضى از مدن ختل را برخى نسبت مىدهند به بلخ و اين نسبت به واسطهء آن است كه در يك خط واقع‌اند و الا آنها در خلف جيحون واقع‌اند و اضافهء ختل به سوى هيطل واجب‌تر است و به سبب اين مقالات ، ما مفروز كرديم بلاد و مدنى را كه بر حوالى و اطراف جيحون هستند از اين‌كه آنها منفرد و به خودى خود باشند و به جهت آن‌كه بوده باشد گفتگو كردن و دليل و برهان آوردن در آن از جهت واحده . و ختل اجل از صغانيان و اوسع است از جهت خطه و خاك و مدينه‌هايش بزرگتر است و خير و منافعش اكثر و واقع است بر حدود اقليم سنديه . و قصبهء آن هلبك است و مداين آن مرند ، انديجارغ ، هلاورد ، لاوكند ، كاربنك ، تمليات ، اسكندره ، منك ، فارغرنبك . و هلبك قصبهء ختل است و مقر سلطنت در همين قصبه است و از صغانيان كوچكتر است و جامع آن در وسط شهر است [ و آبشان از نهر عذيبى « 2 » و از نهرهاى ديگر مىباشد ] . و مرند شهرى معمور و بااهل و جمعيت است . و

--> ( 1 ) - ترجمهء احسن التقاسيم : . . . بزرگترين شهرهايش چنين‌اند : بيز . . . شكارا . . . اوزج . . . بورم ( ص 420 ) . ( 2 ) - ترجمهء احسن التقاسيم : [ از نهرى گوارا و جز آن سيرآبند ] ( ص 421 ) .