محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2327
مرآة البلدان ( فارسى )
نيست ] « 11 » و لباس ايشان قرطق است كه معرب كرته باشد و اين پوشش مخصوصى است كه پيراهن كوتاه باشد و قلنسوه است كه كلاه باشد و طبيعت و خلق ايشان در ميان اهل خراسان مخفى نيست و جنگجو و دلير و غالب بر غزيه و عزت و ارجمندى دارند و بلاد خوارزم را معادن طلا و نقره و جواهرات ارضى نيست و عمدهء يسار و ثروت آنها از تجارات با اتراك است و از اكتساب اقتناى مواشى است و واقع مىشود به سوى ايشان جلد و پوستهاى اهل صقالبه و خزر و ولاياتى كه قريب به خزر است . همچنين پوست و جلود رقيق اتراك را به خوارزم مىآورند و كذلك پشم و پوست از حيوانات را از قبيل فنك « 12 » كه جانورى است و پوستين آن بهترين اقسام پوستينهاست و سمور و ثعالب و خز و غير از اينها از انواع كرك و پشمها . ابن حوقل گفته است لباس اهل خوارزم قراطق و قلانس معوجه است و از براى ايشان در تعويج قلانس عادت و رسمى است . و در شرح متعلق به جيحون و حوالى آن ساير گفتار ابن حوقل مطابق است با اقوال صاحب مسالك و ممالك . المقدسى گويد جيحون نهرى است كه مىشكافد خوارزم و مضافات آن را و مىريزد در درياچهء خوارزم و شهرهاى بزرگ و مدينههاى عديده جيحون راست و منشعب مىشود از آن انهار بسيارى و به سوى جيحون قلب مىشود ششش نهر . اما شهرهاى جيحون : الختل و قواذيان و خوارزم . و اما مدينههاى آن ترمد است و پس از آن كالف و نويده و زم و فربر و آمل و عن قريب وصف كنيم ما جميع آنها را پيش از شروع در شرح شهر - هاى خراسان به جهت آنكه بعضى از مردمان كسانى هستند كه مىنامند اين موضع مذكوره را ماوراء النهر و ساير هيطل را شهر عجم مىدانند تا حد تركستان و بعضى ديگر قرار دادهاند خوارزم را جزء جانب هيطل و محققا بزرگتر شهرهاى خوارزم به خراسان است و احتراز كرديم ما به سبب اين تفصيل از اين مقالات . اما خوارزم شهرى است واقع بر دو جانب و طرف رود جيحون و قصبهء عظيمهء خوارزم به جانب هيطل است و خوارزم را قصبهاى ديگر است
--> ( 11 ) - مسالك و ممالك : [ و زبان خوارزمى جز زبان اهل خراسان است ] . ( 12 ) - فنك به معناى سگ آبى ، راسو .