محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2333
مرآة البلدان ( فارسى )
جگر بند مثل خيوه است در گذشتن شعبهاى از جيحون از آن و اشجار و بساتين بسيار دارد . اسواقش بزرگ و طولانى است و جامعش معمور و در طرف سوق است و جاده مىشكافد شهر را و معبر صادر و وارد داخل شهر است . و جاز شهرى بزرگ صاحب باره و خندق وسيع است و جسرهاى متعدد و مدينهء آن از دروازهاى است تا دروازهء ديگر و جاده در محل دور يكسو و كنار شهر است و مسجد جامعش بر طرف آن است . و درغان بزرگتر از بلاد مذكوره است سواى جرجانيه و مسجد جامعى دارد در كمال حسن و خوبى كه مثل آن در آن ناحيه نيست با جواهر و نفايس رفيعه و نقش و نگار و زينتهاى حسنه . و درغان واقع است بر كنار شط و آنجا را پانصد درخت مو است كه مذكور و معروف است . طول موضع كروم « 1 » دو فرسخ و ممتد است . اين موستان در كنار جيحون و آنجا معدن مويز است . و جيت شهرى است بزرگ با رساتيق و قراى وسيعه و واقع است در مفازه « 2 » و آن سرحدى است باحصن و محكم بر حد غز و از آنجاست محل دخول به سوى ايشان . قواذيان شهرى است كوچك متصل به جيحون و پيوسته و وصل است خاك آن به خاك صغانيان . و ميان خوارزم و صغانيان شهرهاى چند است . لكن ما مقدم داشتيم كورهها را بر شهرها به جهت آنكه بيشتر غرض ما در اين كتاب بيان و ايضاح است نه ترتيب و از براى احدى نيست كه بر ما اعتراض كند در اين ترتيب مگر در كورهها و ما اجتهاد كرديم در ترتيب كورههاى خوارزم تا اينكه نيابد احدى بر ما در اين تقديم و تأخير راه ايراد و اعتراضى مگر آنكه غافل باشد . و نظر كرد در كتاب ما مردى از فقها و دستيافته و غالب شده بود بر شهرهاى خراسان چون كه رسيد به شهرهاى ماوراء النهر گفت اشروسنه ميان شاش و سمرقند نيست . گفتم در وقتى كه بيرون بيايد شخص از سمرقند و قصد رفتن به شاش را نمايد آيا نيست راه او از زامين و ساباط ؟ گفت چنين است . گفتم آن دو از شهرهاى اشروسنه است و ترتيب از روى تحقيق درست و صحيح
--> ( 1 ) - كرم به معنى درخت انگور ( مو ، رز ) است و كروم جمع آن . ( 2 ) - به معناى بيابان ، كوير .